khabargozarisaba.ir
پنجشنبه ۰۲ اسفند ۱۳۹۷ - 2019 February 21
کد خبر: ۶۷۹۰
تاریخ انتشار: ۱۹ مهر ۱۳۹۴ - ۰۹:۵۷
این روزها بحث بر سر وفاداری شهرام اسدی، کارگردان "روز واقعه" به فیلمنامه‌ای که بهرام بیضایی آن را نوشت بالا گرفته است.
چند روز پیش محمد رحمانیان در نشست خبری نمایشنامه ‌خوانی «روز واقعه» گفت که شهرام اسدی کارگردان این فیلم تنها بخش‌هایی از متن بیضایی را در قالب فیلم «روز واقعه» کارگردانی کرده است. او گفت: در این فیلم صحنه‌هایی حذف شده، ضمن این که نیمی از اسامی شخصیت‌ها نیز تغییر کرده بود. این جملات رحمانیان بی‌پاسخ نماند و شهرام اسدی در گفت‌وگو با مهر بیان این جملات از سوی رحمانیان را یا ناشی از سهل‌انگاری دانسته یا شوخی و گفته انشاءاله این سخنان به خاطر فریب مسئولان برای دریافت مجوز نمایشنامه ‌خوانی نباشد. 

اما ماجرای «روز واقعه» چیزی فراتر از جدال لفظی بین شهرام اسدی و محمد رحمانیان است. آنطور که خبرآنلاین نوشته نگاهی به نحوه ساخته شدن این فیلم و روندی که طی کرد شاید به‌خوبی نشان دهد که سینمای ایران در چه شرایطی بسر می‌برده و سینماگرانی چون بهرام بیضایی چه روزگاری از سر گذرانده‌اند. 
پیشنهاد اول؛ داریوش فرهنگ
وقتی مسئولان وقت تلویزیون و ارشاد تصمیم گرفتند فیلمنامه‌ای با مضمون عاشورایی بسازند، گزینه‌های زیادی در نظر داشتند اما هیچ کدام گمان نمی‌کردند این فیلمنامه را کسی بنویسد که سال‌ها مورد هجمه و اتهام افراطیون بوده و هست. 
نخستین بار این داریوش فرهنگ بود که با این پیشنهاد به سراغ بیضایی رفت: «نوشتن فیلمنامه‌ای با موضوع عاشورا». پیشنهادی که گفته می‌شود بیضایی نیز از آن استقبال کرد اما یک سال بعد وقتی فرهنگ دوباره به‌سراغ مدیران تلویزیون رفت تا فیلمنامه‌ای با مضمون عاشورایی را به آنها تحویل دهد نام فیلمنامه ‌نویس نام عجیبی بود: «ع. سالک» 
عبداله اسفندیاری که در آن سال‌ها به عنوان مشاور تولید در پروژه ساخت فیلم «روز واقعه» همکاری داشت، در مصاحبه‌ای گفته: من در فاصله زمانی سال‌های ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۲ به عنوان مدیرگروه فیلم و سریال شبکه اول سیما مشغول فعالیت بودم. حوالی سال ۱۳۶۰ برای داریوش فرهنگ داستان مسلمان شدن یک مسیحی همزمان با وقوع وقایع عاشورا را تعریف کرده و از وی خواستم به سراغ گسترش طرح و نگارش فیلمنامه برود. فرهنگ یک طرح پنج صفحه‌ای نوشت و آن را برای ما آورد. ما هم بعد از تایید طرح از او خواستیم که فیلمنامه کار را بر اساس همان طرح بنویسد. اما فرهنگ که ادعایی در فیلمنامه ‌نویسی نداشت گفت من چنین کاری نمی‌کنم برای همین سراغ گزینه‌های دیگر رفتیم.
طرحی که هیچکس آن را ننوشت
اما گزینه‌های دیگر همه، پیشنهاد را رد می‌کنند. از کیهان رهگذار، نویسنده فیلمنامه سریال «سربداران» گرفته تا محسن مخملباف که می‌گوید موضوع فیلمنامه با اعتقاداتش هماهنگی ندارد. در این میان اما داریوش فرهنگ کار خودش را می‌کند. اسفندیاری می‌گوید: رفت و آمدهای داریوش فرهنگ به شبکه اول برای مشاوره جهت پیدا کردن سناریست ادامه داشت تا اینکه به ناگاه فرهنگ حدودا یک سالی غیبش زد و بعد از یک سال فیلمنامه‌ای با عنوان «روز واقعه» را برای ما آورد، فیلمنامه‌ا‌ی نوشته ع. سالک.
متن برای تایید به شورای فیلم و سریال می‌رود اما تا قبل از تایید نهایی داریوش فرهنگ حاضر نمی‌شود بگوید «ع. سالک» نام مستعار چه کسی است: هر چقدر به او اصرار کردم بگوید نام نویسنده چیست او مرتب می‌گفت: چه فرقی می‌کند، شما فیلمنامه را بخوانید و ببینید مورد تایید است یا نه؟
دلیل فرهنگ برای نام نبردن از بیضایی این بوده که با مطرح شدن نام بیضایی حساسیت‌ها افزایش پیدا می‌کند و به همین دلیل نامی از بیضایی نمی‌برد. 
سرانجام متن تایید می‌شود اما با وقوع جنگ همه چیز منتفی شده و کار ساخت فیلمنامه به تعویق می‌افتد. 10 سال می‌گذرد تا این که حسن جلایر، تهیه‌کننده فیلمنامه را از بیضایی می‌خرد و برای گرفتن پروانه ساخت آن را به ارشاد می‌دهد. ارشاد هم بعد از دو سال و پس از اعمال اصلاحات و جرح و تعدیل مجوز ساخت را صادر می‌کند تا اسفندیاری آن را به شهرام اسدی که آن روزها تازه از خارج از کشور به ایران برگشته بود پیشنهاد بدهد. 
چرا بیضایی این فیلم را نساخت؟ 
اما چرا خود بیضایی این کار را نساخت؟ این پرسشی ا‌ست که هر کس به آن پاسخی می‌دهد. اسفندیاری می‌گوید: بیضایی آن زمان فیلمنامه‌های دیگری مثل «اشغال» داشته که دلش می‌خواسته آن را بسازد. اما خود بیضایی گفته که اجازه ساخت «روز واقعه» را به او نداده‌اند. بیضایی گفته: نگذاشتند خودم بسازم. لااقل ۱۰ کارگردان عوض شد و من تعجب می‌کردم که این همه آدم نمی‌توانند این فیلم را بسازند. حتی گفتند واروژ کریم مسیحی این فیلم را بسازد. 

خوشحالم می‌شدم اگر او این فیلم را می‌ساخت. حتی اسم آقای محمدرضا اصلانی را آوردند. خیلی‌ها عقیده داشتند که چند جای فیلم را باید عوض کنم اما من برای عوض کردن نرفتم. به هر حال آقای اسدی مهارتش را داشت که لااقل تعداد جاهایی را که می‌خواستند عوض شود به سه برساند و فیلمی بسازد شبیه فیلم‌هایی که قرار است از تلویزیون پخش شود. 
او هیچگاه نظر قطعی خود را درباره نتیجه کار اسدی اعلام نکرد و تنها گفت: اصلا نمی‌خواهم بگویم راضی هستم یا نه. تمام حرف من این است که من این فیلم را این طور نمی‌دیدم. این فیلم شباهتی به فیلم‌هایی که داشتم، ندارد. 
کدام تغییرات؟ 
این تغییرات چه بود که بیضایی حاضر نشد، آنها را در فیلمنامه‌اش اعمال کند و آن را بسازد؟ داستان فیلم «روز واقعه» داستان جوانی نصرانی است که تازه مسلمان شده. او در جریان عروسی‌اش با راحله دختر زید، ندایی می‌شنود که او را به یاری فرا‌می‌خواند. عبداله به‌دنبال این ندا بیابان‌ها را می‌گردد تا به کربلا می‌رسد اما او دیر رسیده است. عصر عاشوراست. کشته‌ها بر زمین و اهل بیت در زنجیر. 
اما در فیلمنامه‌ای که بیضایی نوشت اتفاقات دیگری جز آنچه در فیلم رخ می‌دهد، روایت شده است، مثلا دیدار عبداله با شهربانو همسر ایرانی امام حسین(ع)که به دستور امام از کربلا می‌رود و …
همین تغییرات بود که باعث شد بیضایی حاضر به ساختن فیلم نباشد. در نتیجه شهرام اسدی دست به کار ساختن این فیلم می‌شود و شهرام اسدی بنا به گفته خودش برای این که بتواند فیلم را بسازد مجبور به اعمال این تغییرات بوده است. 
اسدی در مصاحبه‌ای که سال‌ها پیش با مجله فیلم کرده، درباره تغییرات فیلم گفته است: درباره تغییرات فیلمنامه باید بگویم چیزهایی در فیلمنامه بیضایی بود که به من ایراد گرفتند. مثلا اینکه ندای یاری‌ طلبانه به یک آدم عادی نمی‌رسد و چنین چیزی در احادیث نیست مگر آن که جزو اولیا و انبیا باشد یا به واسطه‌ای باشد در خواب یا رویا. این شد که من شخصیت تازه‌ای به نام «اسود آهنگر» را به داستان وارد کردم، آهنگری سیاهپوست که در روایات هم نامش آمده که جزو شهدای کربلاست. من او را رابطی میان شخصیت اصلی و ندایی که می‌رسد قرار دادم و این همان آهنگری است که وقتی عبداله به تاخت از کناره مغازه‌اش می‌گذرد، می‌گویند دو روز است مغازه‌اش را بسته و در نهایت نیز عبداله در کربلا بر بالین او حاضر می‌شود. 
تغییر بعدی حذف کامل فصل «شهربانو» از فیلمنامه بود که اسدی درباره آن گفته: من مجبور شدم فصل شهربانوی فیلمنامه را حذف کنم. علاقه زیادی به این فصل از فیلمنامه بیضایی داشتم اما متاسفانه باز هم ایراد گرفتند که حتما باید سندی معتبر مبنی بر وجود این فصل در حالت واقع بیاوری و من هم که سندی نیافتم مجبور شدم این فصل را حذف کنم و وقتی این فصل حذف شد عبور از طاق کسرا و ایوان مدائن که در فیلمنامه بود هم لغو می‌شد اما من سعی کردم دوستان فارابی و شورای فیلمنامه را راضی کنم که تا حدودی این‌ها در فیلم بیاید اما وقتی فصل شهربانو حذف شد طبیعتا این فصل ایوان مدائن هم مرخص می‌شد.
او در پاسخ به سخنان محمد رحمانیان هم باز به وفاداری خود بر متن تاکید کرده و گفته حتی یک اسم را هم تغییر نداده است: اساسا دلیلی برای این تغییر وجود ندارد. فیلمنامه شش شخصیت اصلی دارد که به اسامی آنها در دیالوگ‌‌ها اشاره می‌شود و انبوهی اسامی شخصیت‌های فرعی که تغییر آنها مطلقا محلی از اعراب ندارد چون در تصاویر فیلم اشاره‌ای به آن اسامی نمی‌شود؛ مثل پیاده، مرد نصرانی، جوان بی‌طاقت، زن، پیرمرد و.‌.‌. تنها اسم تغییر کرده که اتفاقا از سوی خود آقای بیضایی انجام شده، تعویض اسم شخصیت اصلی (عبداله) در نسخه واگذاری به تهیه‌کننده است که در نسخه انتشاراتی به شبلی برگردانده شده است.
او همچنین گفته: ما در حال حاضر در دوران‌گذار قرار داریم و همگی دچار تنگناهایی هستیم که اتفاقات در برخی موارد این مشقت‌ها بر هنرمند مضاعف است اما این دوران خواهد گذشت. باید کوشش کنیم در فردای آن روز به سبب رفتاری که در این روزهای سخت از ما سر زده، شرمسار همدیگر نباشیم. 
سال‌ها از ساخت «روز واقعه» و آنچه بر این متن و فیلم رفت گذشته است. آنچه باقی مانده دریغ سینمای ایران از ساخته شدن، یکی از بهترین متون عاشورایی به دست نویسنده‌اش بهرام بیضایی است. آیا کسانی که مانع ساخته شدن این فیلم به دست خود بیضایی شدند نیز امروز شرمسارند یا آن روزگار سخت همچنان ادامه دارد؟ 

الهه خسروی یگانه
ارسال به دوستان
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: