khabargozarisaba.ir
دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷ - 2018 December 10
کد خبر: ۵۹۸۸۹
تاریخ انتشار: ۱۵ آبان ۱۳۹۷ - ۱۷:۱۸
حمید بهمنی از ساخت فیلم «گام‌‌های شیدایی» به «صبا» می‌گوید:
غالب تفکر و نگاه حاکم بر سینمای ما سطحی‌نگر است و بیش از شش سال است که این نگاه روی سینما حاکم است و سلیقه و ذائقه مخاطب را عوض کرده است.

چهارمین ساخته حمید بهمنی با عنوان «گام‌‌های شیدایی» این روزها در سینماهای سراسر کشور در حال اکران است. فیلمی که چند سال پیش در جشنواره فجر حضور داشت و حالا پس از گذشت چند سال به اکران رسیده است. «گام‌‌های شیدایی» قصه جولیا است که به خدمت ارتش ایالات متحده درآمده و تلاش دارد مداركی كه در حین انجام وظیفه در این كشور به دست آورده به دوست خبرنگار خود برساند. در جریان این اتفاقات یكی از پرده‌های سناریوی آزادسازی عراق به تصویر كشیده می‌شود. به بهانه اکران این فیلم با حمید بهمنی گفت‌وگویی داشتیم که در ادامه می‌خوانید.

«گام‌‌های شیدایی» چهارمین ساخته شماست و پیش از این آثاری چون «گلوگاه شیطان» را در سینمای جنگ ساخته بودید و به‌نوعی می‌شود گفت جزو فیلمسازان دغدغه‌مند این حوزه هستید اما «گام‌‌های شیدایی» ظاهرا سفارش دولت دهم بوده است و بودجه‌ای برای ساخت آن ارائه شده، پس این فیلم یک کار سفارشی بوده است؟

در تمام دنیا پشت فیلم‌های استراتژیک و آثاری که نقش تاثیرگذاری در جریان فرهنگی دارند سفارش‌دهنده و نگاه دولت وجود دارد از آمریکا گرفته تا اروپا و کشور خودمان؛ هیچ وقت بخش خصوصی وارد حوزه ساخت فیلم‌های استراتژیک نمی‌شود. «گام‌‌های شیدایی» سفارش دولت به معنای واقعی نبود و فقط درصد کوچکی از آن یعنی کمتر از 20درصد فارابی برای ساخت آن ورود کرد و بخش دیگر را هم نه دولت و نه هیچ جای دیگر کمک نکرد و خود موسسه شهید آوینی به عهده گرفت. موسسه شهید آوینی هم که تکلیفش مشخص است و ربطی به دولت ندارد و به‌صورت مستقل کار می‌کند. زمانی که فیلمنامه را خواندم آن را یک گروه دانشجویی نوشته بودند و براساس پیشنهاد ما به مدیرعامل وقت موسسه شهید آوینی آقای قهرمانی قرار شد تا در جهت برطرف شدن ضعف‌‌های فیلمنامه و باورپذیر شدن آن متن بازنویسی شود، قرار شد آقای سجاده‌چی فیلمنامه را بازنویسی کنند و این کار را انجام دادند، من نیز در طول فیلمبرداری سر صحنه تغییراتی را برخی سکانس‌‌ها ایجاد می‌کردم. کسانی که اهل مضامین مذهبی، اعتقادی و انقلابی هستند نسبتا به چنین فیلمی رویکرد مثبتی دارند، فیلمسازی که دم از تعهد، انقلاب، مبارزه با استکبار و... می‌زند وقتی صحبت از ساخت فیلمی به میان می‌آید که در حوزه اربعین و فرهنگ حسینی است و در کنار آن به نقد حضور آمریکا در منطقه می‌پردازد از ساخت آن استقبال می‌کند. من این فیلم را با تمام وجودم ساختم و یک لحظه هم از ساخت آن نه پشیمان شدم و نه اعلام انصراف کردم. من با عشق و با تمام وجود این اثر را ساختم اگر چه می‌دانم ضعف‌‌هایی در این اثر به‌خاطر نوع فیلمنامه و وجود برخی سکانس وجود دارد که ضعف هم در تمام فیلم‌های دنیا وجود دارد و و دیکته نانوشته نیست که خطا نداشته باشد اما به تعبیر من برخی از سکانس‌‌های این فیلم به ده‌‌ها فیلم مبتذل و سطحی که در سینمای ما ساخته می‌شود می‌ارزد؛ فیلم‌هایی که چه به‌لحاظ محتوا و چه به‌لحاظ کیفیت و نگاه هنری در پایین‌ترین درجه هستند. در همان سالی هم که فیلم در جشنواره نمایش داده شد، برخی منتقدان به فیلم تاختند اما آن‌ها با محتوای فیلم مشکل داشتند کسی نیامد بگوید کارگردانی، بازی بازیگران و... ایراد دارد. در آن زمان این فیلم اولین اثری بود که به موضوعات منطقه و حضور داعش پرداخته بود و ما با جسارت و ترس و لرز پا در میدان گذاشتیم.

می گویید فیلم استراتژیک و یک بحث بزرگ به وسط می‌آید، در تمام دنیا براساس سیاست‌گذاری‌‌ها فیلم‌های استراتژیک ساخته می‌شود، مثلا در هالیوود و تاثیرگذاری آن روی مخاطب به حدی است که می‌تواند جریان‌‌های مردمی مختلف را دستخوش تغییرات کند اما ما به‌رغم آن‌که یکی از انقلاب‌‌های مهم دنیا را در کشور شاهد بودیم هنوز بعد از این همه سال نتوانستیم فیلم به قول شما استراتژیک موفق بسازیم!

قیاس موقعیت استراتژیک از منظر ما با آمریکا بسیار متفاوت است. از نظر ما ساخت فیلم‌های استراتژیک یعنی تولید آثاری که به‌واسطه آن به ملت‌‌ها و جهان آگاهی‌‌هایی بدهیم درصورتی‌که هالیوود با چنین نگاهی دست به ساخت آثار استراتژیک نمی‌زند.. از سویی دیگر شرایط ساخت فیلم در هالیوود که سالانه هزاران اثر تولید می‌کند با سینمای ایران که سالانه به زور صد فیلم خروجی دارد متفاوت است. شرایط اکران، نمایش و هزینه‌‌هایی که هالیوود برای ساخت یک اثر اصلا با شرایط ما قابل قیاس نیست و به همین واسطه کاملا تاثیر خود را به مخاطب حقنه می‌کنند. ما در ایران از حداقل بودجه، امکانات، تبلیغات و... برخورداریم اما این دلیل نمی‌شود که ما در این حوزه فیلم تولید نکنیم. ما باید کار خود را انجام دهیم ممکن است جامعه آن را در بازه‌ای زمانی نپسندند اما ما باید آن را در تاریخ سینمای خود ثبت کنیم. اگر هزینه ساخت یک فیلم در هالیوود به سینمای ایران داده شود مسلما اتفاقات مهم و خوبی به‌وسیله فیلمسازان ایرانی رقم می‌خورد اما سینمای ما گنجایش و ظرفیت تخصیص چنین هزینه‌‌هایی را به یک فیلم استراتژیک ندارد و هنوز به آن جا نرسیده‌ایم که به‌خاطر مفاهیم اینچنینی هزینه گزافی کنیم. در چنین شرایطی مجبوریم فقط به نگاه و تدبیر هنرمندان و مدیران اکتفا کنیم.

اما مخاطب هم چندان استقبالی از این آثار نمی‌کند!

بخشی از این‌که مخاطب استقبال نمی‌کند برمیگردد به جریان فرهنگی که در کشور حاکم است. جریان فرهنگی در حوزه سینما را نگاه کنید! غالب تفکر و نگاه حاکم بر سینمای ما سطحی‌نگر است و بیش از شش سال است که این نگاه روی سینما حاکم است و سلیقه و ذائقه مخاطب را عوض کرده است.

فیلم سینمایی «گام‌‌های شیدایی» در سی‌و‌یکمین جشنواره فیلم فجر حضور داشت و اگر اشتباه نکنم تولید آن به سال91 برمی‌گردد، این تعویق زمانی نسبتا طولانی برای اکران چه دلیلی داشت؟

بعد از نمایش فیلم در جشنواره فیلم فجر و فرارسیدن سال92 که مصادف شد با تغییر دولت، بحث برجام و مذاکرات1+5 بیش از پیش قوت گرفت. در تلاش بودیم تا فیلم را در همان سال اکران کنیم اما شرایط حاکم سبب شد تا با اکران فیلم‌هایی که ممکن است جریان اندیشه برجام را به مخاطره بیندازد موافقت کلی نشود. از سوی دیگر بخشی از این تعویق به پخش‌کننده برمی‌گردد، در آن زمان با پخش‌کننده‌ای به توافق رسیدیم تا در ایام منتهی به اربعین همان سال فیلم اکران شود اما آن پخش‌کننده مدام بی‌آنکه دلیلش را بفهمیم همه چیز را پشت گوش انداخت. به‌موازات این اتفاق، تصمیم گرفتیم فیلم را مجددا مونتاژ کنیم و به‌نوعی دستی سرش بکشیم بعد از آن دوباره پروانه نمایش را اخذ کردیم اما باز هم پخش‌کننده همراهی لازم را نکرد تا این‌که ما دیگر از اکران این فیلم ناامید شدیم. چندی پیش به‌واسطه یکی از دوستان، آقای امیر سماواتی فیلم را دیدند و از آن استقبال کردند، از آن‌جایی که فضای فیلم با معنویت اربعین قرابت دارد آقای سماواتی تحت تاثیر همین موضوع برای اکران آن در همین ایام پیش‌قدم شدند.

پس یعنی یکی از دلایل تعویق اکران فیلم، رویکرد دولت جدید و ماجرای برجام بود و بخش دیگر به پخش‌کننده برمی‌گشت!

سیاست‌‌های اعمال‌شده در روزهای اول دولت یازدهم و از سویی دیگر اقدامات پخش‌کننده سبب این تعویق شد و ما در تمام این مدت مستأصل بودیم.

درست است که قصه و فضای فیلم «گام‌‌های شیدایی» با این ایام تناسب و قرابت دارد اما به‌لحاظ مخاطب و گیشه این موقعیت زمانی اصلا برای اکران مطلوب نیست، تمایلی نداشتید که آن را در زمان دیگری اکران کنید یا چون زمان زیادی به اکران آن خورده بود فقط می‌خواستید فیلم اکران شود؟

خودتان بهتر می‌دانید در حوزه اکران مافیای پنهانی وجود دارد و زمان‌‌های طلایی برای اکران یک فیلم از قبل برای برخی آثار کنار گذاشته شده است و معمولا زمان‌‌های مرده که افت فروش محسوس است به فیلم‌های هنری اختصاص داده می‌شود، این آرزوی من بود که این فیلم را در عید و یا تابستان اکران می‌کردم و یقین دارم اگر این فیلم در عید اکران می‌شد به سبب قصه، بازیگران و این‌که جزو اولین آثاری است که به موضوع حضور داعش در منطقه و تروریست پرداخته است مورد توجه قرار می‌گرفت و به فروش خوبی می‌رسید اما مافیای اکران این اجازه را به فیلم‌هایی که نگاه فرهنگی و استراتژیک دارند نمی‌دهند. بلایی که سر این فیلم آمده است سر فیلم‌های دیگری چون «شکارچی شنبه» هم آمده است. این فیلم از نظر محتوا و اجرا چند سر و گردن از برخی فیلم‌هایی که در سینما اکران می‌شوند بالاتر است. با احترام به تهیه‌کنندگان و کارگردانان سایر آثار اما برخی از فیلم‌هایی که این روزها روی پرده سینما می‌رود در سطحی‌ترین شکل ممکن هستند، برخی آثار آنقدر تلخ و گزنده هستند که جزو قاموس سینمای انقلاب اسلامی نیستند. در این میان فیلم‌های سخیف و مبتذلی هم ساخته می‌شود که تنها هدفشان خالی کردن جیب مخاطب است. برخی رسانه‌‌ها همسو با برخی آثار جوسازی‌‌هایی می‌کنند تا مخاطب را برای تماشای این فیلم‌ها به سینما بکشانند. البته این را هم بگویم من مخالف ساخت فیلم طنز و خوب نیستم بلکه به نظرم نیاز جامعه است و این حق مردم است که ساعاتی را در سینما به تماشای یک فیلم مفرح بنشینند و بخندند اما نه به هر قیمتی! فیلم‌هایی که شوخی‌‌های مبتذل بیان می‌کنند کجا تامل‌برانگیز و جریان‌ساز هستند؟ در این میان فیلم‌های استراتژیک که مفاهیم اعتقادی را در خود نهادینه کرده‌اند و ساخت آن‌ها لازم است در شرایط اکران یا له می‌شوند یا برخی از آن‌ها اصلا به اکران نمی‌رسند؛ مثلا سال76 فیلمی را ساختم که به‌رغم نظر مثبت منتقدان و دوستان سینماگر اما هیچ وقت مجال اکران پیدا نکرد. فیلم‌هایی مثل فیلم بنده یا آثار اساتید من آقایان حاتمی‌کیا، شیخ‌طادی و... جزو آن دسته از کارهایی است که با خیال راحت می‌شود آن را تماشا کرد اما فیلم‌هایی که بعضا بهترین شرایط اکران را هم دارا هستند به‌لحاظ محتوایی به سمت و سویی رفتند که نمی‌شود آن را با فرزندان خود تماشا کرد. در کل همه چیز به شرایط و مافیای اکران برمی‌گردد و گرنه من اصلا بدم نمی‌آمد که این فیلم را در زمان بهتری اکران کنم.



ملیکا مومنی‌راد

ارسال به دوستان
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: