khabargozarisaba.ir
جمعه ۲۳ آذر ۱۳۹۷ - 2018 December 14
کد خبر: ۵۸۳۳۹
تاریخ انتشار: ۱۸ مهر ۱۳۹۷ - ۱۶:۵۳
«مرد هزارچهره» در قاب آی فیلم انگلیسی؛
مهرآوه مسعودی

مجموعه تلویزیونی «مرد هزارچهره» که برای نخستین بار نوروز 87 پخش شد، یکی از موفق ترین سریال های مهران مدیری در طول سال ها فعالیت او در تلویزیون است. سریالی با قصه ای خوب و شیرین و شخصیت پردازی درست کاراکتر اصلی که مخاطب را به راحتی با خود همراه می کند. مسعود شصت چی، شخصیت اصلی قصه همان مرد هزارچهره ای است که از سر سادگی و عجز در بروز خود، در دام ماجراهای ناخواسته ای می افتد که در آخر او را به یک مجرم بدل می کند. مجرمی که در دادگاه نیز نمی تواند از خود دفاع کند و حقیقت را به اثبات رساند.

مدیری در همان سال پخش سریال در گفت‌وگویی بیان کرد که حرف اول این مجموعه طرح این مساله است که چگونه یک انسان باشهرت، ثروت و قدرت که تمایل به آن در ذات همه آدمیان وجود دارد، آن قدر سرگرم می شود که جایگاه و کار اصلی خود را فراموش می کند. او حرف و هدف بعدی سازندگان این سریال را به تصویر کشیدن روابط غلط اجتماعی معرفی کرد که آدم ها را در فضاهای اشتباه جای گذاری می کنند و به آنان بیش از آنچه لیاقت دارند می بخشند. اهدافی که مدیری بر شمرده است توضیحات سنجاق شده به متن اصلی اثر نیست و به واقع در مرد هزارچهره دیده و به مخاطب منتقل می شود. مرد هزارچهره روابط اجتماعی ای را نقد می کند که بسیاری از مشکلات آن نشات گرفته از ضعف های شخصی و عقده های درونی افراد تشکیل دهنده آن اجتماع هستند. شصت چی یک قربانی است که در موقعیت های اشتباهی وارد بازی تعریف و تمجید و بت سازی اطرافیانش می شود و در نهایت، این توجه ها و هندوانه های روانه شده زیر بغلش او را سر کیف می آورد و به آدمی سوءاستفاده گر بدل می کند. این سیکل جایی معیوب و علیه او می شود که به دست قانون و دادگاه می افتد و حال باید مجازات گناه آنچه ناشی از روابط پر اشکال و بیمار اجتماعی است را یک تنه پس دهد. گروه نویسندگان مرد هزارچهره که یک تیم استثنایی با حضور برادران قاسم خانی، امیر مهدی ژوله و خشایار الوند است این نقد اجتماعی تلخ را در پس قصه ای ساده و سرراست و با زبان کمدی چنان به تصویر می کشند که مخاطب لابه لای فهم جان کلام اثر لبخند بزند و سرگرم شود.

موقعیت های اشتباهی که مسعود شصت چی در آن ها گرفتار می آید در فیلمنامه به شیوه ای چیده شده اند که در دل آن ها نقبی به روابط در مشاغل و اقشار مختلف اجتماعی از جمله جامعه پزشکان، حلقه های هنری و ادبی و همچنین پلیس نیز زده می شود. شوخی با مشاغل یا افراد خاص همیشه برای کمدین های ما شوخی های خطرناکی به حساب می آیند زیرا که معمولا آن ها را با عواقبی چون شکایت این صنوف مواجه می سازد. مرد هزارچهره از این حیث با دردسرهای آنچنانی مواجه نشد اما از گزند اعتراض ها نیز در امان نماند و برخی آن را به ارائه تصاویر غیرمصنفانه و خیالی از پزشکان و روشنفکران متهم کردند، ولی این حرف و حدیث ها مانع ادامه کار مدیری و گروهش نشد و همین تیم سال 88 «مرد دو هزارچهره» را روی آنتن بردند که ادامه قصه بدبیاری های مسعود شصت چی بود و در آن نیز با فوتبالی ها و بازیگران و کارگردانان شوخی شد. شوخی مدیری با خود و همکارانش در آغاز سری دوم این مجموعه حسن ختام و مهری باطل بر اندیشه ای بود که همواره عده ای را مبرا از حضور در فضای طنز می داند.

به هر روی، با نگاه به کارنامه مدیری می توان گفت مرد هزارچهره فرازی در کارنامه اویی است که پس از آن در مجموعه سازی برای تلویزیون بیشتر فرود را تجربه کرده است. این مجموعه این روزها روی آنتن کانال آی فیلم انگلیسی است. سریالی که در این سال ها همچنان در بازپخش هایش بیننده داشته و البته یکی از بهترین گزینه ها برای پخش از یک شبکه برون مرزی است. بدیهی است که کمدی و جنس شوخی ها از فرهنگی به فرهنگ دیگر به سبب زمینه های متفاوت فرهنگی، تمایزهای اساسی دارد اما در میان این اختلاف ها می توان با رعایت استانداردهایی به زبان مشترک رسید و چون چارلی چاپلین کمدی ای ساخت که مردمانی از دیگر کشورها و با فرهنگ های متفاوت نیز همچنان و پس از گذشت سال ها با تماشای آن لبخند بزنند. مقایسه مهران مدیری با چاپلین غیرمنصفانه و قیاس آثار او با فیلم های کمدی چون «عصر جدید» و... مع الفارق است اما می توان به جرات گفت ساخته های مدیری یکی از بهترین نمونه های تولیدات نمایشی ایرانی در گونه کمدی است که قابلیت همه فهمی و ارتباط میان فرهنگی را نیز دارد.

ارسال به دوستان
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: