khabargozarisaba.ir
دوشنبه ۰۲ بهمن ۱۳۹۶ - 2018 January 22
کد خبر: ۴۹۳۹۳
تاریخ انتشار: ۱۸ دی ۱۳۹۶ - ۱۱:۳۱
علی ظهوری‌راد-خبرنگار سینما

صنعت سینما این روزها در تمام دنیا تبدیل به صنعت گران‌قیمتی شده است. در بسیاری از کشورهای صاحب این صنعت، مالیات‌های سنگینی بر دوش کمپانی‌های تولیدکننده فیلم سنگینی می‌کند و هزینه‌‌های مربوط به تاسیس و نگهداری سالن‌های نمایش فیلم که بیشتر آن‌ها متعلق به همین کمپانی‌‌هاست، گاهی هزینه‌‌های کلی صنعت سینما را از میزان معقول خود بالاتر می‌برد و به همین دلیل است که هر کشوری برای دوام و بقای صنعت سینمای خود دست به فعالیت‌هایی می‌زند که تولید مشترک با یک کشور خارجی، نمونه عالی آن است.

اگر با کمی دقت تاریخ سینمای جهان به‌خصوص بخش‌های بعد از جنگ جهانی دوم را مرور کنیم، می‌بینیم که تولید مشترک، نجات‌دهنده سینمای اروپا در این برهه از زمان بود. با این‌که سینما در آمریکا متولد شد و اولین استودیوهای فیلمسازی متمرکز جهان در جنگل‌های مقدس سرخپوستان تاسیس شد که به‌سرعت هالیوود نام گرفت، اما دوربین فیلمبرداری به‌سرعت به اروپا رفت و استودیوهای بزرگی مانند چینه‌چیتا در ایتالیا و استودیو بابلزبرگ در آلمان تاسیس شد و کار تولید فیلم‌های بومی در اروپا به‌سرعت آغاز شد.

وقوع دو جنگ جهانی به‌خصوص جنگ جهانی دوم، ضربه بدی به پیکره سینمای اروپا زد چون بسیاری از کارگردانان خوب اروپایی مانند اتو پره میجر، ارنست لوبیچ، فریتز لانگ و... از اروپای تحت اشغال نازی‌ها گریختند و پس از پایان جنگ هم ترجیح دادند در آمریکا بمانند و تنها در ایتالیا بود که کارگردانانی مانند روبرتو روسلینی همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دادند. همین‌جا بود که مشکل اصلی سینمای اروپا که منبع الهام‌بخش هنری سینما بود آغاز شد. آمریکا که از میدان‌های جنگ دور مانده بود یکه‌تاز عرصه اقتصاد و فرهنگ در سرتاسر جهان شد و فیلم‌های آمریکایی سراسر جهان را فرا گرفت و کم‌کم فرهنگ آمریکایی مشغول بلعیدن خرده‌فرهنگ‌های کشورهای اروپایی شد که کم‌کم در حال کمر راست کردن از مشکلات اقتصادی ناشی از جنگ و از دست دادن نیروی انسانی کشورشان بودند.

این‌جا بود که سینماگران اروپایی راه را در تولید مشترک آثارشان دیدند. وقتی توان تولید فیلم در یک کشور موجود نبود، سینماگران کشورهای ایتالیا، آلمان، فرانسه و... با کنار هم گذاشتن توانایی‌های خود کاری کردند که اکثر فیلم‌های اروپایی تبدیل به تولیدات مشترک در بین کشورهای مختلف شد. برای مثال گاهی لوکیشن فیلمی در آلمان بود اما فیلمبردار آن از فرانسه و بازیگر آن از ایتالیا می‌آمد. همین مسئله بود که سینمای اروپا را بعد از جنگ جهانی دوم حفظ کرد و باعث شد مکاتب فیلم اروپایی با وجود همجه هالیوود به زندگی خود ادامه دهند و این اتفاقی است که حتی امروز هم می‌افتد و به‌خصوص پس از تشکیل اتحادیه اروپا این روند بسیار پررنگ‌تر از گذشته شده است.

سینمای ایران هم قبل از پیروزی انقلاب اسلامی چند تولید با سینمای ایتالیا و آمریکا داشت که به‌خصوص فیلم‌های تولیدشده در ایتالیا با رنگ‌وبوی اسطوره‌ای ازجمله این فیلم‌ها بودند. از دهه40 شمسی فیلم‌هایی در اروپا و آمریکا تولید شد که بازیگران ایرانی مثل ایلوش خوشابه و بیک‌ایمانوردی را به خدمت می‌گرفتند و به‌خصوص ایلوش که قهرمان بدن‌سازی ایران و جهان بود، اندام و ظاهر مناسبی برای بازی در نقش شمایل‌های اسطوره‌ای داشت و سال‌ها در ایتالیا در فیلم‌هایی از این دست ظاهر شد که می‌توان ازجمله آن‌ها به «هفت‌خوان علی‌بابا»، «هرکول»، «سامسون و اولیس»، «برادران شکست‌ناپذیر ماچیسته» و «دو تپانچه مگنوم۳۸ برای شهری از اشرار» اشاره کرد که محتویات این فیلم‌ها از نام آن‌ها پیداست. رضا بیک‌ایمانوردی هم در ایتالیا فیلمی به نام «صندلی الکتریکی» بازی کرد و محمدعلی فردین هم در طول دوران کاری خود در لبنان و ایتالیا چند فیلم بازی کرد که مهم‌ترین آن‌ها «مردانه بکش» بود که در آن او مقابل فابیوتستی و اتوره مانی از بازیگران معروف ایتالیایی بازی کرد و چند سال بعد از آن هم در فیلم «همای سعادت»محصول مشترک ایران و هند جلوی دوربین رفت.

اما هیچ‌کدام از این فیلم‌ها به‌معنای واقعی تولید مشترک نبودند. تنها اشتراک این فیلم‌ها با سینمای ایران حضور بازیگران ایرانی در این فیلم‌ها بود و به یمن وجود دوبله در آن روزگار، فیلم‌ها به عامه‌پسندترین شکل ممکن برای اکران آماده می‌شدند. گذشته از این‌که محتوای بعضی از این آثار با فرهنگ ایران همخوانی نداشت، هیچ‌گونه انتقال تجربه‌ای هم در قالب ساخت این تولیدات مشترک به سینماگران ایرانی انجام نمی‌شد و این تولیدات هیچ آورده‌ای جز آورده‌‌های مالی برای سینمای ایران نداشت.

این دست تولیدات سینمایی با آغاز انقلاب اسلامی تعطیل شدند و سینمای ایران تا سال‌ها هیچ فیلمی با این عنوان نداشت تا این‌که در دهه70 محمدرضا اعلامی فیلم «آشوبگران» را ساخت که بخشی از آن در پاکستان می‌گذشت و با وجود نبود سرمایه‌گذاری داخلی در این فیلم، می‌توان آن را اولین فیلم تولید مشترک سینمای ایران با یک کشور دیگر به حساب آورد.

در طی سال‌های فعالیت سینمای ایران بعد از انقلاب فیلم‌هایی در سینمای ما تولید شدند که عنوان تولید مشترک را یدک می‌کشیدند اما همان‌طوری که گفته شد اکثر این آثار تنها با سرمایه‌‌های ایرانی در آن‌سوی مرزها ساخته شد. «فرش باد»(کمال تبریزی)، «نیلوفر»(سابین ژمایل)و «رقص با رویا»(محمود کلاری) ازجمله این آثار بودند که حتی فیلمبرداری آن‌ها در ایران و چند کشور دیگر صورت می‌گرفت اما همیشه عنصر ایرانی بودن سرمایه و غالب بودن وجه ایرانی فیلم از نظر عوامل فنی و حتی بازیگران، باعث می‌شد واقعی بودن ماهیت این تولیدات مشترک همیشه در پرده‌ای از ابهام باشد.

سینمای ایران روزبه‌روز در حال پیشرفت است و مسئله تولید مشترک یکی از مهم‌ترین راه‌ایی است که می‌تواند سینمای ایران را در راه پیشرفت همراهی کند. مهم‌ترین مسئله در این میان جلب سرمایه‌‌های خارجی و داشتن داستان‌هایی برمبنای مشترکات فرهنگی ایران و سایر کشورهای مقصد برای تولید مشترک است که به این وسیله بتوان امکان اکران گسترده فیلم‌های ایرانی را در سینماهای آن کشور فراهم کرد که خود راهکاری برای کسب درآمد بیشتر و تضمینی برای بازگشت سرمایه فیلم است.

راه ناهموار تولید مشترک با کشورهای دیگر کم‌کم در حال هموار شدن است و سینمای ایران باید بتواند از این فرصت به‌خوبی استفاده کند تا ما بتوانیم علاوه بر افتخاراتی که در جشنواره‌‌های جهانی برای سینمای خود کسب کرده‌ایم، شاهد حضور ایران در گیشه‌‌های بین‌المللی و کسب درآمد هم باشیم.

ارسال به دوستان
برچسب ها: سینما ، صبا ، روزنامه نگار
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: