khabargozarisaba.ir
شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۶ - 2017 November 18
کد خبر: ۴۵۷۳۴
تاریخ انتشار: ۰۱ آبان ۱۳۹۶ - ۰۹:۲۹
عزیزاله حاجی‌مشهدی

هر گاه از «سینمای کودک» سخنی به میان می‌آید، بی‌اختیار به یک تقسیم‌بندی آشنا و پذیرفته‌شده نیز اشاره می‌شود و از «سینمای کودک» در دو بخش به‌نسبت مجزّا از یکدیگر، یعنی فیلم‌هایی که «برای کودکان» یا «درباره کودکان» ساخته می‌شود، سخن می‌رود.

سابقه سینمای کودک در ایران از سال1345 فراتر نمی‌رود در این سال که «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» برای نخستین‌بار با برگزاری جشنواره بین‌المللی کودکان و نوجوانان به سینمای کودک توجّه نشان داد، زمینه‌ساز شرایطی شد که بعدها با ایجاد «مرکز سینمایی کانون» کار تولید فیلم نیز آغاز شد و سینمای کودک، با هویّتی مستقل، در راهی تازه گام نهاد و سینماگرانی که به کار درباره کودکان شیفتگی و علاقه‌مندی ویژه‌ای داشتند، به تولید نخستین نمونه‌‌ها دست زدند. بعدها در تلویزیون نیز در گروه‌‌های «کودک و نوجوان» به‌طور عمده با ساخته شدن فیلم‌های کوتاه داستانی یا مجموعه‌‌های تلویزیونی، گام‌‌های دیگری برداشته شد.

شکل‌گیری جشنواره‌‌های بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان که سنگ بنای زیرین آن در «کانون» بنیاد نهاده شد، فرصتِ مناسبی پدید آورد تا سینماگران ایرانی با مشاهده نمونه‌‌های تولیدشده در خارج از کشور چه به‌لحاظ کیفی و چه از نظر مسائل فنی تولید ازطریق تبادل تجربه‌‌های سازنده، تأثیرهای مثبتی را پذیرا شوند.

در دو دهه گذشته در کنار «کانون» و «تلویزیون» به‌دلیل اهمیت و اعتبار تازه سینمای کودک، در «بنیاد سینمایی فارابی» نیز واحدی به نام «واحد کودک و نوجوان» تاسیس شد که متولّیان آن هدفی جز رونق بخشیدن به سینمای کودکان و نوجوانان در سر نداشتند. در همین راستا، تشکیل گروه سینماهای نمایش‌دهنده فیلم‌های کودکان و نوجوانان نیز حرکت شایسته‌ای بود که به دلایل نامعلومی، چندان دیرپای نبود.

کم‌رونق شدن فعالیت‌‌های فیلمسازی «کانون» در قیاس با دهه‌‌های40 و 50 و غیرفعال شدن واحد کودک و نوجوان «بنیاد سینمایی فارابی» در عمل، تنها یک رقیب را در این عرصه، بی‌همتا، باقی گذاشت که همانا «تلویزیون» بود. چون در این نوشتار، قصد ارزیابی آثار تولیدشده در تلویزیون را در سر نداریم، پس با گذشتن از این مقوله که البته خود نیازمند نگارش مقاله‌ای مستقل است به بررسی ویژگی‌‌های کلی سینمای کودک می‌پردازیم.

«سینمای کودک» با فراهم آوردن مجموعه فیلم‌های کودکان و نوجوانان، باید آمیزه‌ای از شادی، هیجان، حرکت و تلاش، سازندگی، نوع‌دوستی، محبّت و ایثار و آشنایی با نشانه‌‌های خلقت باشد. در چنین حالتی، فیلمسازی برای کودکان، کار چندان آسانی نخواهد بود.

بسیاری از بزرگ‌ترها، چنین می‌اندیشند که کار برای کودکان چه در زمینه «نوشتن» و چه در عرصه «فیلمسازی» نباید چندان هم دشوار باشد! به همین روی، وقتی پرسیده می‌شود: آیا فیلمسازی برای کودکان آسان است؟ گاه با پیش‌فرضی نادرست، اظهار می‌دارند که فیلمسازی برای کودکان نباید چندان دشوار باشد.

به همین روی، گاه با همین پیشداوری ناسنجیده، دست به کار می‌شوند و با فراهم آوردن نمونه‌‌هایی ضعیف و غیرمنسجم، نخستین سند رسمی ناآشنایی و نادرست‌اندیشی خود در زمینه فیلمسازی برای کودکان و نوجوانان را با دست خود امضا می‌کنند!

اگر به‌راستی باور کرده باشیم که «کار برای کودکان» باید با وسواس بیشتری همراه باشد، تلاش خواهیم کرد تا در طرح هر موضوع ساده در راستای ایجاد ارتباط با کودکان و نوجوانان و اولیا و مربیان آنان، از دقت‌نظرها و دوراندیشی‌‌های لازم غافل نمانیم و همواره با پشتوانه آگاهی‌‌ها و پیش‌دانسته‌‌هایی درباره خُلق‌وخو و ویژگی‌‌های رفتاری گروه‌‌های مختلف سنی کودکان و نوجوانان به کار فیلمسازی روی آوریم.

فیلم‌های کودکان و نوجوانان در نگاهی کلی، ساختار چندان پیچیده و غیرقابل دسترسی ندارد. از یک نظر، قالب کلی و ساختمان عمومی فیلم‌های کودکان و نوجوانان باتوجه به روند کلی تولید فیلم و به‌کارگیری وسایل، مواد و امکانات مورد نیاز در «هنر صنعت» فیلمسازی با فیلم‌هایی که برای گروه‌‌های سنّی بزرگسال ساخته می‌شود، تفاوت و دیگرگونی خاصی ندارد، اما فرآیند تولیدی هر یک از این گونه‌ها، با یکدیگر تفاوتِ چشمگیری دارد. آنچه در سینمای تجاری یا حتی در سینمای تجربی و غیرتجاری، برای عرضه و ارائه به بزرگسالان، شکل می‌گیرد، اگر «پرهیجان» و «پرحادثه» تلقی شود، چه‌بسا که برای مخاطبان کم‌سن‌وسال و برای کودکان و نوجوانان، «مخرِب» و «ویرانگر» و «بدآموز» باشد. درست به همین دلیل است که در فیلمسازی برای کودکان یا درباره کودکان، فیلمساز، ناگزیر است که با مبانی دقیق روان‌شناسی کودک و دانش «رفتارشناسی»، آشنایی داشته باشد و برخوردی جدی نشان دهد و با شناخت دقیق خلق‌وخوی کودکان در مقاطع سنی مختلف و رشد جسمانی، عاطفی، رفتاری و عقلانی، از واکنش‌‌های طبیعی یا غیرعادی آنان نیز برداشتی درست به دست آورد تا بتواند تفاوت میان رفتار «بهنجار» و «ناهنجار» را به‌خوبی دریابد و با پشتوانه پیش‌دانسته‌‌های دقیق علم رفتارشناسی در تولید فیلم‌های مناسب کودکان و نوجوانان، گامی مثبت بردارد.

اگر برای فیلم‌های کودکان بتوان مشخصه‌‌های دیرآشنایی را بازگو کرد، در نگاهی کلی با تاکیدی دوباره، چنین می‌توان گفت که:

فیلم‌های کودکان و نوجوانان، باید آمیزه‌ای از شادی، هیجان، حرکت، تلاش، سازندگی، نوع‌دوستی، محبّت، ایثار و آشنایی با نشانه‌‌های خلقت باشد و باید که این عواطف مثبت را با بهره‌گیری بجا از عنصر «خیال» تخیّلی سازنده و پذیرفتنی بتوان به مخاطبان این گونه فیلم‌ها انتقال داد.

در این رهگذر، اگر فیلمسازی آگاه، با پشتوانه پیش‌دانسته‌‌های «روان‌شناختی» بتواند با استفاده بجا از عنصر کارساز و ثمربخش «تخیّلِ سازنده» فضایی فراهم سازد که عنصر نقشمند «خیال»، در جهت «خلاقیّت» و نوآوری و دوباره‌سازی و بازآفرینی حرکت‌‌های مثبت انسانی و سازنده به کار گرفته شود، بی‌تردید، گامی هوشیارانه برداشته خواهد شد. در چنین صورتی، کودکان ما، یاد خواهند گرفت که در رویارویی با دشواری‌‌های طبیعی و پیش‌پاافتاده، نقش وجودی خویش را کارساز بدانند و با حرکت‌‌هایی مثبت، نقش «فعال» داشته باشند و از نشان دادن هر گونه روحیه انفعالی آمیخته با دلمردگی، ناامیدی و تاریک‌اندیشی جانفرسا، پرهیز کنند.

اگر بخواهیم از میان عمده‌ترین نشانه‌‌ها و نشانی‌‌های موجود در فیلم‌های مناسب ویژه کودکان و نوجوانان، به نمونه‌‌هایی دیگر نیز اشاره‌ای داشته باشیم، بی‌تردید، چند نشانه زیر را نیز نباید از یاد ببریم:

وفاداری به اصول کلی روان‌شناسی کودک در طرح مسائل رفتاری کودکان.

پرهیز از به‌کارگیری زبان استعاری و پُرراز و رمز.

سادگی بیان و پرهیز از نمایش صحنه‌‌ها و نماهای نمادین.

تأکید بر تخیّل سازنده و مثبت، به‌گونه‌ای که نشانگر برآورده شدن آرزوهای قلبی کودکان باشد.

برآورده شدن آرزوهای مثبت و انسانی خاصی که در دنیای واقع، کمتر امکان تحقق خواهد داشت.

استفاده دقیق از نقش تخیّل «جان بخش» کودکان در رویارویی با اشیا، درختان و دیگر ساخته‌‌های بی‌جان مصنوعی و عناصر طبیعی.

رعایت زمان مناسب و طول فیلم‌ها، باتوجه به میزان قدرت تمرکز کودکان.

به‌کارگیری جاذبه‌‌های تصویری و «دیداری شنیداری» مناسب(اعم از: رنگ، نور، صدا، موسیقی، سایه‌روشن‌‌های دلنواز) در کنار جذابیّت‌‌هایی چون: خوش‌آوایی و هماهنگی‌‌های شنیداری و موسیقایی و کلام متناسب و به‌کارگیری آواهای طبیعی.

ریشه‌یابی دقیق نابهنجاری‌‌های رفتاری کودکان، بر مبانی پژوهش‌‌های تجربی و علمی.

برای داشتن فیلم‌هایی مناسب در عرصه «سینمای کودک» شاید لازم باشد که ازطریق برنامه‌ریزی‌‌های دقیق، در سایه نوعی هم‌فکری و هم‌اندیشی صمیمانه، میان پدیدآورندگان ادبیات داستانی کودکان و نوجوانان و فیلمسازانی که در عرصه سینمای کودک فعالیت دارند، فضایی مناسب ایجاد کرد که درنهایت، برآیند مجموعه تلاش‌‌ها به رونق و رشد و اعتلای سینمای کودک منجر شود.

شاید ساده‌انگارانه باشد که فیلم کودک را به‌دلیل طرح داستانی ساده و غیرپیچیده آن، کاری ساده و غیرخلاقه به حساب آوریم.

سامان بخشیدن به سینمای کودک در دیار ما، به‌راستی نیازمند عزم و اراده‌ای ملی است.

در چند سال اخیر، «خانه سینما»(مجمع صنف‌‌های مختلف سینمایی کشور) تلاش کرد تا با حضور فیلمسازانی که در عرصه سینمای کودک فعالیت دارند، یک صنف مستقل و تازه‌نفس را در کنار سایر اصناف سینمایی موجود در خانه سینما، فعال سازد، اما در عمل به توفیق چندانی دست نیافت!

شاید بتوان گفت که در حال حاضر، سینمای کودک، در ایران، متولّی مشخصی ندارد و همین امر باعث شده است تا صاحب‌نظران و دارندگان طرح‌‌ها و اندیشه‌‌های تازه برای فعال‌سازی این شاخه از فیلمسازی کشور، محل مراجعه مشخصی نداشته باشند!

تردیدی نیست که ارتقای کیفی فیلم‌ها در سینمای کودک، به آدم‌‌هایی متخصص و آشنا با سینمای کودک، نیاز دارد.

تقویت جشنواره‌‌های فیلم، از نوع جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان، به‌شرط آن‌که در سطحی ملّی و فراگیر انجام پذیرد، یکی از راه‌‌های مناسب رونق بخشیدن به بازار سینمای کودک خواهد بود.

تلویزیون به‌عنوان سازمانی بی‌رقیب باید در زمینه انتخاب و خرید فیلم‌ها و مجموعه‌‌های تلویزیونی ویژه کودکان و نوجوانان با وسواس و دقت نظر بیشتری، اقدام کند. تماشای فیلم‌هایی که از آن‌ها رنگ و بوی نفرت، کینه، ترس و وحشت برخیزد، به هیچ روی، به سود سینمای کودک نخواهد بود. سینمای کودک، با بدآموزی‌‌های کلامی و تصویری بیگانه است. تلویزیون نمی‌تواند و نباید که به بهانه گرمی بازار پُررونق عرضه محصولات کارتونی و رایانه‌ای پرتنوع که رنگ‌وبویی کاملاً تجاری و غیرهنری دارند از حمایت سینماگران صاحب اندیشه و خلاق سینمای کودک، دست بردارد. پخش جذاب‌ترین آثار تلویزیونی خارجی و بیگانه با نشانه‌‌های قومی و فرهنگی ما، درحالی‌که تنها با هدفِ «سرگرمی» و پر کردن اوقات فراغت، ساخته می‌شوند و در آن‌ها از پیام‌‌های انسانی کمترین نشانه‌ای نمی‌یابیم، نمی‌تواند توجیهی منطقی داشته باشد.

اکنون، در نخستین سال‌‌های آغازین قرنی تازه، حتّی وجود نویسنده‌ای پرآوازه همچون «جی.کی.رولینگ» نویسنده مجموعه داستان‌‌های پرفروش «هری پاتر» نیز که گویی رونق تازه‌ای به سینمای جهان بخشیده است برای ما نمی‌تواند چندان دلخوش‌کننده باشد. به‌ویژه که می‌دانیم با در نظر گرفتن ویژگی‌‌های اساسی سینمای کودک، کمترین نشانه‌‌های لازم برای سینمای سالم و مورد تایید و مناسب دنیای بی‌غلّ‌وغش کودکان و نوجوانان را نمی‌توان در این گونه آثار پیدا کرد.

بسیاری از منتقدان اعتقاد دارند که رواج بی‌حدّ و حصر فیلم‌هایی که به‌اصطلاح «درباره کودکان» ساخته می‌شود، به هیچ روی به سود سینمای کودک نیست. شاید، در شرایطی مناسب‌تر بتوان زمینه مساعدی برای فعالیت کودکان و نوجوانان فراهم آورد تا خودشان دست به تولید فیلم‌هایی بزنند که موردپسند هم‌سن‌وسالان آنان باشد. بد نیست که برنامه‌ریزان امور سینمایی به این بخش از کار نیز در عرصه سینمای کودک اهمیّت دهند. کودکان دوست دارند که در فیلم‌هایشان از هم‌دلی آدم‌ها، از دوست داشتن‌‌ها و از تبدیل رؤیاهای شیرین به واقعیت‌‌هایی ملموس سخن به میان آورند. آیا به‌راستی وقت آن فرا نرسیده است که به کودکان و نوجوانان خلاق خود اعتماد کنیم و دست آنان را در عرصه تولید فیلم‌های تجربی باز بگذاریم؟

چرا باید فیلمسازانی که در عرصه سینمای حرفه‌ای و تجاری دارای سلیقه‌‌هایی گیشه‌پسند می‌باشند، با ساختنِ فیلم‌هایی با ضربآهنگ کُند و کِشدار، کودکان ما را خسته کنند؟ ما به‌خوبی می‌دانیم که کودکان، از ماجراجویی بدشان نمی‌آید، اما وقتی در فضای فیلم‌های ماجراجویانه، از جذابیت و شیرینی، نشانی نباشد، کودکان از پرماجراترین فیلم‌ها نیز به‌زودی دل‌زده می‌شوند. حتی باهوش‌ترین کودکان نیز به‌دلیل شرایط جسمی، عاطفی و روحی خاص خود، پذیرای مباحث جدی و سنگینی مثلاً از نوع بحث و جدل‌‌های فلسفی نیستند. به همین روی، سینماگران ما نمی‌توانند به بهانه رشد و پرورش فکری آنان، در فیلم‌هایشان به مباحث فلسفی و حرف‌‌هایی که درک و هضم آن، حتی برای بزرگسالان نیز دشوار است، بپردازند.

سینمای کودک، وظیفه گرما بخشیدن و شورآفرینی به قلب و روح کودکان را بر عهده دارد. بی‌تردید، فیلمسازانی در این عرصه، به موفقیّت نسبی دست خواهند یافت که در آثارشان، از گرمی، از شور و از نشاط بتوان نشانه یافت. کودکان از چنین آثاری، به‌راستی نیرو می‌گیرند و از تماشای فیلم‌هایی که در آن‌ها از رنگ و نور و نشاط و گرمی، خبری نباشد، به‌شدت دل‌زده می‌شوند.

در سینمای کودک، باید برای مفاهیمی چون «واقع‌گرایی» و «باورپذیری» تفسیرهای تازه‌ای ارائه شود. «واقع‌گرایی» در سینمای کودک، نیازمند تأمل ویژه‌ای است. گاه، فیلمی به‌شدت «واقع‌گرا» موردپسند و علاقه کودکان قرار نمی‌گیرد و گاه نیز، برداشتی خلاقانه از یک واقعیت ساده، حتی واقعیتی دگرگون‌شده می‌تواند برای کودکان مطبوع و دلپذیر باشد. چرا فیلم ساده و در عین حال قابل تأملی همچون «نان و کوچه»(ساخته عباس کیارستمی) چندان مورد توجّه کودکان قرار نمی‌گیرد، درحالی‌که فیلم دیگری همچون «عمو سبیلو»(ساخته بهرام بیضایی) به‌شدت مورد توجه کودکان واقع می‌شود؟ درحالی‌که هر دو فیلم در دهه‌‌های 40 و 50 در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، به‌عنوان آثاری متعلق به «سینمای کودک» ساخته می‌شود، به‌راستی چرا با چنین برخورد دوگانه‌ای روبه‌رو می‌شویم؟

به نظر می‌رسد که در «سینمای کودک» فیلمسازان نباید به انگیزه خوشایندی بزرگ‌ترها(اولیا، مربیان و به‌ویژه منتقدان) فیلم بسازند!

بازنگری آثار فیلمسازان صاحب‌نامی همچون عباس کیارستمی، مسعود کیمیایی، بهرام بیضایی، شاپور قریب، ابراهیم فروزش، مجید مجیدی، محمدعلی طالبی، ابوالفضل جلیلی، کامبوزیا پرتوی، جعفر پناهی، خسرو معصومی، کیومرث پوراحمد، ایرج کریمی، پوران درخشنده، حمید جبلی و... به‌خوبی نشان می‌دهد که اوج و فرود کارهایشان در سینمای کودک، تنها زمانی چشمگیرتر به نظر می‌آید که ضمن وفاداری به معیارهای کلی سینمای کودک، بیش از هر کسی به کودکان و خلق‌وخو و طبیعت ویژه آنان توجه داشته‌اند.

به نظر می‌رسد که با دگرگون شدن پُرشتاب زندگی در سال‌های آغازین قرنی تازه، برای تداوم بخشیدن به سینمای کودک، باید به پی‌ریزی انگاره‌‌هایی تازه دست زد. با نزدیک شدن شگفت‌‌انگیز و پرشتاب راه‌‌های ارتباط کودکان در جای‌جای جهان امروز، چه‌بسا که باید به ویژگی‌‌های تازه‌ای فکر کرد که بیش از هر چیز بر «همه جایی بودن» و «فراگیر بودن» آن‌ها تاکید شود و سینمای کودک در مسیر جست‌وجوهای تازه بر وجوه جامعه‌شناسانه فیلم‌ها نیز توجهی خاص نشان دهد.

«سینمای کودک» در آینده می‌تواند، به‌عنوان روزنه امیدی تازه در عرصه فیلمسازی این دیار در حکم «سینمای آینده»، شرایط مطلوب و مناسبی فراهم سازد که در آن، کودکان، ازطریق «دیدن» و تماشای فیلم‌ها، با پدیده‌‌های پرشگفت و پرتنوّع قرن تازه، آشنا شوند و در همه حال، لحظه به لحظه، به حس کنجکاوی کودکان، به‌درستی پاسخ داده شود و با ساخته شدن فیلم‌هایی که بر جنبه‌‌های آهنگین و موسیقایی بودن آن‌ها بیشتر اهمیّت داده می‌شود، جذابیت‌‌های «دیداری شنیداری» قابل‌اعتنایی در سینمای کودک پدید آید؛ فیلم‌هایی که با زبان غیرمستقیم، بر مبانی آموزشی نیز تأکید کند و با ارائه انگاره‌‌های شخصیّتی مناسب و قهرمان‌پروری‌‌های مطلوب، به معرفی الگوها و انگاره‌‌های معقولی بپردازد که کودکان به پیروزی و شکست آن‌ها دلبستگی نشان دهند.

تنها با فراهم آوردن چنین شرایط مساعدی، می‌توان به «سینمای کودک» به‌عنوان «سینمای آینده» امید داشت و فردای روشن‌تری را برای این شاخه پرجاذبه در عرصه هنر صنعت سینما و فیلمسازی، انتظار داشت.

ارسال به دوستان
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: