khabargozarisaba.ir
چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۶ - 2017 October 18
کد خبر: ۴۴۸۸۸
تاریخ انتشار: ۱۷ مهر ۱۳۹۶ - ۱۰:۰۷
سعیده خدابخش-دبیر سینما

وضعیت گیشه سینمای ایران، یکی از مناقشه‌برانگیز‌ترین مباحثی بوده است که طی سالیان گذشته در میان اهل فن مطرح بوده و هرگز نقطه پایانی بر آن گذاشته نشده است. در سرحدات افراطی این مناقشه از یک سوی آن‌هایی ایستاده‌اند که با رویکردهای عمیقاً هنری و با فیگورهای روشنفکرانه فیلم‌هایی معناگرایانه می‌سازند و در پاسخ به سؤالات خبرنگاران و نقد‌‌های منتقدان شاه‌بیت غزلشان این است که ما برای دل خودمان فیلم می‌سازیم نه برای مخاطب، پس چشم‌داشتی به گیشه نداریم. اینان فروش بالا را نشانه‌ای از ابتذال می‌دانند و معتقدند که فیلم اگر گیشه خوبی داشته باشد، به مخاطب باج داده است و ارزش‌‌های هنری‌‌اش را فدای اقتصاد سینما کرده است. اکران‌‌های ناموفق این فیلم‌ها در خاطره جمعی ما تا نمایش فیلم در سالنی خالی از بیننده و برای جمعی کمتر از تعداد انگشتان دو دست، معمولاً با مقالاتِ و نقد‌‌هایی پر از اسامی فیلسوفان و اندیشمندان پوشش داده شده و همچنان جا را برای حضور بعدی این فیلمسازان باز نگه می‌دارد.

در سوی دیگر آن دسته از فیلمسازانی ایستاده‌اند که اتفاقاً به هر شیوه ممکن و با به‌کاربستن هر روشی و با تمسک به هر مستمسکی در تلاشند که تعداد صفرهای فروش فیلم‌هایشان را افزایش دهند. گاه گیتاری به دست جوانکی می‌دهند تا بر لب دریا دلی از دلبرک ابروکمانی برباید، گاه با نگارش شوخی‌‌های منشوری از خطوط قرمز اخلاق جمعی عبور کرده و با خنده گرفتن از مخاطب به هر قیمتی می‌خواهند فیلمی مفرح بسازند، گاه بازیگران نامدار را فارغ از آن‌که آن نقش خاص مناسب چهره، قد و قامت، صدا و نوع بازی این بازیگر است یا خیر، با ارقام آنچنانی به خدمت می‌گیرند تا نام این‌ها برایشان نانی دست و پا کند. گاه قر و قمیشی به زور دگنک به خورد فیلم می‌دهند تا در صحنه‌‌هایی پرتکرار، بازیگران شوخ و شنگشان با هر بهانه‌ای بشکن و بالا بیندازند.

از سویه‌‌های افراطیِ این دو نظرگاه که بگذریم، در آن میانه فیلم‌های خوب و بدی وجود دارند که مؤمنانه کار خودشان را می‌کنند، از گیشه بدشان نمی‌آید و از قضا برای کسب سهم بیشتر از فروش، تلاش‌‌های بسیار می‌کنند. از میان همین‌هاست که گاه فیلم‌هایی مثل «جدایی نادر از سیمین» بیرون می‌آید و گاه «ابد و یک روز»؛ فیلم‌های شریفی که هم از ارزش‌‌های هنری سرشارند، هم در زمان اکران توانسته‌اند به فروش‌‌های بالایی دست یابند.

این مناقشه شاید هرگز پایانی نداشته باشد. گو این‌که در تاریخ هنر و در میان نظریه‌پردازان بزرگِ هنری نیز این بحث قرن‌هاست که جاری است. تا آن‌جا که در سویه افراطی‌‌اش مکتب پارنانس با ایده «هنر برای هنر» ارزش‌‌های اخلاقی و ایدئولوژیک را همراه با رویکردهای مخاطب‌محور به‌کلی نادیده می‌گیرد و در سوی دیگرش هستند آن‌هایی که برای مخاطب سهم بسیار بالایی قائلند.

آیا سینما یک هنر است؟ آنچنان که هنر هفتم خوانده‌اندش. جایی که ادبیات و نمایش و موسیقی و عکاسی دور هم جمع می‌شوند. آیا سینما یک رسانه است؟ تریبونی برای انتقال پیام‌‌های ایدئولوژیک و ارزش‌محور. آنچنان که برخی سینماگران و نظریه‌پردازان کشورمان طی سالیان گذشته آن را تبیین کرده‌اند و بارها در ارتباط با سینمای دفاع مقدس، سینمای مذهبی، سینمای انقلابی و... آن را شنیده‌‌ایم و خوانده‌ایم. آیا سینما یک سرگرمی است؟ صرفاً برای گذران زمان و هر آنچه که از پس آن بیاید برایش ارزش افزوده است. آنچنان که امثال هیچکاک آن را دیده‌اند و گفته‌اند. آیا سینما یک صنعت است؟ موجودی خشک، تابع قوانین مشخص کاملاً تکنیکی و زینت‌شده با شاخ و برگ‌‌های هنری.

اجازه بدهید در واویلای این همه سؤال که خروارها مقاله و کتاب در تلاش برای پاسخ به آن‌ها نگاشته شده است، تن به پاسخ‌‌های سطحی ندهیم و تنها به این جمله اکتفا کنیم که سینمای امروز ایران، به گواه فیلم‌های در حال اکران از گردنه فضاهای هیجان‌زده عبور کرده و بسیار عملی و عینی، خود در حال پاسخ دادن به این سؤال‌هاست. تا چه پیش آید.


ارسال به دوستان
برچسب ها: سرمقاله ، صبا
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: