khabargozarisaba.ir
چهارشنبه ۰۷ تير ۱۳۹۶ - 2017 June 28
کد خبر: ۳۷۹۶۸
تاریخ انتشار: ۱۳ خرداد ۱۳۹۶ - ۰۹:۱۸
سهند آدم‌ عارف - دبیر هنر

شب گذشته ماجرای خواهران منصوریان در عرصه رسانه‌ها همه موضوعات دیگر را تحت‌الشعاع خود قرار داد تا بار دیگر ثابت شود، مخاطبان بالقوه و بالفعل هر رسانه‌ای تا چه میزان تشنه شنیدن و دنبال کردن قصه هستند و همزمان بار دیگر ثابت کرد در این زمینه چقدر کم کار کرده‌ایم! زمانی در اغلب رسانه‌های جهان مفهوم ژورنالیسم مترادف تعریف کردن یک داستان بود، گیریم واقعی؛ ولی مدت‌هاست این شکل نگاه ژورنالیستی به موضوعات مختلف اجتماعی، فرهنگی و... بنا به علل بی‌شماری به‌طور کامل از میان رفته است. مطبوعات دیگر هیچ داستانی را پیگیری نمی‌کنند و نهایتا به‌علت کمبود وقت، منابع و هزار کمبود دیگر سر و تهش را با یک گفت‌و‌گو یا نهایتا گزارش هم می‌آورند غافل از آن‌که هزاران مخاطب، کمی آن‌طرف‌تر آماده شنیدن و یا خواندن داستانی واقعی که از زاویه دید ما روایت می‌شود هستند. مثلا یکی از داستان‌های غم‌انگیزی که روز گذشته به پایان ظاهری خود رسید و کمتر کسی از آغاز و وسط و انجامش باخبر شد داستان زندگی علیرضا سلطانی؛ عکاس پیشکسوت مطبوعات و همکار بنده در چند روزنامه و رسانه بود. داستانی که در 65سالگی او به‌پایان رسید و توجه چندانی به این پایان غریبانه نشد. زمانی که در تحریریه بودیم با یک کوله‌پشتی از برنامه خبری از راه می‌رسید؛ عکس‌ها را ازطریق یک حافظه جانبی به رایانه‌های تحریریه منتقل می‌کرد و بدون این‌که حرفی بزند و زیاده‌گویی‌های معمول ما را بتواند تاب بیاورد با یک «اوضاع چطوره» و «خدا نگهدار» تحریریه را ترک می‌کرد. تنها خدا می‌داند در طول زندگی حرفه‌ای‌اش چندمیلیون فریم عکس گرفته است و باز هم تنها خدا می‌داند چه تعداد از این عکس‌ها منتشر شده و چه تعداد از این همه عکس که هر کدامشان می‌توانند یک داستان پرفرازونشیب کامل باشند، هرگز چاپ و منتشر نشده‌اند؛ چه آن زمان که با دوربین آنالوگ، نگاتیوها را ظاهر می‌کرد و چه یکی‌دو دهه اخیر که فایل‌ها را به رسانه‌ها می‌داد. تنها خدا می‌داند چندین و چند پیشکسوت مطبوعاتی دیگر در این شهر و کشور هستند که سراسر عمرشان را روی این کار گذاشته‌اند، بی‌آن‌که قدرها بینند و بر صدرها نشینند؛ بی‌آن‌که از هزاران خاطره‌ای که پای هرکدام از عکس‌هایشان به‌ذهن سپرده‌اند و از ثبت‌شدنشان در عکس صرف‌نظر کرده‌اند، جز خودشان و سوژه عکس‌ها تا ابد احد‌الناسی از هیچ‌کدامشان خبری پیدا کند. چشممان را ببندیم و لحظه‌ای بیندیشیم. در همین یک لحظه که چشم روی هم گذاشته‌ایم، همزمان در سراسر جهان چندمیلیارد داستان واقعی شگفت‌انگیز به‌طور زنده و مستقیم در حال روایت شدن است و نهایتا ما در زندگی کوتاهمان تنها از چند داستان باخبر می‌شویم. حالا واقعی یا غیر واقعی؛ چه فرق می‌کند؟
ارسال به دوستان
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: