khabargozarisaba.ir
يکشنبه ۰۳ ارديبهشت ۱۳۹۶ - 2017 April 23
کد خبر: ۳۱۸۲۷
تاریخ انتشار: ۲۰ دی ۱۳۹۵ - ۰۹:۵۱
گفت‌وگو با کاوه مظاهری؛ کارگردان فیلم «روتوش»
کاوه مظاهری، فعالیت خود در عرصه سینما با نوشتن نقد فیلم در مجلات آغاز کرد. او بعد از فارغ‌التحصیلی در رشته مهندسی راه‌آهن از دانشگاه علم و صنعت ایران در سال 84، اولین فیلم‌کوتاه داستانی خود را با عنوان «موچین» ساخت. او تاکنون چهار فیلم‌ کوتاه داستانی و بیش از سی‌فیلم مستندکوتاه و بلند ساخته است. همچنین در بسیاری از پروژه‌ها به‌عنوان نویسنده و تدوینگر حضور داشته است. از جمله فیلم‌های او به‌عنوان کارگردان می‌توان از «موچین»، «واکسینما»، «روز خون»، «سفر سوری»، «سوسک»، «هزارتو»، «گزارشی درباره مینا»، «روتوش» و «پرواز تا پردیس» نام برد.


گفتنی است این کارگردان در سال گذشته برای ساخت مستند «گزارشی درباره مینا»، برنده جایزه ویژه هیات داوران و نامزد جایزه اوگاوا شینوسکه از جشنواره مستند یاماگاتای ژاپن شد. در ادامه موفقیت‌های وی باید از عنوان‌هایی‌که فیلم‌کوتاه‌ داستانی«روتوش» با حضور در جشنواره‌ها کسب کرده است نام برد. این فیلم برنده جایزه بهترین فیلم‌کوتاه و نامزد بهترین‌کارگردانی، فیلمنامه و تدوین از هجدهمین جشن خانه سینما 1394، برنده بهترین فیلم ‌کوتاه داستانی، بهترین بازیگری و بهترین صداگذاری از پنجاه‌و‌چهارمین جشنواره منطقه‌ای سینمای جوان، تندیس بهترین بازیگری ‌زن و بهترین تدوین به‌طور مشترک با فیلم ‌کوتاه «اشیا گمشده» از سی‌وسومین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم ‌کوتاه تهران شده است. گفت‌وگوی ما را با کاوه مظاهری می‌خوانید.

جشنواره‌های داخلی که عنوان بین‌المللی را در کنار نام خود قرار داده‌اند چه تاثیر و نقشی را می‌توانند در روند رو به رشد و تعالی سینمای‌کوتاه ایران ایفا کنند؟ و این‌که این اتفاق تا چه اندازه می‌تواند برای فیلمسازان، دارای اهمیت باشد؟

عنوان بین‌المللی خیلی عنوان بامسمایی نیست یا حداقل تا الان، این‌طور نبوده است زیرا نه فیلمسازی در جاهای دیگر دنیا تلاش می‌کند فیلم خودش را به زمان مهلت ارسال جشنواره‌های داخلی ما که این عنوان را دارند برساند، نه تلاش می‌کند پریمیرش در این نوع از جشنواره باشد و نه از فیلمسازان داخلی کشور خودمان، به‌یاد کسی جوایز بخش بین‌المللی نمی‌ماند. به‌طور مثال می‌توانید بپرسید؛ بهترین فیلم بخش بین‌الملل سال پیش چه بود؟ یا اساسا چند نفر آن فیلم را دیده‌اند؟ در نهایت این اتفاق نشان می‌دهد که بخش بین‌المللی جشنواره‌های داخلی بر خلاف بخش خیلی مهم ملی، اهمیت خاصی ندارند و در واقع شبیه یک بخش جانبی و فرعی هستند.

حال با این تعریف که ارائه می‌دهید به‌نظرتان اهمیت بین‌المللی‌بودن یک جشنواره و اختصاص‌دادن فیلم‌های این گروه در بخشی مجزا در چیست و این‌که وجود این بخش چه معایب و مزایایی می‌تواند با خود به‌همراه داشته باشد؟

جشنواره‌های بین‌المللی فیلم معمولا فضایی را در خود به‌وجود می‌آورند که فیلمسازان سراسر دنیا در طی چند روز به‌واسطه آن با هم آشنا خواهند شد و فیلم‌های یکدیگر را نگاه کرده، گپ‌و‌گفت خواهند کرد و محیطی را برای تعامل شکل خواهند داد اما در جشنواره‌های داخلی که این عنوان را دارند، فضایی برای تعامل فیلمسازان ایرانی با مهمانان خارجی نه طراحی شده است و نه اطلاع رسانی خوبی برای این موضوع می‌شود که چه کسی قرار است به جشنواره بیاید و جدول زمان‌بندی ملاقات با او چطور صورت خواهد گرفت و... اساسا این اتفاق با مخفی‌کاری رخ می‌دهد یا در یک بی‌خبری محض، شخصی مهم به ایران می‌آید و می‌رود. در نهایت هم فیلمسازان در طول برگزاری این رویداد سینمایی یا خبردار نمی‌شوند یا این‌که در اختتامیه از حضور فلان شخص مطلع می‌شوند؛ یعنی دقیقا زمانی که جشنواره تمام شده است. جشنواره به این آدم‌ها پول می‌دهد که بیایند و تجربیات و ارتباطات خودشان را در ایام جشنواره در اختیار فیلمسازان قرار دهند، نه این‌که فقط با فلان مدیر یا فلان مسئول به اصفهان و یزد و بازار تهران رفته و گردش کنند. حتی محل برگزاری این جشنواره‌ها مانند پردیس‌های سینمایی فضاهایی دارد که می‌توان در گوشه‌گوشه آن، ملاقات‌های دوستانه‌ای را با مهمانان خارجی برگزار کرد و به جشنواره رونق بیشتری بخشید.

گردهمایی از این نوع که می‌تواند سکوی پرتاب فیلمسازان جوان باشد چه طیف از مخاطبانی را به‌خود جذب می‌کند؟

در واقع جشنواره‌های داخلی بین‌المللی ما، یک سری مخاطب همیشگی دارند که مرکب از فیلمسازان، دست اندرکاران فیلم‌کوتاه و مخاطبان جدی این حوزه فیلمسازی هستند. البته به‌طور معمول این‌گروه برای تماشای فیلم‌های بخش ملی، به محل برگزاری جشنواره می‌آیند.


یکی از دلایلی که فیلم‌های کوتاه داستانی می‌توانند باعث رشد و تقویت در اکران و حضور در جشنواره‌ها شوند آگاهی از ادبیات و تاثیراتی چون اقتباس از داستان‌های کوتاه و بلند در فیلمنامه این‌گونه از فیلم‌های کوتاه است. نظرتان درباره این موضوع چیست؟

به‌عنوان یکی از طرفداران پروپا قرص داستان کوتاه، باید بگویم که آگاهی از ادبیات، تاثیر بسیار زیادی در شکل‌گیری یک فیلمنامه خواهد داشت، علاوه بر این‌که داستان‌های ‌کوتاه را خواندن، بسیار جذاب است. در ادامه باید بگویم که آگاهی از ادبیات، داستان‌کوتاه و اطلاع از تئوری‌های ادبی بسیار مهم و تاثیرگذار است اما در عین حال هیچ اهمیتی ندارد زیرا سینما و روش قصه‌گویی در سینما، تفاوت‌های زیادی با قصه‌گویی در ادبیات دارد. در نهایت این‌که بزرگ‌ترین حسن و ثمره این آگاهی که شما می‌گویید، دانستن این تفاوت‌هاست.

در مورد انتخاب سوژه فیلم داستانی «روتوش» بگویید.

سه سال پیش یک کلیپ از همان کلیپ‌های وایبری و تلگرامی از یک وزنه‌بردار دیدم که در حین ورزش، وزنه روی گردنش می‌افتد و او قادر به نجات‌دادن خودش نبود. درست در همان موقع فکر کردم، این موقعیت خوبی برای یک قصه کوتاه است. در حدود یکسال هم طول کشید که توانستم موضوع را در ذهنم پرداخت کنم و در نهایت چیزی را که خودم به‌لحاظ ساختاری و محتوایی دوست دارم از دل آن موقعیت داستانی بیرون آورم که نتیجه آن ساخت فیلم‌ کوتاه «روتوش» شد.

باتوجه به علاقه شما نسبت به ادبیات داستانی، نگاهتان به فیلمنامه در ساخت فیلم‌های داستانی چگونه است و تا چه اندازه به فیلمنامه‌ای که در اختیار دارید وفادار می‌مانید؟

تعریف من از فیلمنامه، یک متن فنی است که قصه یک قسمت از آن را تشکیل می‌دهد. در واقع این متن نقشه راه تمام عوامل‌سازنده یک فیلم است. حال با این تعریف، فیلمنامه مهم‌ترین بخش تولید یک فیلم است؛ البته تفاوتی ندارد که داستانی و یا مستند باشد. در مورد وفاداری به فیلمنامه هم باید بگویم در صورتی که به اتفاق بهتری سر صحنه نرسم، به فیلمنامه وفادارم خواهم ماند.

بزرگ‌ترین مشکل گروه‌سازنده و کاوه مظاهری به‌عنوان کارگردان در ساخت فیلم ‌کوتاه «روتوش» چه بوده‌است؟

بزرگ‌ترین مشکل گروه ‌سازنده حضور یک نوزاد یک‌ساله در اکثر صحنه‌ها بود که مراقبت‌های خاص خودش را داشت. متاسفانه در خیلی از صحنه‌های فیلم هم به دوربین نگاه می‌کرد که برای حل این مشکل از هر ترفندی که به‌نظرمان رسید استفاده کردیم. مشکل بعدی کارکردن در یک مهد کودک کوچک بود که هم پلان‌های حرکتی داشتیم و هم در دو یا سه پلان، بچه‌های آن مهدکودک باید قدری بازی می‌کردند. در واقع یک روز از فیلمبرداری ما، صرف گرفتن همین چند پلان به ظاهر ساده شد. لوکیشن سخت بعدی دفتر مجلات همشهری بود که حدود دویست نفر در آن محل کار می‌کردند. حال مدیریت آن فضا و گرفتن پلان‌هایی که می‌خواستیم، سختی‌‎های خودش را داشت. در ادامه نورپردازی و طراحی صحنه پلان‌های ‌خانه هم کار زمان‌بری بود زیرا دوربین 360 درجه پن می‌کند و تمام خانه در یک پلان مشخص می‌شود. البته شانس بزرگ من در تمام این سکانس‌ها، داشتن یک گروه خوب بود که هر کسی در جایگاه خودش کارش را به بهترین نحو انجام می‌داد.

شما به‌عنوان کارگردان این فیلم داستانی، آیا قصد تاثیر‌گذاری بر مخاطبانی را داشتید که این فیلم را تماشا می‌کنند؟ انتظار شما چه بود؟

علاقه‌ داشتم که مخاطبان بعد از تمام شدن فیلم با آسایش‌خاطر سالن را ترک نکنند. حال نمی‌دانم این اتفاق افتاده است یا خیر.



کیارش وفایی


ارسال به دوستان
برچسب ها: سینما ، فیلم کوتاه ، صبا
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: