khabargozarisaba.ir
جمعه ۰۶ اسفند ۱۳۹۵ - 2017 February 24
کد خبر: ۳۱۷۵۲
تاریخ انتشار: ۱۹ دی ۱۳۹۵ - ۱۳:۲۲
محمدتقی جلیلی در گفت‌وگو با «صبا»:
محمد تقی جلیلی در سال 1342 در ساوه به‌دنیا آمد. او نقاشی را به‌طور آکادمیک طی دوره سه ماهه زیر نظر استادمهدی حسینی در مدرسه هنر و ادبیات صداوسیما آموخت. او تاکنون نمایشگاه‌های متعددی در داخل و خارج کشور برگزار کرده است.

جلیلی از سال 60 تاکنون، آثار خود را در نمایشگاه‌های انفرادی و گروهی متعددی به نمایش گذاشت و همچنین چند نمایشگاه انفرادی در فرانسه و سوئیس برپا کرده است. جلیلی در رسانه به‌عنوان طراح صحنه سینما و تلویزیون فعالیت دارد و در آثاری همچون فیلم سینمایی «چرخ»، فیلم سینمایی «گال» فعالیت داشته است.


او کتاب‌های متعددی را برای کودکان و نوجوانان تصویر‌سازی کرده و در کنار آن در امر آموزش نقاشی به‌ویژه برای کودکان نیز فعال است و در کارگاه‌های آموزشی بسیاری نیز در مرکز کانون و پرورش فکری در شهرهای مختلف ایران برپا کرده است. او هنرمندی است که اعتقاد دارد هنرمند نباید به اتفاقات و رویدادهای پیرامون خود بی‌اعتنا باشد و باید از محیط پیرامونی خود ایده بگیرد و در کارگاه‌هایی که برپا می‌کند تلاش می‌کند تا به هنرجویانش ابتدا درست دیدن را بیاموزد. او در جدیدترین نمایشگاهش که با هدف گرامیداشت یاد جهان‌پهلوان تختی در خانه منوچهری در کاشان برپا کرده است مجموعه‌ای از نقاشی‌هایی که با موضوع فتوت، جوانمردی و ورزش زورخانه‌ای خلق کرده را به نمایش گذاشته است. نکته جالب‌توجه این نمایشگاه این است که بازدید‌کنندگان این نمایشگاه همزمان می‌توانند ورزش زورخانه‌ای را نیز ببینند. این نمایشگاه تا یکم بهمن‌ماه در خانه منوچهری در کاشان برپاست. خانه منوچهری در کاشان خیابان محتشم، کوچه شهید ثابت، کوچه عمارت هفتم، شماره ۴۹ واقع شده است. گفت‌وگوی ما را با محمدتقی جلیلی می‌خوانید.

شما نقاشی‌کشیدن را از چه زمانی و چگونه شروع کردید؟

من برخلاف بسیاری از هنرمندان که به‌صورت آکادمیک نقاشی را شروع کرده و ادامه داده‌اند تنها یک دوره کوتاه سه ماه نقاشی را زیر نظر مهدی حسینی در سال 58 فرا گرفتم و پس از آن نقاشی را خودجوش و در واقع در دانشگاه اجتماع؛ از کوچه و بازار و مردم فرا گرفتم. در دوره‌ای هم قصد داشتم که نقاشی را به‌صورت آکادمیک دنبال کنم اما چون در آن دوران گزینش دانشگاه دشوار بود و من یک‌بار در این آزمون رد شدم دیگر از خیر آن گذشتم.


شما هنرمندی هستید که همواره فرهنگ و تمدن ایرانی و اسلامی در آثارتان نمود داشته است. چه شد که چنین رویکردی را برای خلق آثارتان انتخاب کردید؟

من بخش عمده‌ای از داشته‌هایم را مدیون فرهنگ غنی و معرفتی عاشورا هستم. من با بهره‌گیری از فرهنگ عاشورا تصمیم گرفتم که این فرهنگ را در آثارم گسترش دهم و آن‌را به شکل‌های مختلف بیان کنم. به‌عنوان مثال ذوالجناح در عاشورا هویت یگانه‌ای دارد که هیچ اسبی در طول تاریخ به جایگاه او نرسیده است. من یک شانس بزرگ دیگری هم در زندگی‌ام داشته‌ام و آن آموزش‌دادن نقاشی به کودکان است. کودکان نه‌تنها خودشان هنگام خلق اثر جسارت بی‌نظیری دارند بلکه تداوم کار با آن‌ها موجب می‌شود که این جسارت به شما نیز منتقل شود. از این رو من در دوره‌های مختلف تلاش کردم که عشق را به شکل‌های متفاوتی نشان دهم؛ برای مثال مثلا در اهرام مصر، قوانین راهنمایی و رانندگی و قوانین حقوق بشر بیان کنم. در واقع در آثارم تلاش کرده‌ام که از دنیای کودکان مهربانی، عطوفت و صمیمت را وام بگیرم و آن‌ها در کنار مفاهیم عمیقی بیان کنم که در آثارم مطرح می‌کنم. در ابتدا در مجموعه «پنجره خیال» لباس دوران کودکی فرزندم به‌نوعی به من هویت فکری می‌داد و در مجموعه‌های بعدی به معرفتی که در فرش وجود دارد توجه کردم و به‌مرور فرش را با سنگ تلفیق کردم و آثار مجموعه‌های جدیدم شکل گرفت که هر یک از این مجموعه از جنبه معرفتی قابل تامل و تفکر هستند.

شما بخشی از پژوهش‌هایتان را بر فرش گذاشته‌اید. چرا روی فرش که عنوان تمرکز کرده‌اید؟

فرش ایرانی در زندگی ما ایرانی‌ها جایگاه ویژه‌ای دارد و قرن‌هاست که در شادی‌ها، رنج‌ها و خاطره‌های ما حضور دارد اما با وجود این‌که فرش ایرانی در جای‌جای جهان حضور دارد آن روح و معرفتی که در این هنر وجود دارد به فراموشی سپرده شده است.

مهم‌ترین ویژگی فرش این است که دور از دسترس نیست و تنها جنبه زیبایی‌شناختی ندارد بلکه بسیار ملموس و کاربردی است. این ویژگی موجب می‌شود که همواره در زندگی ما حضور داشته باشد. همچنین ویژگی دیگر فرش این است که هیچ‌گاه هنرمندان این رشته هنری درصدد این نیستند که نام خود را پای اثرشان ثبت کنند و فرش‌ها براساس نقشه آن شناخته شده‌اند که به‌نام شهر‌ها مشهور شده است.

فرش ایرانی با همه عظمتش در جایی متوقف شده و دیگر پیش‌نرفته است. مانند همه سبک‌های هنری که درغرب شکل گرفته‌اند. من نیز بخشی از آثارم را متاثر از فرش‌های ایرانی خلق کرده‌ام و به‌نوعی با نخ و سنگ طراحی می‌کنم.

لطفا درباره این مجموعه بیشتر بگویید، چگونه فرش را با سنگ تلفیق کردید؟

در واقع در این مجموعه، با نخ قالی نقشه‌های فرش را روی سنگ اجرا کرده‌ام و وجه تشابه فرش و سنگ در این است که فرش در فضای خانه ما رهاست و سنگ نیز در محیط طبیعت رها شده است. این تشابه موجب شد که بتوانم فرش را با سنگ تلفیق کنم و آثارم را خلق کنم. البته من تاکنون بخشی از آثاری که با این تکنیک خلق کرده‌ام در طبیعت جا گذاشته‌ام و معتقدم آنچه که از طبیعت می‌آید باید به طبیعت بازگردد.


چه شد که بخشی از تمرکزتان را روی ورزش زورخانه‌ای گذاشتید و آثاری متاثر از فرهنگ، آداب و اخلاق زورخانه‌ای را خلق کردید که نمادی از فتوت و ادب است؟

در سال 66 پرفورمنسی را در یکی از زورخانه‌های قدیمی تهران اجرا کردیم و پس از آن اماکنی فراهم شد که تحقیقاتی درباره ورزش و هنر کردم که از دل این تحقیقات به این نتیجه رسیدم که تاریخ زورخانه ریشه در تئاتر، مباحث فلسفی و موسیقی ما دارد و براساس همین تحقیقات آثار متعددی خلق کردم که براساس آن نمایشگاه‌های متعددی در خارج از کشور برپا کردم. آخرین نمایشگاهی که با این مجموعه برپا کردم در شیراز بود که پس از آن کاشان میزبان این نمایشگاه شد.

در این نمایشگاه چه آثاری را به نمایش گذاشته‌اید و هدف از برپایی این نمایشگاه چیست؟

در این نمایشگاه، ۳۱ اثر رنگ روغن با موضوع فتوت، جوانمردی و ورزش زورخانه‌ای را به‌نمایش گذاشته‌ام. در واقع در این تحقیق تصویری، این موضوع بیان شده که در گود مقدس زورخانه، پهلوانان بسیاری از پوریای ولی گرفته تا جهان‌پهلوان تختی شکل گرفته‌اند. این نمایشگاه به‌مناسبت بزرگداشت جهان‌پهلوان تختی در خانه منوچهری که یکی از خانه‌های سنتی کاشان است، برپا شده است. هدف از برگزاری این نمایشگاه در خانه این است که اعلام کنیم پهلوانانی که به گود مقدس زورخانه وارد شدند، از درون معرفت همین خانه‌ها به‌وجود آمدند و این خانه‌ها محل تولد و پرورش پهلوان‌ها بوده است. در واقع خانه‌ها جایگاهی برای هنر، معرفت، عشق و جوانمردی افراد بودند. تمام نقاشی‌های این مجموعه در ابعاد 50 در 70 سانتی‌متر و با موضوع ورزش زورخانه‌ای خلق شده‌اند. تاریخ نقاشی‌های این مجموعه به سی‌سال پیش باز می‌گردد و تمامی نقاشی‌ها را در یک دوره زمانی یک‌ساله کشیده‌ و این مجموعه را در کشورهای مختلفی به نمایش گذاشته‌ام. در نهایت تصمیم گرفتم آن را در کاشان به نمایش بگذارم.

آیا در این مجموعه تنها به ورزش‌های زورخانه‌ای پرداخته‌اید؟

نه در برخی از آثار به پهلوانی‌های امام حسین(ع) و یارانش پرداخته‌ام. با این رویکرد در واقع به این موضوع اشاره کرده‌ام که بخش عمده‌ای از فرهنگ زورخانه‌ام ریشه در فرهنگ دینی ما دارد و امامان و معصومین(ع) ما از بزرگ‌ترین جوانمردان تاریخ بوده‌اند.

متاسفانه ورزش زورخانه‌ای در کشور ما با قدمت طولانی که دارد روبه فراموشی است. مخاطب این نمایشگاه می‌تواند همراه با دیدن آثار هنری، ورزش باستانی زنده را هم تماشا کنند. همچنین از روز دوم نمایشگاه، فیلم اجرای روز افتتاحیه در سالن نمایش‌خانه برای علاقه‌مندان پخش می‌شود.

آیا در این مجموعه به منابع تصویری یا حتی مدل زنده توجه داشته‌اید؟

خیر؛ تمام آثار این مجموعه به‌صورت ذهنی خلق شده‌اند اما نقاشی‌ها همه رئالیستی هستند. من در طراحی‌ها دخل و تصرف کرده‌ام و در این مجموعه خطوطی را به‌کار برده‌ام که این خطوط، به دست‌نویس‌های قدیمی در خانه‌ها اشاره دارد که یکی از معرفت‌های پنهان در خانه‌هاست.

چه شد که تصمیم گرفتید به شیوه دیگری فکر کرده و نقاشی کنید و به این واسطه نقاشی و طراحی‌هایی متمایز از نقاشان دیگر خلق کنید؟

باید اول از همه خیالتان را راحت کنم؛ «هیچ چیزی نو نیست.» ما چیزی را پیدا می‌کنیم و فکر می‌کنیم نو است اما اگر زاویه دیدمان را از بسته به باز تغییر دهیم می‌بینیم که هیچ‌چیز نو نیست. آنچه نو است، خود ماییم. بنابراین اگر خودمان را پیدا کنیم، به نو بودن خودمان می‌رسیم. برای این‌که نو بودن خودمان را کشف کنیم، باید قالب‌ها و آن هسته ذهنی را بشکنیم که برای خودمان درست کرده ایم. برای من این تغییر و تحول با شکستن چهارچوب‌های بسته‌ای آغاز شد که یک نقاش با آن مواجهه است و بعد دیدگاهم را ضمن گسترش‌دادن، عمیق کردم. راستش را بخواهید خیلی به اصول حاکم در نقاشی و طراحی اعتقادی ندارم و خیلی بیشتر به خود انسان و آن مفاهیم انسانی اعتقاد دارم که از قدیم الایام وجود داشته است و ما هنوز آن را کشف نکرده‌ایم ولی ناچار برای این‌که عرض اندامی بکنم و «منم، منم بگویم»، به نقاشی روی آورده‌ام.



مریم آموسا


ارسال به دوستان
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
logo-samandehi
این شماره تقدیم میشود به:
ایران بزرگمهری‌ راد

ایران بزرگمهری‌ راد