khabargozarisaba.ir
شنبه ۰۵ فروردين ۱۳۹۶ - 2017 March 25
کد خبر: ۳۱۷۴۲
تاریخ انتشار: ۱۹ دی ۱۳۹۵ - ۰۹:۳۰
کامران جاهدی از تدوین در سینمای مستند به «صبا» می‌گوید:
کامران جاهدی از موفق‌ترین تدوینگران سینمای مستند در چند سال اخیر است. او که جوایز معتبری از جمله جایزه بهترین تدوین سال را از جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران دریافت کرده، سال قبل مستند «a157» را در جشنواره سینماحقیقت و جشنواره فجر داشت که جزو رکورددار بردن جایزه شد و در جشنواره فجر سیمرغ بهترین فیلم را گرفت. جاهدی امسال هم مستند «صدای سکوت» را در جشنواره سینما حقیقت داشت که از معدود فیلمهایی بود که در سه بخش مسابقه ملی، بخش بین‌الملل و بخش آوینی پذیرفته شد که کاندیدای بهترین فیلم بخش آوینی هم شد. جاهدی تجربه دستیاری‌هایده صفی‌یاری و بهمن قبادی را نیز داشته و تاکنون پنجاه فیلم کوتاه، بلند، مستند و فیلمتلویزیونی را تدوین کرده است که در ادامه، روایت او را از متن و حاشیه کارش در چند سال اخیر می‌خوانید.



درمورد جایگاه تدوینگر در سینمای مستند چه دیدگاهی دارید؟ تدوین در مستند چه تفاوتی با تدوین فیلم داستانی دارد؟ معمولا رسانه‌ها در ساختن یک مستند به کارگردان مستند بها می‌دهند تا عوامل دیگر، در صورتی که گاه سهم عوامل دیگر بیشتر از سهم کارگردان در نتیجه نهایی یک فیلم است. مثلا تدوین که از پایه‌های اصلی یک فیلم مستند است.

تدوینگر را کارگردان دوم فیلم می‌دانند و اولین بیننده تصاویر خام فیلم است. در سینمای مستند لذت خلق برای تدوینگر چندین برابر سینمای داستانی است زیرا فیلمنامه و خط مشخصی وجود ندارد و روایت در تدوین شکل می‌گیرد. البته فراموش نکنیم تدوین خوب تدوینی است که در خدمت قصه باشد. در سینمای ایران به این نتیجه رسیده‌ام که به قول آینزنشتاین«تدوین فرزند ناتنی سینماست» اما در نهایت شکی نیست که تدوین قلب تپنده فیلم است.

درباره فرآیند تدوین فیلم «a157» بگویید؟ طبق جهانی که فیلم ساخته است، به‌نظر می‌رسد مهم‌ترین راهکار شما حفظ تعادل نزدیک‌نشدن به فضای شعاری بود که خوشبختانه به نتیجه رسید و فیلم جزو تحسین‌شده‌ترین آثار چند سال اخیر سینمای مستند قرار گرفت.

«a157» تدوینی بسیار حساس و مصداق بارز حرکت روی لبه‌ تیغ بود چرا که ما محدودیت لوکیشن داشتیم و بخش زیادی از متریال ما گفت‌وگو همراه‌با قصه‌ای بسیار تلخ بود. این موضوعات کار را سخت می‌کرد چرا که ما تنوع لوکیشین نداشتیم و دوربین خیلی کم از فضای اردوگاه خارج می‌شد. در مورد گفت‌وگو با پرسوناژها دوست نداشتم کار حال و هوای تلویزیونی به‌خود بگیرد. در این پروژه سعی کردیم مفاهیم بسیاری را به سبک تداعی معانی به بیننده القا کنیم. ما از جنگ و هجوم داعش و کشتن انسان‌ها می‌گفتیم بدون آن‌که حتی یک پلان از جنگ ببینیم. دوربین فقط یکبار از اردوگاه خارج می‌شود و مدام در کمپ آورگان هستیم. به‌نظرم در انتقال مفهوم به مخاطب موفق بوده‌ایم. همیشه در پروژه‌های که تدوین می‌کنم مدیوم را در نظر می‌گیرم. برای مثال اگر قراربود «a157» را برای تلویزیون تدوین کنم، شکل روایت و تمپویی که ایجاد می‌کردم بسیار با نسخه‌ سینمایی‌اش متفاوت می‌شد. قصه گفتن برای پرده سینما بسیار دشوار و البته لذت بخش است اما روایت در هر پروژه‌ای شرایط خاص خود را دارد و در نهایت فیلم باید به تایید کارگردان برسد. مخاطبان فیلم اعم از حرفه‌ای و عوام در جریان حجم متریال نیستند و با خروجی مواجه می‌شوند، به‌نظرم همین که مخاطب را تا پایان فیلم روی صندلی سینما نگه داشتیم نشان از روایت درگیر‌کننده‌ فیلم دارد.

تدوین «صدای سکوت» چه تفاوتی با«a157» داشت؟ «صدای سکوت» از نظر کارشناسان فیلم تدوین است و کار شما توانسته است کلیت منسجمی را به جزییات روایی فیلم ببخشد.

«صدای سکوت» نسبت به «a157» روندی بسیار متفاوت داشت چرا که با حجم عظیمی از متریال و تصاویر آرشیوی شامل هزارو‌دویست ساعت راش و حدودهفت‌هزار فریم عکس درخشان از عکاسان جنگ روبه‌رو بودم. خوشبختانه کارگردان اعتماد و اطمینان کامل به کارم داشت و دستم را باز گذاشت. تاریخ جنگ را یک بار حلاجی کردیم و هرآنچه را متریال و تصاویر آرشیوی مربوط به جنگ ایران و عراق بود بارها بررسی کردم. این‌بار با چالش پیوند عکس‌ها و آرشیو جنگ مواجه بودم. در واقع روایت را از دل قصه‌های فراموش‌شده جنگ بیرون کشیدیم.

نوع پیوند منسجم عکس‌ها و تصاویر ویدئویی مهم‌ترین برگ برنده «صدای سکوت» است. راهکار شما برای ایجاز در این پیوند چه بود؟

وقتی برای اولین‌بار حجم متریال و عکس‌ها را دیدم به پناه برخدا رضایی گفتم؛ «همیشه عکس در خدمت سینما بوده اما این‌بار سینما در خدمت عکس هست و وظیفه سنگین بر عهده ماست زیرا هر دو با عکاسی شروع کردیم.»

در طول یکسالی که مشغول تدوین «صدای سکوت» بودم. بدون اغراق، تاریخ جنگ را شخم زدم. لحظه‌ قبل و بعد ثبت، عکس‌ها را در آرشیو‌های جنگ پیدا کردم. پیوند عکس و فیلم کاری بسیار زمان بر بود و سعی کردم که خودم را جای عکاس‌ها و افراد حاضر در صحنه‌ها بگذارم و علاوه بر این به خاطر این‌که خودم هم در جریان واقعی جنگ در کودکی بودم، احساس می‌کردم که مسئولیت بزرگی دارم. همین احساس باعث شد با اعتماد به نفس و انگیزه‌ای که چند برابر وضعیت نرمال است این تدوین را انجام دهم. برایم در مقام تدوینگر تجربه‌ بسیار بزرگی بود، هرچند که در جشنواره سینما حقیقت مورد بی‌مهری قرار گرفت.


چرا فیلم آن‌طور که باید در جشنواره دیده نشد؟ هر چند که کاندیدای دریافت جایزه بهترین فیلم در بخش آوینی شد اما برای چنین فیلمی انتظار می‌رفت بیش از این دیده شود.

اساسا ما ایرانی‌ها مردم کم‌حافظه‌ای هستیم. متاثر شدم که قصه‌ جوانانی که جانشان را دادند که ما در آرامش باشیم، به شکل شایسته‌ای دیده نشد. در واقع امسال به اکثر فیلم‌ها جایزه دادند، بجز «صدای سکوت.» هر چند در نهایت باید قاعده بازی را پذیرفت و به داوران محترم احترام گذاشت. چنین فیلم‌هایی سهم موثری در آشنایی نسل جوان و نوجوان جامعه با واقعیت و حقیقت تلخ جنگ دارد و باید بیشتر از این از آن حمایت شود. درباره علت مهجورماندن یکی از دلایل مهم، نبود کارگردان فیلم ما در زمان جشنواره بود. شاید اگر کارگردان فیلم در سفر نبود و در ایران بودند، برخورد با فیلم فرق می‌کرد.

درباره مهجورماندن عوامل یک مستند حرف زدیم. با نبودن کارگردان هنگام اکران فیلمتان در جشنواره، شیوه برخورد با عوامل دیگر فیلم چطور بود؟ بازخورد فیلمتان نزد مخاطب را در جشنواره چطور ارزیابی می‌کنید؟

متاسفانه در ایران کارگردان را مالک فیلم می‌دانند. انگار نه انگار که فیلم حاصل زحمت یک گروه است. به‌ندرت پیش می‌آید که رسانه‌ها به سایر عوامل توجه کنند. به‌عنوان مثال دوسال پیاپی اسمم را از کتاب جشنواره حذف کرده‌اند و پاسخشان به اعتراض بنده لبخند است! حتی در نقدی که امسال در سایت جشنواره کار شد، اسمم را حذف کردند در حالی‌که در نسخه اصلی نقد به تدوین اشاره شده بود. دریغ از انجام‌دادن یک مصاحبه که در بولتن اختصاصی جشنواره کار شود. توجیه دوستان این بود که کارگردان اثر، ایران نیست! اما به خاطر عشق به مستند همه این بی‌توجهی را به جان می‌خریم. به قول حافظ «وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم!»

درباره استقبال از فیلم باید بگویم؛ حجت‌اله ایوبی و وزیر ارشاد به دیدن فیلم آمدند و هر دو سانس نمایش سالن پر بود. امیدوارم اتفاقات بهتری برای «صدای سکوت» بیفتد و در جشنواره فجر و اکران عمومی نیز فضای کافی برای دیدن چنین فیلم‌هایی فراهم شود که سعی کرده‌اند یک سند تصویری زنده از جنگ ارائه کنند.

در جشنواره امسال چندین فیلم وجود داشت که از مصالح آرشیوی استفاده زیادی کرده بودند؛ از جمله فیلم‌های «نیمه پنهان ماه» و فیلم شما. چه راهکاری باید به خدمت گرفت که استفاده از آرشیو جذابیت لازم را داشته باشد؟

استفاده از متریال آرشیوی، سختی کار را دو چندان می‌کند چرا که بیننده با متریال آشناست و بارها دیده است. شکل استفاده از آن بستگی به موضوع فیلم دارد. به‌عنوان مثال در مستند صدای سکوت موضوع فیلم ما عکاسان جنگ بود. در مجموعه مستند‌های «روایت فتح» تصاویر بسیار درخشانی از جنگ پخش شده است. پیش از هرچیز در آرشیوها به‌دنبال قصه بودیم و پلان‌هایی که به پیشبرد قصه کمک کند که در عین حال برای بیننده بکر باشد. برای مثال از آرشیوهای روایت فتح در چند پلان کوتاه استفاده کردیم که چاره‌ای بجز استفاده از آن‌ها نداشتیم.

تاثیر دو جشنواره معتبر سینماحقیقت و فجر را در کمیت و کیفیت فیلم‌های مستند چطور ارزیابی می‌کنید؟

سینماحقیقت، مهم‌ترین آوردگاه سینمای مستند و تخصصی‌ترین جشنواره مستند کشور است و باید تخصصی هم برگزار شود اما یک مشکل بزرگ در این‌جا وجود دارد؛ محدودکردن بخش ملی جشنواره به سه‌بخش کوتاه، نیمه‌بلند و بلند عین بی‌انصافی است. باید مثل قبل کارها از نظر قالبی و ژانری تفکیک و نه‌تنها از لحاظ مدت زمان شوند. همیشه برایم این سوال مطرح بوده که داوران چطور می‌خواهند یک فیلمی با ‌موضوع دفاع مقدس را با فیلمی که در ستایش طبیعت هست، با هم قیاس و داوری کنند؟ در واقع نباید به این شکل داوری شود چرا که ارزش فیلم‌ها نادیده گرفته می‌شود. هر سال تمام مستند‌سازان کشور با آثارشان متقاضی حضور در سینماحقیقت هستند. پس نوع نگاه و برخورد سیاستگذاران جشنواره در آینده‌ سینمای مستند بسیار تاثیرگذار خواهد بود. همه چیز از هیات انتخاب شروع می‌شود. هیاتی که قرار است از بین هزاروصد فیلم ارسالی به جشنواره هفتاد افیلم را انتخاب کنند.

هیات داوران کار بسیار سختی دارند چون چشم‌انداز سینمای مستند در سال‌های بعدی را همین انتخاب آن‌ها مشخص می‌کند و طبیعی است که کیفیت و کمیت جشنواره از همین نقطه شروع ‌شود. جشنواره‌ فجر در شکل برگزاری کنونی‌اش تکرار فشرده سینما حقیقت است اما آثار درخشان سینمای مستند باید در بخش سودای سیمرغ و در کنار فیلم‌های داستانی شرکت کنند چراکه از لحاظ جذابیت چیزی کمتر از آثار داستانی ندارد.

شما تدوینگر فیلم کوتاه هم بوده‌اید. بازگشت جایزه فیلم کوتاه به جشنواره فجر از نظر شما خوشایند است؟

خیلی خوب است چون سینمای کوتاه، مدرسه سینمای بلند است. در واقع پایه‌های اصلی فیلم‌های بلند از تجربه‌اندوزی فیلمسازان در فیلم‌های کوتاه آغاز می‌شود. اگر این موقعیت شکل بگیرد که در کنار آثار بلند، فیلم‌های کوتاه رقابت کنند دو حسن را به‌دنبال دارد؛ اول این‌که فیلمسازان کوتاه تشویق شده تا در معتبرترین جشنواره کشور دیده شوند و دوم حیات سینمای کوتاه به‌عنوان یک سینمای مستقل از فیلم بلند بهتر و بیشتر از قبل رشد خواهد کرد. این معضلی بود که در چند سال اخیر وجود داشت و امیدواریم با اجرای دوباره آن،چشم‌انداز موفقیت‌آمیزی برای آینده فیلمسازان کوتاه در نظر گرفته شود.

حرف آخر؟

می‌خواهم از استاد کیهان کلهر تشکر کنم که اجازه استفاده آلبوم «شهر خاموش» را برای مستند «a157» و «لایه‌های تاریکی» را برای مستند «صدای سکوت» به من داد. از شما و روزنامه صبا هم تشکر ویژه دارم چون تنها نشریه‌ای در ایران است که هر روز به سینمای مستند و به‌طور ویژه می‌پردازد.



محسن جعفری‌راد



ارسال به دوستان
برچسب ها: سینما ، مستند ، تدوین ، صبا
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: