khabargozarisaba.ir
پنجشنبه ۰۷ ارديبهشت ۱۳۹۶ - 2017 April 27
کد خبر: ۳۱۶۵۹
تاریخ انتشار: ۱۸ دی ۱۳۹۵ - ۱۰:۳۳
نگاهی به بهترین بازی‌هایی که از سلاح تک‌ تیرانداز استفاده می‌کنند
سلاح تک‌تیرانداز یا به‌ عبارت تخصصی‌تر «اسنایپ» (Snipe)، نزد گیمرها از محبوبیت زیادی برخوردار است. کارگردان‌هایی که بازی اکشن می‌سازند، از این سلاح در بعضی عناوین خود بهره می‌برند تا هم تنوعی به روند گیم‌پلی داده باشند و هم عطش گیمرها را برای استفاده از آن، فرو بنشانند. سینما هم حکایتی مشابه دارد. تعدادی از کارگردان‌های هالیوودی، این سلاح را به‌عنوان محور اصلی فیلم خود قرار داده‌اند و به این ترتیب، آدرنالین مخاطب را تا حد امکان بالا برده‌اند. نگاهی به آثاری چون «دشمن در پشت مرزها»(Enemy at the gates)، «روز شغال»(The Day of Jackal) و...ثابت می‌کند که اسنایپ، سوژه بسیار خوبی برای آثار اکشن است.

درحالی‌که بسیاری از بازی‌های اکشن از چنین سلاحی استفاده می‌کنند اما تعداد محدودی از آن‌ها خاطره‌انگیز هستند. گاهی اوقات، یک مرحله کوچک هم می‌تواند تاثیری معادل یک بازی کامل را بگذارد به‌شرطی که چینش دقیق اهداف و روند طراحی مراحل، خوب صورت بگیرند. باتوجه به این‌که در سال جاری، دو عنوان مهم اسنایپ محور عرضه خواهد شد، به بهترین آثاری که از این اسلحه در طول بازی بهره برده‌اند، نگاهی متفاوت می‌اندازیم.



تیراندازی در نمای آهسته

وقتی سخن از یک بازی اسنایپ‌محور به میان می‌آید، باید سراغ قدیمی‌ترین عنوان درخور این سبک برویم. «اسنایپر الیت»(Sniper Elite) نه به‌خاطر فرم خود، بلکه به‌واسطه صحنه‌های آهسته‌اش شهرت فراوانی دارد؛ بازی‌ای که گیمر را در نقش سربازی به‌نام کارل فربورن قرار می‌دهد و به او ماموریت می‌دهد تا با نفوذ به پایگاه‌های آلمان نازی، اطلاعات مهمی را استخراج کند.

قسمت اول از این سری، در سال2005 عرضه شد و توانست به فروش خوبی برسد هرچند استودیوی ربلیون، هفت سال طرفداران را منتظر گذاشت تا نسخه بعدی را تولید کند. بازی تمرکز زیادی روی نحوه تیراندازی دارد به‌شکلی که اگر شخصیت اصلی نفس خود را در سینه حبس کند، دقت بیشتری را هنگام شلیک خواهد داشت. هنگامی که تیر از اسلحه خارج می‌شود، تصویر از حالت عادی خارج می‌شود و دوربین، مسیر گلوله را تعقیب می‌کند تا به هدف برسد. در این زمان، نمای داخلی بافت‌های بدن نمایان می‌شود و زمانی که گلوله به شخص مورد نظر اصابت می‌کند، جزییات جالبی را از نحوه تعامل این دو نشان می‌دهد.

همین موضوع سبب می‌شود تا گیمر به نواحی متفاوتی شلیک کند و با چنین حربه‌ای، زمانی نزدیک به هفت ساعت، درگیر «اسنایپر الیت» باشد. از این عنوان تابه‌حال، سه نسخه اصلی تولید شده است و در بهمن‌ماه هم قسمت چهارم آن عرضه خواهد شد.




همه چیز را محاسبه کن

برخلاف «اسنایپر الیت» که از زاویه دید سوم‌شخص دنبال می‌شود، «اسنایپر: گوست واریر»(Sniper: Ghost Warrior) دید اول شخص را برگزیده است. تفاوت‌ها بین این دو عنوان کم نیست و این موضوع از زمان تاریخی گرفته تا نحوه پیشبرد بازی و گیم‌پلی آشکار است. «اسنایپر: گوست واریر» دنیایی امروزی دارد و گیمر را وادار به مبارزه مخفیانه می‌کند. یک اشتباه کافی است تا گلوله به هدف برخورد نکند و در این زمان، دشمنان مانند آوار، روی سر گیمر خراب می‌شوند که چاره‌ای جز بارگذاری مجدد باقی نمی‌ماند.

یکی دیگر از نکات مهم به دوربین اسلحه برمی‌گردد؛ جایی که مخاطب می‌فهمد که با یک عنوان نیمه شبیه‌ساز مواجه است و نمی‌تواند به همین راحتی، در طول بازی پیشروی کند. پیش از شلیک، باید تمام موقعیت و نقشه را با دقت از نظر گذراند تا حتی‌الامکان، مبارزات به‌شکل مخفیانه باقی بمانند. پس از اطمینان، نوبت به هدف‌گیری می‌رسد و این‌جاست که فاکتورهایی همچون جهت باد و زاویه قرارگرفتن اسلحه، اهمیت زیادی پیدا می‌کنند.

هر دو نسخه عرضه‌شده از این فرنچایز، در بخش داستانی، از یک راهنما استفاده می‌کنند تا وضعیت دشمنان را مرتب به تک‌تیرانداز گزارش دهند. چنین چیزی، حس واقعی یک اسنایپر را به مخاطب منتقل می‌کند که مخاطب نمونه آن را تقریبا در عنوان دیگری ندیده است.



لیست سیاه

بهترین تعریف برای بازی بعدی، ترکیب کردن عناصر مثبت دو عنوان معرفی‌شده در بالا است. «لیست سیاه اسنایپر» (Sniper Blacklist) زاویه‌های دوربین اول‌شخص و سوم‌شخص را همزمان دارد و از بسیاری جهات، نسبت به دو عنوان فوق برتری دارد. گیمر در اکثر مواقع، با بالگرد و یا اسب به محل انجام ماموریت می‌رسد و از این‌جاست که کنترل شخصیت اصلی به او واگذار می‌شود. آزادی عمل در طول مراحل بسیار بالاست و اسلحه‌های متنوعی هم در اختیار مخاطب قرار می‌گیرند.

خوشبختانه اشتباه‌ها، منجر به خراب شدن روند بازی نمی‌شوند و از این حیث، تعادل خوبی میان عناصر اکشن و مخفی‌کاری ایجاد شده است. حال که بحث تنوع شد، بد نیست اشاره‌ای هم به محیط‌های بازی داشته باشیم. حوادث داستانی «لیست سیاه اسنایپر» در مناطق جنگلی، کویر و حتی جزیره‌های بزرگ رخ می‌دهند تا چشم کمتر دچار خستگی و یکنواختی شود. به موارد فوق، هوش مصنوعی مثال‌زدنی دشمنان را هم باید اضافه کنیم تا دیگر ایرادی به آن وارد نباشد. هنگام تیراندازی به آب‌وهوا باید توجه ویژه‌ای داشت تا ضریب خطا به صفر برسد.



یک مرحله متفاوت

پیش‌تر گفتیم که حتی یک مرحله کوچک هم می‌تواند تاثیری معادل یک بازی کامل تک‌تیراندازمحور داشته باشد. حکایت این جمله برای چهارمین نسخه از مجموعه «ندای وظیفه» (Call of Duty) صدق می‌کند. سازندگان برای این‌که بتوانند شخصیت منفی داستان(ایمران زاکایف) را بهتر پرداخت کنند، فلاش‌بکی به یکی از ماموریت‌های کاپیتان پرایس زدند و حوادث داستانی را از دید او دنبال کردند.

تمرکز زیاد روی مخفی‌کاری، هدف اصلی پیشرفت در این مرحله بود و برخلاف فرمول همیشگی سری، کشتار صرف چاره‌ساز نبود. استتار، زمان‌بندی درست، انتظار و چندین و چند مورد دیگر، سبب شدند تا تجربه این مرحله تا مدت‌ها در یاد گیمرها باقی بماند. پس از گذشت 9سال، هنوز هم می‌توان این مرحله را تجربه کرد و به جادوی استودیوی «اینفینیتی وارد» پی برد. این اولین‌باری بود که گیمرها در نقش کاپیتان پرایس قرار می‌گرفتند. آن‌ها چهار سال بعد، یک‌بار دیگر هدایت این کاراکتر دوست‌داشتنی را در دست گرفتند و برای همیشه به سه‌گانه «جنگ‌های مدرن» (Modern Warfare) خاتمه دادند.



امید صدیق ایمانی


ارسال به دوستان
برچسب ها: بازی ، صبا ، game ، اسنایپ
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: