khabargozarisaba.ir
سه‌شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۶ - 2017 October 17
کد خبر: ۳۱۶۵۴
تاریخ انتشار: ۱۸ دی ۱۳۹۵ - ۱۰:۲۳
گفت‌و‌گوی با علیرضا مجابی(م.آذرفر)
علیرضا مجابی (م.آذرفر(؛ نقاش، شاعر، کالیگرافیست این‌بار پس از پنج‌سال مجموعه جدیدی از نقاشی‌هایش را به‌همراه کالیگرافی‌هایش در گالری ممیز خانه هنرمندان ایران به نمایش خواهد گذاشت. او عنوان این نمایشگاه را «این نیز بگذرد» انتخاب کرده است. نمایشگاهی که تا بیست‌و‌ششم دی‌ماه برپا خواهد بود. او پیش‌تر آثارش را در دو نمایشگاه در گالری برگ در سال 78 و گالری آشيان نقش‌ومهر در سال90 به نمایش گذاشته شده است.

این نمایشگاه شامل دو بخش است. بخش اول به آثار نقاشی او اختصاص دارد که با تکنیک اکریلیک و در ابعاد بزرگ اجرا شده‌اند.

در این بخش دو تابلوی مربوط به اجرای دو پرفومنس مجابی که باعنوان «رنگاهنگ (یک) و (دو)» در موزه هنرهای معاصر و تالار وحدت خلق شدند به نمایش گذاشته می‌شود.

بخش دیگر این نمایشگاه نیز به آثار کالیگرافی وی اختصاص دارد که با تکنیک اکریلیک، رنگ روغن، ترکیب مواد و در ابعاد متنوع خلق شده‌اند. گفت‌وگوی ما را با وی می‌خوانید.


نقاشی را از چه سالی و چگونه شروع کرده‌اید؟

من نقاشی را از سال 64 و در محضر استادانی چون وارت‌گس آسریانس، کامران کهنمویی و عباس کاتوزیان شروع کرده‌ام و پس از مکتب رئالیسم که از این استادان آموخته‌ام، به‌مرور با بررسی و مطالعه و نقاشی کشیدن مداوم مسیر خودم را پیدا کرده و در تمام این سال‌ها ضمن آموزش نقاشی به شاگردانم، نقاشی کشیده‌ام و به پژوهش در تاریخ هنر نیز بی‌اعتنا نبوده‌ام.

چه آثاری از شما، در این نمایشگاه به نمایش گذاشته خواهد شد؟

این رویداد شامل دو بخش است؛ یک بخش به نقاشی‌هایی که در سال‌های اخیر کشیده‌ و به نمایش عموم نگذاشته‌ام، اختصاص دارد که شاید هم نتوان آن‌ها را بر اساس عرف و قاعده زیست هنری بسیاری از نقاشان در یک مجموعه و دوره مشخص قرار داد چراکه به نقاشی کردن دوره‌ای اعتقاد ندارم. شاید تنها دوره کاری با تعریف رایج دوره را بتوانم به آن اختصاص دهم شامل 17 اثری است که از سال 70 تا 80 و تحت عنوان دوره دگردیسی خلق کرده‌ام ولی در مجموع اعتقادی به دوره‌ای کار کردن ندارم. طبیعتا فصل مشترکی میان آثارم دیده می‌شود که از نگاه، جهان‌بینی و حتی تکنیک و روش منحصر به خود من ناشی می‌شود. اصلا نمی‌توانم این موضوع را بپذیرم این‌که در قالب یک تئوری، در طول یک دوره زمانی، اتودهایی بزنم و در نهایت بیست یا 25 اثر ارائه کنم و بگویم این کارها نتیجه یک دوره کاری من است. بخش دیگر آثار این نمایشگاه به کالیگرافی‌هایم اختصاص دارد.

چرا عنوان این نمایشگاه را «این نیز بگذرد» گذاشتید؟

اتفاق جالبی که در این سال‌ها برای من افتاد این بود من دو اثر را در فاصله زمانی پنج سال با عنوان «این نیز بگذرد» خلق کردم که بر همین اساس تصمیم گفتم که عنوان نمایشگاه را نیز از این دو اثر انتخاب کنم. پشت این نام فلسفه خیامی جا خوش کرده است. سهراب سپهری نیز در اشعارش این فلسفه را به‌خوبی بیان کرده است؛ تفکر در لحظه زندگی کردن. در حوضچه اکنون آب‌تنی کردن. من همواره با وجود تمام دشواری‌هایی که با آن روبه‌رو بوده و هستم و گاه من هنرمند را وادار به‌نوعی انفعال می‌کند سعی کرده‌ام در لحظه زندگی کنم.

چه شد تا به‌عنوان یک نقاش تصمیم گرفتید که پرفورمنس اجرا کنید؟

من هیچ اصراری بر واژه پرفورمنس ندارم و منتقدان باید عنوان مناسبی برای آن انتخاب کنند. من بر اساس یک کار پژوهشی به یک پرفورمنس(هنر اجرا) رسیده‌ام که نتیجه‌اش دو پرفورمنس مطرح و پر استقبال شد. اولی در مقابل موزه هنرهای معاصر و دومی بر سن تالار وحدت بود که به گفته مسئولان موزه هنرهای معاصر و برگه‌هایی که میان شرکت‌کنندگان توزیع کردیم، بیش از سه هزار نفر از این اجرا دیدن کردند.

این دو پرفورمنس با عنوان «رنگاهنگ یک و دو» اجرا شد که دوئتی بینامتنی و بداهه بین خلق نقاشی و موسیقی بود که آن‌هم در مقابل دیدگان صدها مخاطب شکل گرفت و خلق‌الساعه اجرا شد.کاری که من کردم اجرای بداهه در حضور مردم بود. اعتقادم این است که هنر یک امر آفرینشی، جوششی و خلاقه است، اتفاقی ممزوج شده بین خودآگاه و ناخودآگاه هنرمند، نه ناخودآگاه مطلق و نه خودآگاه صرف زیرا اگر هنر ناخودآگاه صرف باشد، امری تصادفی و غریزی است و اگر خودآگاه مطلق باشد، تکنیک و مهارت است. بنابراین بین تکنیک که از ریشه تخنه یونانی می‌آید و موضوع آرت، فاصله‌ای قائل هستم. در طول تاریخ، کارهایی هستند که زیبا هستند و از لحاظ تکنیکی به دشواری اجرا شده‌اند اما آن‌ها را به‌عنوان فن و صنعت می‌شناسم و نه هنر.

آیا در آینده نزدیک پرفورمنس دیگری اجرا خواهید کرد؟

بله؛ قصد دارم در سال آتی پرفورمنس دیگری البته این بار با همراهی هنر تئاتر داشته باشم و برای اجرای آن تالار اصلی وزارت کشور و در فضای باز باغ ملی را مد نظر دارم اما هنوز جزئیات این اجرا مشخص نشده است. قصد دارم مکان اجرا به‌گونه‌ای باشد که در اجرا میزبان مخاطبان بیشتری باشم.


در اجرا در مقابل موزه هنرهای معاصر شما بلیت فروشی نداشتید اما در تالار وحدت بلیت فروختید در اجراها آتی‌تان چه روندی را پیش خواهید گرفت؟

بلیت فروشی برخلاف میل من بود. من چند سالی است که به هنر نوگرایی اعتقاد دارم که بتواند قشر وسیعی از افراد جامعه را با خود همراه کند و بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند. از این رو تمایلی برای این ندارم که این جنس از هنر نوگرای آوانگارد را با بلیت‌فروشی به مخاطب ارائه کنم.

با توجه به این که شما تجربیاتی هم در نقاشی فیگوراتیو داشتید چه شد که آثار نقاشی‌تان سمت و سویی دیگر گرفت؟

من در عرصه نقاشی معتقد به روند تدریجی و در مسیر سیر تکامل تاریخ هنر هستم. من پس از طی این مسیر به این گونه از نقاشی گرایش پیدا کردم و نقاشی فیگوراتیو را نوعی بازگشت به عقب می‌دانم اما متاسفانه براساس پسند بازار و گالری‌دارها نقاشی فیگوراتیو در ایران بسیار مد شده است و این ناشی از اقتصاد کاذب و پوشالی هنرهای تجسمی است که می‌خواهد سلیقه خود را به هنرمند، گالری‌دار و مخاطب تحمیل کند. من در 90 درصد نقاشی‌های فیگوراتیوی که خلق می‌شود هیچ‌گونه نوآوری و خلاقیتی نمی‌بینم که پیش‌تر در تاریخ هنر نمونه‌اش را نداشته باشیم. هنرمندانی که خلاقانه نقاشی فیگوراتیو می‌کنند تعدادشان از انگشت‌های دست کمتر است که آن هم ناشی از جهان‌بینی خاص خود آن‌هاست. من شانس این را داشته‌ام که شاگرد عباس کاتوزیان باشم که بدون اغراق از بزرگ‌ترین نقاشان رئالیست ایران است و سال‌ها در این عرصه فعالیت کرده‌ام اما به‌مرور تصمیم گرفتم مسیر دیگری را برای نقاشی‌کشیدن انتخاب کنم.

خط‌ها از چه زمانی وارد کار شما شد؟

از اوایل سال 70 درگیری با خط برایم جدی شد. حرف قاطع من این است که خوشنویسی هنر نیست و آن را هرگز به‌عنوان یک هنر نمی‌شناسم. دغدغه من در ابتدا نوعی شیطنت با اسلوب و قواعد از پیش تعیین شده خط بود از سال 77 در حال مشق کردن و بازی کردن‌های شیطنت‌آمیز برای شکستن قواعد و هنجارها در اسلوب خوشنویسی ایرانی بودم. پس از مدتی متوجه شدم، نوعی نوشتار توسط من در حال شکل‌‌گیری است که صادقانه الهام گرفته از خطوط پیشین خودش است اما شبیه هیچ خط دیگری نیست. این امر به مدت 18 سال قوام یافت که ماحصل این تلاش خطی است که در نمایشگاهم ارائه خواهد شد. البته در گذشته از این خطم هم در جاهایی دیگر استفاده شده اما به‌صورت عمومی و مجموعه‌ای نخستین‌بار است که در معرض دید عموم قرار می‌گیرد. به‌‌دنبال نامگذاری و ثبت این خط هم نیستم زیرا برای فرار از قاعده‌‌مند شدن آن ترجیح می‌دهم آن را همان طور رها و دیوانه‌وار روی کاغذ و بوم و فضای ذهنی‌ام نقش ببندم. برای آن هیچ‌گونه مفردات و متصلاتی تعریف نکردم تا قابل آموزش باشد. خط من در بداهه مطلق، در سرریزی ذهن و شهود و ناآگاهی و آگاهی من شکل می‌گیرد.

آیا این خط‌نوشته‌های شما در شمار نقاشیخط قرار می‌گیرد؟

من هیچ اعتقادی به کلمه نقاشیخط ندارم و آثارم را نقاشیخط نمی‌دانم. امروزه آن‌قدر نقاشیخط در کشور ما پرطرفدار شده است که هر کسی می‌خواهد آن را به‌نام خودش سند بزند اما باید بگویم که نخستین کسی که از خط در نقاشی‌هایش به‌عنوان اثر تجسمی استفاده کرد استاد محمود جوادی‌پور بود. امروزه بخش زیادی از آثاری که به‌عنوان نقاشیخط ارائه می‌شوند، خوشنویسی صرف هستند که با برخی تکنیک‌های نقاشی تزیین شده‌اند.

آیا در کالیوگرافی‌هایتان بیشتر به جنبه گرافیکی خط توجه دارید؟

خیر؛ این خط من ترکیبی از نقاشی، خط و گرافیک است اما تفاوت‌هایی با سایر خطوط دارد. این خط آفرینش خودم است و عنصر بداهگی به وضوح در آن مشهود است و براساس شعری که می‌نویسم حال و هوا کمپوزسیون و ترکیب‌بندی‌های این خط تغییر می‌کند.

آیا می‌توان گفت با توجه به کالیگرافی‌هایتان شما خوشنویسی هم کرده‌اید؟

بدون این‌که حتی ثانیه‌ای آموزش خوشنویسی دیده باشم به تمام خطوط ایرانی و عربی تسلط کامل دارم. ویژگی خط من بداهگی آن است و هیچ کلمه‌ای را دوبار نمی‌توانم شبیه به‌هم بنویسم.

در صحبت‌هایتان عنوان کرده‌اید که اعتقادی به بیان بیوگرافی هنری‌تان و حتی نوشتن استیمنت برای نمایشگاهتان ندارید. چرا؟

من به درج شناسنامه و رزومه برای هنرمند در یک نمایشگاه هم اعتقاد ندارم. مخاطب باید بی‌واسطه با اثر هنری روبه‌رو شود یا مسئله می‌تواند این باشد که آیا آن اثر هنری می‌تواند گلیم خودش را از آب بیرون بکشد یا خیر. ما با توضیحات الصاقی دیگر نباید فرا متنی را به متن تحمیل کنیم.



مریم آموسا


ارسال به دوستان
برچسب ها: تجسمی ، نقاشی ، صبا
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: