khabargozarisaba.ir
سه‌شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۶ - 2017 October 17
کد خبر: ۳۱۶۵۰
تاریخ انتشار: ۱۸ دی ۱۳۹۵ - ۱۰:۱۷
گفت‌وگو با اشکان احمدی؛ کارگردان فیلم «چمدان خیس»
اشکان احمدی، دانش‌آموخته مدرسه فیلمسازی لودز لهستان است. او ساخت 10 فیلم کوتاه و بلند داستانی را در کارنامه خود دارد که می‌توان به «آدم‌ها دورند»، «زنی از تبار مه»، «تیرک چوبی»، «رهگذران دره انار»، «مانداب»، «عکس‌های نگرفته»، «تنور»، «صورت‌های متروک»، «جاده‌های فرعی» و «چمدان خیس» اشاره داشت. این فیلمساز در کارنامه فعالیت سینمایی خود تجربه داوری جشنواره‌های منطقه‌ای تیاب چابهار و فیلم کوتاه زنان سلیمانیه را داشته است. حال به‌مناسبت ساخت فیلم کوتاه «چمدان خیس»، جهان فیلم کوتاه و شرایط فیلمسازی در این حوزه گفت‌وگو کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.


در ساخت فیلم همیشه روایت و به‌نوعی داستانگویی از اصولی است که مخاطب را ترغیب به شنیدن و دیدن می‌کند. حال با توجه به این موضوع فیلمسازان و برگزارکنندگان جشنواره‌ها در جهان به آن اهمیت می‌دهند. تصور می‌کنید این نگاه از کجا سرچشمه می‌گیرد؟

وجه داستانگویی از وجوه بارز هنرهای نمایشی و سینماست. البته این نکته به‌معنای افضل‌بودن فیلم داستانی بر شکل‌های دیگر مانند مستند و تجربی نیست بلکه به‌معنای فراگیرتر بودن آن است. عموم مردم در مواجهه با فیلم و سینما به‌دنبال داستان و روایت جذابی برای ایجاد کشش در ارتباط با فیلم هستند. فضای داستانی، فضایی است که به بلندای پیشینه بسیار دور آن، همواره بخش مهمی از زندگی، آرزوها و ناکامی‌های انسان‌ها بوده و هست و احتمالا خواهد بود. بسیاری از موضوعات جامعه‌شناسانه و روان‌شناسانه، وقتی در قالب داستان قرار می‌گیرد، امکان ادراک بیشتری به مخاطب می‌دهد. همین موضوع فیلمسازان و هنرمندان زیادی را به انتخاب زبان داستانگویی برای بیان اندیشه‌ها و آرزوهایشان وا می‌دارد و به‌تبع آن فیلم‌های داستانی زیادی در دنیا تولید می‌شود و به‌همین نسبت انگیزه زیادی در جشنواره‌هایی که به‌صورت فراگیر به مقوله فیلم می‌پردازند ایجاد می‌کند. در نهایت به‌نظر من دلیل استقبال جشنواره‌ها از فیلم‌های داستانی، دانستن این موضوعات است.

علت آن‌که جشنواره‌های فیلم‌کوتاه کشورمان که عنوان بین‌المللی دارند آنچنان که باید تعریف مشخصی نداشته و این عنوان بیشتر در سایه قرار می‌گیرد چیست؟

اگر مقیاس بین‌المللی‌بودن را در تمایل به حضور و حضور فیلمسازان دیگر کشورها بدانیم، به‌طور حتم جشنواره‌های داخلی که این عنوان را دارند از آن درجه از اعتبار برخوردار است که عنوان بین‌المللی بودن را همراه داشته باشند. من فیلمسازان زیادی را دیده‌ام که علاقه‌مند به شرکت و حضور در این جشنواره‌ها‌ هست چراکه این جشنواره‌ها را به‌عنوان رویدادی معتبر در ایران می‌شناسند اما وجه دیگری را هم برای بین‌المللی‌بودن باید لحاظ کرد و آن امکان رقابت همه فیلم‌های کوتاه ساخته شده در جهان، فارغ از تم، موضوع، شکل پرداخت و کشور‌ سازنده آن‌هاست. البته در جشنواره‌های ایران به‌دلیل برخی ملاحظات فرهنگی رایج، شانس و امکان حضور و نمایش بسیاری از فیلم‌های خوب در این جشنواره‌ها از آن‌ها گرفته شده است و ما ناچاریم در برخی موارد بعضی از فیلم‌ها را به تیغ جرح و تعدیل بسپاریم که این موضوع ممکن است خوشایند صاحبان آن آثار نباشد. از این رو بخشی از بین‌المللی‌بودن و فراگیر بودن این‌گونه از جشنواره‌های دارای اعتبار در زیر سایه قرار بگیرد.

مهم‌ترین دستاورد یک جشنواره بین‌المللی در چیست و چه مزایایی دارد؟

می‌توانم بگویم که مهم‌ترین دستاورد یک جشنواره بین‌المللی این است که نشان می‌دهد کشور برگزارکننده جشنواره صاحب سینماست و آن‌قدر اعتماد به نفس دارد که فیلم‌هایش در یک قیاس جهانی سنجیده شود. دستاورد بعدی تبادل افکار و دانسته‌ها است. فیلمسازان می‌توانند در یک فضای متعادل و یکسان به قضاوت آثار خود و دیگران بنشینند و همین امر باعث ارتقای بیان سینمایی خواهد شد. و دست آخر توسعه ارتباطات فرهنگی و هنری و ایجاد بستر مناسب برای همکاری و استفاده از تجربیات هنرمندان سایر کشورهاست.


دلیل آن‌که در جشنواره‌های فیلم کوتاه مخاطب عام آنچنان که باید حضور ندارد چیست؟

مخاطبی که عمدتا در جشنواره‌های فیلم کوتاه حضور دارند اصولا خود فیلمسازان و عوامل سینمایی هستند. به‌خصوص در عصر ارتباطی معاصر که دسترسی به محصولات فرهنگی بسیاری از کشورها میسر است، بعید می‌دانم مخاطب عام و غیرسینمایی، برای دیدن فیلم کوتاه به این جشنواره‌ها بیاید که تنها فیلم کوتاه را نمایش می‌دهند. اگر هم در جشنواره‌ها حضور داشته باشند، تعدادشان به‌گونه‌ای نیست که قابلیت محاسبه در معادلات فرهنگی را داشته باشد. به‌نظر من اگر جشنواره بتواند تعداد بیشتری از عوامل حرفه‌ای و علاقه‌مند فیلم کوتاه را گرد هم بیاورد، رسالتش را به‌درستی انجام داده است.

تاثیر گرفتن از ادبیات داستانی در پروراندن یک فیلمنامه خوب و قابل دفاع در ساخت چه فضایی را می‌تواند برای فیلم، فراهم آورد؟

همان‌طور که فرم داستان‌پردازی فیلمنامه از بستر ادبیاتی آن منتج می‌شود، تاثیر گرفتن از ادبیات داستانی خوب و با ارزش، فیلمنامه بهتری را تولید خواهد کرد و حتما به بهتر شدن کیفیت نهایی فیلم منجر خواهد شد. فیلمساز هر چه سواد مطالعاتی و ادبی بیشتری داشته باشد، حتما جهان‌بینی پخته‌تری خواهد داشت و به‌تبع آن فیلم‌های بهتر با استانداردهای بالاتر و وسعت مخاطب بیشتری خواهد ساخت.

تم اصلی این فیلم به بحث مهاجرت و اتفاقات پیرامون انسان‌ها در طول جنگ‌های پیش آمده اشاره دارد. درباره انتخاب این موضوع بگویید.

موضوع اصلی این فیلم مربوط به آوارگان جنگ سوریه، مهاجرت سیل‌آسا به سایر کشورها، عبور از دریاها، گذشتن از امواج دریا با قایق‌های کوچک و غرق شدن در میان آب‌هاست. در فیلمنامه «چمدان خیس» تمرکز بر کودکانی است که بی‌گناه در این دریاها غرق می‌شوند و اندوهی فراتر از خود جنگ را بر دل ما می‌گذارند.

در ساخت فیلم تا چه اندازه فیلمنامه برای نشان دادن فضای شکل گرفته به یاری شما در داستان و تعریف آن می‌آید؟ با وجود آن‌که ممکن است که گاهی در فیلم تغییراتی در فیلمنامه رخ بدهد؟

من عمیقا معتقدم که فیلمنامه عنصر اصلی و شالوده اساسی یک فیلم است و من در هنگام فیلمبرداری متاثر از فضا و اتمسفر در لوکیشن فیلم هستم؛ یعنی بارها پیش آمده که به تبع موقعیت و شرایط، جزییات فیلمنامه در هنگام اجرا تغییر کرده است. البته این تغییرات خیلی عمده و کلی نیستند که مسیر داستان و به‌طورمثال پایان اثر را تحت تاثیر قرار دهند اما در توالی اتفاقات و حتی به حذف و اضافه کردن برخی شخصیت‌ها منتهی شده است.

در ساخت «چمدان خیس»، مشکل اصلی در نشان دادن جهان این فیلم چه بوده است؟

شاید اصلی‌ترین مشکل این فیلم در اجرا، شبیه‌سازی فضا و موقعیت مکانی فیلم بود. وقایع فیلمنامه در کشور ترکیه می‌گذرد اما ما به‌دلیل مشکلات اجرایی و بودجه‌ای، ناچار به فیلمبرداری در ایران شدیم و همین موضوع به‌خودی خود محدودیت‌های زیادی را در بیان تصویری کار به‌وجود آورد که در نهایت ناچار شدیم با بیانی انتزاعی‌تر و زاویه دید تنگ‌تر موضوع را روایت کنیم و قادر به ساخت فضا و اتمسفر به‌دلیل نبودن در مکان اصلی واقعه نبودیم.


در پرداخت موضوع این فیلم داستانی با چه رویکردی از نظر محتوا نسبت به طراحی فرم آن عمل کرده‌اید؟

به‌دلیل عمیق‌بودن فاجعه در داستان فیلم و تنزل‌ندادن به عمق درد و رنج در وقایع بعد از جنگ، نیاز داشتم که پرداخت موجزتری از روایت را به‌عنوان شاخص اصلی به‌کار بگیرم. به این صورت که ما شاهد اتفاقاتی هستیم که بعد از فجایع رخ می‌دهند و اشاره به خود فجایع در نماهای کوتاه‌تر و بسته‌تر شکل می‌گیرد. از این رو روایت غیرخطی می‌توانست فرم مناسب‌تری نسبت به روایت خطی باشد.

شما با توجه به دغدغه‌هایی که به‌عنوان کارگردان این فیلم داشتید چه نکاتی را در حین ساختن کار مورد توجه قرار داده‌اید؟

در ساخت این فیلم اگر با رویکرد تجربه‌گرایی به موضوع نگاه کنیم و با فرض وجود نقاط ضعف و قدرت در این کار، دغدغه اصلی در این کار ثبت لحظات و شاید تک‌فریم‌های تاثیرگذار بوده است که اگر بعد از سال‌ها نام فیلم را برای کسی بازگو کنید، آن چند لحظه‌ای که خود کارگردان درنظر داشته به‌یاد مخاطب بیاید اما باید بگویم که من معمولا خطوط روایی و حتی نام فیلم‌ها را بعد از مدتی فراموش می‌کنم و تنها چند تصویر واضح و مبهم از هر کاری به‌خاطرم خواهد ماند.

نتیجه گیری در فیلم همیشه یکی از دغدغه‌های مخاطب بوده است. تصور می‌کنید تونسته‌اید پیام روشنی برای آن‌ها داشته باشید؟

به نظرم در این فیلم پیام خیلی واضح است؛ جنگ و آوارگی چه بلاهایی را بر سر ما و دیگر انسان‌های این جهان خواهد آورد. همچنین ما به‌طور معمول در کجاها ‌به‌دنبال مقصر می‌گردیم و اگر مقصری یافتیم بهتر است یا می‌توانیم چه رفتاری داشته باشیم؟



کیارش وفایی


ارسال به دوستان
برچسب ها: سینما ، فیلم کوتاه
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: