khabargozarisaba.ir
پنجشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۶ - 2017 December 14
کد خبر: ۳۱۵۰۴
تاریخ انتشار: ۱۵ دی ۱۳۹۵ - ۰۹:۳۲
گفت‌وگو با منصور خورشیدی، شاعر:
در اشعار منصور خورشیدی، بیان فرمیک یک وضعیت شاعرانه نوعی از فاصله‌گذاری میان فرم و محتوا ایجاد کرده است که خواننده را مجاب به لغزش میان این دو خواهد کرد. لغزش پایان‌ناپذیری که به عدم‌قطعیت در دستیابی به معنا خواهد انجامید و ماندگاری شعر خورشیدی را تضمین می‌کند. منصور خورشیدی را به‌عنوان شاعری می‌شناسیم که دغدغه حجمی خود را حفظ کرده است. حال این سوال در مقابل ما خواهد بود که شعر حجم در دهه 90 نیز پتانسیل رویکردهای نوین به شعر را در خود دارد یا خیر؛ برای این امر، کتاب «آبی ناگهان» از منصور خورشیدی را مدنظر قرار داده‌ایم تا با او پیرامون رویکرد او در این کتاب، به گفت‌وگو بپردازیم.


در گفت‌وگویی از یداله رویایی، به‌عنوان شاعر همه زمان‌ها یاد کردید. حال آیا شعر حجم را نیز بی‌زمان و همیشگی تصور می‌کنید؟ منظور من البته در آفرینش است. امروزه پس از گذشت چنددهه از مانیفست حجم، شاعران کمتر به سمت نوشتار حجمی می‌روند یا اگر هم مولفه‌‌هایی از حجم را خودآگاهانه به‌کار ببندند باز لقب حجم را بر‌نمی‌تابند. اگر قائل به یک حرکت تطوری در شعر باشیم، شعر حجم به زمان ابطال خود برای گذر به شیوه‌های نوین‌تر، نزدیک می‌شود.

سوالی كه با چنین مكانیسم ذهنى‌ای مطرح می‌شود، با پیش‌فرض، داوری و زمان ابطال به‌سراغ شعر حجم مى‌آید، باید بداند که شعر حجم فرصتی برای تاویل و هرمنوتیک ایجاد می‌کند. برای مدام تازه شدن، بیانیه دوم تفسیر نگفته‌ها بود و بیانیه سوم شعر حجم با استحکام و قدرت بیشتری منتشر شد. زیرا برد ملی و بین‌المللی دارد. همه‌زمانی و همه‌مکانی است. از زمان شروع تا امروز تمام پله‌های تحول را در شعر و در ادبیات معاصر طی کرد. به‌ویژه در دهه 70 چهره‌های پیدا و پنهان شعر حضور خود را اعلام کردند. نسبت‌های بسیاری میان رویكرد پدیده‌شناختى هوسرل با شعر معاصر و آوانگارد ایران وجود دارد و با استمرار در خواندن شعر مدرن می‌توان به این تفکر نزدیک شد.

در اصل بیانیه حرف‌هایی بود که جامعه ادبی پذیرفت. دو کتاب «از حاشیه تا متن» و «حتای مرگ» گواه این حرف است. در هر صورت بدفهمی در همه سبک‌ها و سلیقه‌ها دیده می‌شود؛ در فرانسه دادائیست‌ها و در روسیه فرمالیست‌ها. در شعر ایران و در شعر این دهه نیز بی‌قاعده به‌ ساده‌نویسی و ساده‌اندیشی افتادیم؛ بدون معیار، دستور زبان و منطق زبان را ندیده گرفتیم. زبان گفتار را جانشین زبان معیار کردیم. هرگز به‌شکل بازتری با زیباشناسی شعر و فرم شعر ارتباط برقرار نکردیم. در نتیجه شعر حجم با همان نگاه، جایگاه مستحکمی برای خود خلق کرده است و زمینه بازتری برای نسل فردای شعر فراهم می‌کند.

تنظیم مانیفست در تقابل با تجربه‌گری در شعر است. چراکه تجربه‌گری، ارائه پیشنهاداتی خودانگیخته به فُرم شعر است و نه برساختن تئوری و زیباشناسی و نهایتا اتخاذ آن. آوانگاردیت شعر حجم در زمان مانیفست به رویکرد نوین و ساختارمند خود به شعر بود. حال اگر آن ساختارها در جامعه ادبی تثبیت و درونی شده باشد، احتمالا دیگر نتوانیم شعر حجم دهه 90 را آوانگارد بپنداریم. با این تفاسیر آیا ضرورت بازتعریف یا ارائه مانیفست بعدی شعر حجم احساس نمی‌شود؟ یا شعر حجم به‌کلی دغدغه آوانگارد بودن ندارد؟

بیانیه شعر حجم به‌دنبال چنین پدیده‌ای بوده است، زیرا رفتار خود را به کسی تلقین نمی‌کند و می‌خواهد که رها و آزاد و در تعلق تفکری نباشد. مكانیسم ذهنى شعر امروز چنین دریافتی را از مخاطبان حرفه‌ای شعر توقع دارد و شعر حجم می‌خواهدکه ذهن خواننده امروز با دریافت نوتری به‌روز شود. به اعتقاد من در این دهه بیانیه‌ها و مانیفست‌ها کارساز نیستند و تا هنوز هم شعر امروز ایران را شعر دهه 40 تغذیه می‌کند. شعری که سمت‌وسوی بازتری به جهان کلمه و تصویر دارد. دریچه‌ای که بر زبان شاعران شعر حجم گشوده می‌شود، مفتاحی برای درک تازه از قرائت شعر است. شما از شعر آوانگارد همین توقع را دارید که توانسته است ظرفیت‌های قوی‌تری از زبان را وارد شعر کند. چراکه هوش شاعران آوانگارد پشتوانه‌ای غنی دارد و مرز جست‌وجوهای غیراصیل و تکراری را درهم می‌ریزد. دهه 50 و دهه 70 هربار تلنگر بیداری به ذهن و زبان‌ها زده شد چون شاعران این نوع از هنر کلامی زبانی بی‌مرز و ذهنیتی مستقل دارند و نگاهی «به‌سوی خود چیز‌ها» و چیزهایی که در خود هستند و رها از هر تعینی رویکردی تازه به پدیدار‌شناسی هوسرل دارند. پس نیازی به تفسیر، تعبیر و تاویل در مورد بیانیه نداریم. همه آن چیزی که از مانیفست حجم داریم، اگر خوب بخوانیم، مجهزمان می‌:ند تا ذهن خود را سمت نادیده‌ها و ناگفته‌های جهان هستی هدایت کنیم.


منتقدان بر سر حجمی بودن اشعار شما اتفاق‌نظر ندارند. برخورد شما با این قضیه چیست؟ واگذارکردن این موضوع به مفهوم تکثر معنا و هرمنوتیک، این‌جا نوعی انفعال است که از ساقط شدن از اعتبار را معنا می‌دهد. به‌هرحال مرگ مولف هم به‌شکل نگرفتن گفتمان میان مولف و منتقد نظر نمی‌دهد.

مهم نیست که منتقدان در مورد شعر من چه نظری دارند. مهم این است که نظر به شعر حجم دارند. مهم مخاطبان حرفه‌ای شعر هستند. هرچه باشد اعتبار کسی از دست نمی‌رود و به اعتبار کسی افزوده نمی‌شود. شعر در جایگاه خود از ویژگی‌های مدرن برخوردار است و هر منتقدی می‌تواند داوری خود را در برابر خواننده شعر قرار دهد. هرکس می‌تواند به تغییر واقعیت بپردازد و کشف حجم کند، توقف فیزیکی در جهان اشیاء موجب می‌شود که شاعران واقعیت مفهومی شیء را عوض کنند تا به مفاهیم دلخواه در ابعاد متفاوت دسترسی پیدا کنند. روایت‌های زیادی در این سمت نگاه دیده می‌شود. که ربطی به حجم ندارد. زیرا روایت در شعرحجم قابل‌اعتنا نیست... شعر حجم خطاب جهانی دارد و تن به تفکر جامعه مدرن ادبی می‌زند تا مرز جغرافیای بسته ذهن را بشکند و پنجره‌ای باز کند تا جهان ندیدنی را زیر گستره نگاه و خیال ترسیم کند و برای کسانی است که از هوش برتر بهره‌مندند. تصرفی در جهان هستی شاعر را به‌سمت علت اولی سوق می‌دهد. کسانی که دوست دارند شعر حجم را با زبان‌شناسی رولان بارت و سوسور و هرمنوتیک گادامر و چند استناد به لیوتار یا شالوده‌شکنی تحلیل کنند راه به‌جایی نمی‌برند. حضور بی‌واسطه، مشاهدات شاعر را گسترش یافته‌تر برابر خواننده حرفه‌ای شعر قرار می‌دهد.

در ابتدا، حجمی‌شدن شما یک گزینش و انتخاب آگاهانه بود یا ناخواسته متوجه انطباق خواسته‌های حجم با رویکرد خودتان به شعر شدید؟

انتخاب شاعرکشف رابطه‌مندی تجربه‌‌هایی است که در بازآفرینی و هم‌زیستی شاعر با جهان پیرامونش اتفاق می‌افتد. این بازآفرینی و انطباق در بُعدی از جهان صورت می‌گیرد که تجربه‌های پدیدارشناسانه به‌مثابه بازسازی یا باز‌خوانی مجدد جهان و کشف فرمی از جهان که جهت نگاه شاعر را می‌سازد. انتخاب آگاهانه در این قلمرو، قائم به مشاهده و تجربه حضوری با شاعران حجم‌گراست. جایی گفتم که ما در جوانی تخیل بلندپرواز داشتیم و خود دست به ترکیب بیانیه‌ای بردیم با عنوان «شعر محض»، وقتی نگاه خود را با شاعران شعر دیگر، موج نو و شعر حجم همسو دیدیم، سعی کردیم در این تعامل فکری به تبادل فکر کنیم و در مبادله است که معادله‌ها عوض می‌شود و ادغام گوهرین شکل می‌گیرد. شاعر در عبور ذهنی از میان واقعیت‌ها و رها از هر قیدی می‌تواند جهان ذهنی خودرا به آن‌سوی واقعیت پرتاب کند، به‌طورى که وقتى از آن سوى واقعیت بیرون مى‌آید با یک تجربه و با یک واحد حرف بیرون مى‌آید و همان واحد حرف را حرکتی براى رفتن به ماوراء واقعیت مى‌کند. شعرمدرن نیاز به تبادل تنگاتنگ فضاى زبانى و فضاى غیرزبانى دارد، توصیف زبان شعر به‌كمك استعاره‌هاى فضایى و خلق تصویر‌های سه‌بُعدی براى قرارگرفتن در مرکز چنین تبادلى باید چنان باشد که در عبور از میان فاصله‌های زبانی و پدیدار‌شناسی موجود، خلق واقعیت کنیم تا در عبور از قلمرو دانایی به کشف و شهود برسیم و چشم‌انداز تازه‌ای از جهان شعر را در گذر از جهان زندگی برابر خواننده شعر قرار دهیم.

شما پس از دو مجموعه شعر در سال‌های 77 و 80 تا سال 93 با «آبی ناگهان» کتابی منتشر نکردید. دلیل این سکوت یک‌دهه‌ای چه بود؟

از اوایل دهه 50 تا امروز لحظه‌ای را بی‌بهره از تبسم شعر نبوده‌ام. زمان سوخته، سکوت و توقف در زندگی شاعرانه راه ندارد. در این فاصله همیشه تلاش کردم تا تلنگری به تفکر شاعران جوان بزنم. زیرا نسل امروز بی‌هراس از سیاهی راه ذوق شکفتن دارد و مدام روییدن را در خود بارور می‌کند.آن‌گونه که خود در میان ظهور جریانات متنوع در شعر معاصر در روش‌ها، منش‌ها وگرایش‌های متفاوت جریان‌شناسانه و سبکی با تفکر شاخص به سویه‌های جدید، مدرن و تاثیرگذار شعر حجم رسیده‌ام.

سکوت برای رسیدن به خود، به کلمه و به معرفتی که در کلمه هست برای شاعر فرصت است. در این فضیلت وقت خروج از خود لازم است. گاهی باید از خود فاصله بگیریم تا در توقف‌های تامل‌برانگیز درون شاعر به‌تکوین شعر برسد. جست‌و‌جو‌های شاعر در شریعت شعر شکل تازه‌تری از بیان را برابر نگاه می‌نشاند و او را به‌جایگاه اصیل شعر می‌رساند. چون مكانیسم ذهنى او در این رویكرد به جهان شعر وابسته است. رسم همین حرکت البته از فراز‌و‌فرود‌‌هایی برخوردار بود که راه و رسم جدید را در ذهن و زبان شاعر باز کرد. در مقدمه «آبی ناگهان» خواندیم: «گردشی آگاهانه در زاویه‌ دید، طی طریق برای رسیدن به یک فاکتور استعلایی در رسیدن به علت غایی همزاد کردن طلیعه‌ تازه زبان در معرفت. مناسباتی که زمینه دیدار را فراهم می‌کند تا حذف غیاب صورت گیرد و «من سوم»، آن حضور ناگهان در زبان شاعر خلق شود و به تغییر واقعیت بپردازد.»

«آبی ناگهان» یک دگراندیشی در طبیعت است و از طرفی از اشعار کوتاهی تشکیل شده که از ساختار گزین‌گویه تبعیت می‌کند. در مجال اندک هر شعر، شکستن نگرش پیشین مخاطب راجع به طبیعت و سپس تحمیل نگاه شما (به‌مثابه مولف) بدان تا چه حد ممکن است؟ به‌طور کلی در شعر شما می‌توانیم نوعی از «تحمیل» را بازشناسیم؟

چرا تحمیل؟ در «آبی ناگهان»، اسطوره یا ارجاعات بیرونی دیده نمی‌شود تاملات مدید شاعر را به مرحله‌ای از رمزگشایی رساند تا حرکت‌های خزنده در خلوت ذهنی حضور خود را آشکار کند و عناصر میانجی و تجربه‌شده پشت‌سر گذاشته شود. زیرا تن به تحمیل تفکر از پیش تعیین‌شده نمی‌دهد و این امر ممکن نیست مگر آن‌که تحولی برای تعالی در زبان شعر مشاهده شود. شاعران بعد از نیما هم کار خود را کردند و همیشه آزاد بوده‌اند و در قید تفکری نبوده‌اند. در جست‌وجوی کشف تازه‌ زبان در مکانیزم خیال، هرجا نیازی بود نظریه‌ای صادر می‌کردند تا حرف خودرا به اهل‌قلم ابلاغ کنند. رهبری این جریان بزرگ در مانیفست شعر حجم با رویایی بود. در مورد شعر ناب، شعر سپید، موج نو و شعر دیگر نیز همین اتفاق شکل گرفت. اما اقبال بیانیه در شعر حجم از دیگران بیشتر بوده است. معمار بزرگ شعر حجم هرگز سلیقه‌ها و تکنیک‌های شخصی خود را در رسیدن به حجم‌های ذهنی و پریدن‌های از سه بعد به کسی تحمیل نکرد، از واقعیت بیرون زبانی تا واقعیت مادر، سكوى پرشى براى شاعر مدرن وجود دارد. این حرف «دگر‌اندیشی در طبیعت» را در شمار درک شما از طبیعت آوانگارد شعر می‌دانم، چرا که شاعران این نوع از هنر زبانی به طبیعت اشیاء و پدیده‌ها تعدی می‌کنند و شاعران شعر دیگر هم، آوانگارد‌ها و شاعران حجم‌گرا نیز با چنین رویكردی نگرش ذهنی خود را نسبت به جهان پدیده‌ها در پرانتز می‌گذارند. تکنیک، فرم و خلق تصویرهای فضایی در شعر موجب می‌شود تا ازسطوح ساده تصویر‌های تجسمی و عینی به تندی عبور کنند تا دریچه‌ای به‌سمت جهان ندیدنی باز کنند.

آینده شعر شما براساس ضروریات زیستی‌تان شکل خواهد گرفت یا هدفمندی خاصی را در نظر دارید؟

راه رفته رفتار می‌طلبد تا با فراسوی ندیده‌ها دیدار کنیم. چشم‌اندازی فراتر از نوستالژی موجود برای متحول‌کردن نگاه برای بهتر دیدن و بهتر خواندن و مرز‌های بسته ذهن را از راه پیش‌رو برداشتن و طی طریق در ملازمت کردار‌های زمانه با کلمه و با شعر. هدفی که در ابعاد وسیع‌تری طرح‌ریزی شده است. همه عوامل می‌تواند پیش‌زمینه‌ای باشد برای درک و دریافت سرعت در مکانیزم خیال، نه در سطح که در عمق ابعاد سه‌گانه و رسیدن به فاصله‌های فضایی بین دو چیز چون فضای حجم خوانشی ذهنی می‌سازد که تکه‌های تعالی در آن بسیار دیده می‌شود. در شعر معاصر و آوانگارد امروز ضرورت برخی حرف‌های نگفته احساس می‌شود. برای جهت‌دادن هیجان جان در جهان واژه‌ها، در شعر مدرن علامت‌ها و نشانه‌هایی وجود دارد تا یک موقعیت در موقعیتی دیگر خلق شود و پیش‌زمینه‌ای باشد برای درک و دریافت سرعت و حرکت در بُعد سوم حرف تا مخاطبان شعر نیز در عبور از ساحت‌ معنا و شكستن شالوده‌های معنایی شكلی از زبان شعر را در کشف رابطه‌ها هنگامه عبور از میان تجربه‌ها در رفتار راه و در فاصله سكون و حرکت در ذهن و زبان خود مستقر کنند.



امیرحسین بریمانی


ارسال به دوستان
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: