khabargozarisaba.ir
پنجشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۶ - 2017 August 17
کد خبر: ۳۱۲۸۸
تاریخ انتشار: ۱۳ دی ۱۳۹۵ - ۰۹:۲۸
گفت‌وگو با علی خوشدونی‌فراهانی؛ کارگردان فیلم‌ کوتاه «تناوب»
علی خوشدونی‌فراهانی‌از جمله فیلمسازانی است که در ساخت فیلم، نکات بسیاری را مورد توجه قرار می‌دهد. نکاتی که از نوشتن فیلمنامه و شرایط داستانی گرفته تا بررسی فضا و چگونگی ساختن دکور صحنه که در معرفی قصه و شخصیت‌های آن نقش بسزایی را ایفا می‌کند. وی نیز با تمرکز بر این اصول قصد آن را دارد که با روایتی مناسب مخاطب را با فیلم همراه ‌سازد تا اهمیت فیلم‌کوتاه مورد توجه مخاطب قرار بگیرد. فیلم‌کوتاه «تناوب» در سی‌و‌سومین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم‌کوتاه تهران توانست جایزه بهترین صدای فیلم را کسب کند.


دلیل آن‌که فیلم‌های داستانی از سوی فیلمسازان و جشنواره‌ها بسیار مورد استقبال قرار می‌گیرد چیست؟

بخش عمده و اصلی تولیدات سینمایی‌کوتاه و بلند -چه در ایران و چه در خارج از کشور- را آثار داستانی به‌دلیل ذات سرگرم‌کنند‌شان تشکیل می‌دهند بنابراین بدیهی‌است اغلب جشنواره‌های بزرگ نگاه‌ویژه‌ و خاصی به سینمای‌ داستانی داشته باشند. از سوی دیگر جشنواره‌های فیلم‌کوتاه بین‌المللی داخلی به عنوان مهم‌ترین رخداد هنری در زمینه سینمای‌ کوتاه نمی‌توانند این مهم را نادیده بگیرند و تنها با تمرکز بر سینمای تجربی و مستند یا پویانمایی همچنان نام اصلی‌ترین گردهمایی فیلمسازان این عرصه را به دوش بکشند.

مهم‌ترین دستاورد یک جشنواره در ارائه کیفیت مناسب نمایش فیلم برای مخاطب چیست؟

به‌زعم من از مهم‌ترین دستاوردهای یک جشنواره حرفه‌ای، فارغ از همه جنبه‌های رقابتی، مشارکت فیلمسازان و علاقه‌مندانی است که در طول مدت برگزاری با دیدن فیلم‌های یکدیگر و رودرویی بی‌واسطه با مخاطب به تبادل اطلاعات پرداخته و کارهایشان را معرفی می‌کنند. البته از همه مهم‌تر فیلمسازان، شاهد بازخورد فیلمشان از نگاه مخاطبان نیز خواهند بود. باید در نظر گرفت که فیلم و فیلمسازی امری بومی نیست بلکه هنری جهان‌شمول است و شکی نیست نمایش فیلم و حضور فیلمسازانی از سایر نقاط جهان به‌طور قطع این تاثیر را چندین برابر و کامل‌تر خواهد کرد. در مجموع داشتن عنوان بین‌المللی را برای جشنواره‌ها با درنظر گرفتن استانداردهای یک رویداد فراملیتی را از نگاه خودم مثبت ارزیابی می‌کنم.

اهمیت بینالمللیبودن یک جشنواره در چیست و شما به‌عنوان یک فیلمساز چه راهکاری را پیشنهاد می‌کنید؟

زمانی که صحبت از بین‌المللی بودن یک جشنواره می‌کنیم باید میان یک جشنواره بین‌المللی و جشنوار‌ه‌ای که از آن به‌عنوان جشنواره جهانی یاد می‌شود تفاوتی قائل باشیم. سال‌ها جشنواره فیلم فجر همین عنوان بین‌المللی را به‌کار می‌برد اما صرفا آن بخشی که مربوط به نمایش فیلم‌های خارجی است مدنظر قرار داده می‌شد. البته در فیلم‌کوتاه وضعیت بسیار مناسب‌تر بوده و حدس می‌زنم امسال حتی بهتر از سال‌های قبل در این زمینه کار شده باشد و شاهد فیلم‌ها و فیلمسازان موفق این عرصه در طول برگزاری جشنواره باشیم. این نکته را هم نباید فراموش کرد که جشنواره‌های داخلی که عنوان بین‌المللی دارند به‌لحاظ استقبال مخاطبان یکی از کم نظیر‌ترین جشنواره‌های فیلم‌کوتاه جهان هستند اما آن‌جا که بحث اعتبار و اهمیت آن در عرصه بین‌الملل به میان می‌آید، راه نرفته بسیار است. به‌طور قطع در اولین قدم باید تا حد ممکن ممیزی‌ها کمتر شود. عدم حضور یک فیلم و فیلمساز مهم به دلیل وجود این قبیل محدودیت‌ها بیشتر محروم کردن خودمان است و اگر نه، فیلم خوب راهش را پیدا می‌کند.

بحث فعالیت‌های جانبی در کنار برگزاری جشنواره اهمیت زیادی دارد. دعوت از بزرگان سینمای جهان جهت برگزاری کارگاه‌هایی در سطح حرفه‌ای و جهانی نگاه‌های بسیاری را به سمت ما می‌گرداند. البته بحث حق پخش و امتیاز فیلم هم دارای اهمیت است. به‌نظرم تلویزیون می‌تواند جدای از صرف هزینه برای پخش فیلم‌های‌ کوتاه داخلی که یک ضرورت به حساب می‌آید، بخشی هم برای خرید فیلم‌های‌کوتاه خارجی هزینه کند تا مردم و خانواده‌ها فرصت دیدن آثار کوتاه و به‌روز سرتاسر جهان را داشته باشند. انگیزه کسب درآمد، فیلمسازان شاخص این حوزه و پخش‌کننده‌ها را وادار می‌کند تا نگاه ویژه و منحصری به جشنواره‌هایی با این عنوان داشته باشند.


ثمره آگاهی از ادبیات و تاثیراتش در فیلمنامه فیلم‌هایکوتاه داستانی چیست؟

به‌طور کلی ادبیات پشتوانه اصلی سینما در تمامی عمر صد‌وبیست ساله این هنر بوده و هست. فیلم‌کوتاه هم در بسیاری از زمینه‌ها وام‌دار ادبیات به‌ویژه داستان‌کوتاه است. در فیلم‌کوتاه غیراقتباسی، ادبیات حضور مستقیمی در نگارش فیلمنامه ندارد اما در اغلب موارد نتیجه برآیند مطالعات ادبی صاحب اثر در طول زندگی است، مطالعاتی که می‌تواند به نگاه فیلمساز در مواجه‌اش با پدیده‌های روزگار و برداشتش از زندگی فرم دهد. در مورد فیلمنامه «تناوب» نیز اگر چه کار غیراقتباسی یا به عبارتی اورژینال محسوب می‌شود اما نمی‌توانم در زمان نگارش، منکر تاثیراتی باشم که آثار ادبی بر من داشتند و شاید همین علاقه شخصی‌‎ام به داستان‌نویسی سبب شد نسخه اولیه را نه به شکل یک سناریو بلکه شبیه قصه بنویسم. در بازنویسی‌های بعدی تلاش کردیم‌ ساز‌وکار سینمایی در آن وارد کنیم. این‌که از فعل جمع به کار می‌برم دلیلش همکاری و همراهی دوستانی است که در تمامی مراحل نگارش به من کمک کردند و لازم می‌دانم همین جا از آن‌ها قدردانی کنم.

در مورد انتخاب سوژه فیلم داستانی «تناوب» بگویید.

در این مورد یادم هست عکسی هوایی از محوطه‌ای بزرگ و خالی با دیوارهایی بسیار بلند دیدم که در بین جمعیت زیادی از مردم که در حال خرید از دستفروشان بودند، محصور شده بود. دیوارها از آن زاویه شکل حرف ال انگلیسی را داشتند و این فرم به محل قرارگیری دستفروشان و در نهایت آن جمعیت انبوه شکل قابل توجهی داده بود. با گذشت زمان تداعی این تصویر اشکال متفاوتی را در ذهنم به‌وجود آورد تا در نهایت به تعدادی پسربچه و یک دیوار بلند رسید. تازه آن‌جا بود که اولین جرقه‌های داستان در ذهنم نقش بست.

نگاه شما به فیلمنامه در هنگام ساختن فیلم‌های داستانی چگونه است؟

در حال حاضر بیشتر از گذشته آزمون و خطا کرده و روش‌های مختلفی را تجربه می‌کنم. در مورد فیلم «تناوب»، هسته اصلی فیلمنامه با فیلم نهایی تفاوت چندانی ندارد. شاید به این خاطر که خود فیلمنامه بیش از 12بار به‌طور کامل بازنویسی شد تا درنهایت به نسخه‌ای رسیدیم که نتیجه‌اش فیلم حاضر است اما در مورد دکوپاژ، شرایط محیطی کار موجب می‌شود گاهی آگاهانه و گاهی به اجبار برخی شات‌ها را تغییر بدهیم.


شما با داشتن چنین فیلمنامه‌ای باید برای ساختن این فیلم با سختی‌هایی در اجرا و مسائل فنی رو‌به‌رو بوده باشید. درست است؟

خوشبختانه تا جایی که امکانش بود در مرحله پیش‌تولید مشکلات را پیش‌بینی کرده بودیم اما به‌هر حال در فرآیند تولید فیلم‌‍‌کوتاه بخشی از مشکلات اجتناب ناپذیر است. پیدا کردن لوکیشن‌های فیلم زمان بسیاری از ما گرفت. حیاط زندانی را می‌خواستیم که ضمن داشتن دیوارهای بلند از خطوط منقطع با زوایای قائمه تشکیل شده باشد و در عین حال خالی از هر گونه شی یا اسبابی باشد تا حس سکون و نظمی که در نظرمان بود از بین نرود. خوشبختانه بافت دیوار حیاط سیاسی باغ موزه قصر این شرایط را داشت اما مشکل این‌جا بود که حیاط از دکورهای فلزی، سطل زباله و همین‌طور بلندگوهای‌بزرگی پر بود که برای اجراهای مناسبتی به دیوارها نصب شده بود. مشکل دیگر، تمیزی دیوار و کف بود که مناسب کار ما نبودند. تعدادی از دکورها که قابل جابه‌جا کردن بود برداشته شد اما الباقی از اسپیکرها در مرحله پس از تولید به کمک نرم‌افزارهای کامپوزیت، حذف شد. تکستچرهایی نیز با کامپیوتر به دیوارها اضافه شد تا از آن حالت منظم خارج شوند. قرار بود لباس بازیگر نقش زندانی که شامل پیراهن، شلوار و دمپایی بود به‌نحوی انتخاب شود که ضمن باورپذیری، رنگی نزدیک به دیوارهای حیاط داشته باشند تا او را از بافت محیط جدا نکند اما تفاوت رنگش بیش از حدی بود که می‌خواستیم. در نهایت ناچار شدیم رنگ دیوارهای حیاط را در مرحله پس از تولید کمی تغییر بدهیم. سلول‌های زندان قصر نه به‌لحاظ ابعاد و نه به‌لحاظ شکل و معماری شباهتی نداشتند به آن چیزی که در نظر ما بود و از طرفی دکوپاژ به نحوی بود که یکی از دیوارها باید قابلیت جابه‌جایی داشت. بنابراین تصمیم گرفتیم کل سلول را دکور بزنیم که طبیعتا وقت و فشار زیادی را به گروه تحمیل کرد. شاید یکی از خسته‌کننده‌ترین بخش‌های فرآیند تولید این فیلم برای شخص من، هماهنگ‌کردن اسلحه‌های نظامی بود. سلاح‌های ماکت ابدا حس مطلوب را منتقل نمی‌کرد. برای دریافت سلاح واقعی به چند‌سازمان و ارگان مراجعه کردیم اما با ما همکاری نمی‌کردند. در نهایت بعد از یک ماه جست‌وجو خوشبختانه انجمن دفاع مقدس همکاری‌های لازم و خوبی با ما داشت اگرچه سلاح‌هایی که تحویل گرفتیم اسقاط شده بودند و قابلیت شلیک نداشتند اما همان چیزی بودند که می‌خواستیم. در زمان تولید هم برای صرفه‌جویی در هزینه از دوربین SLR استفاده شد ولی برای حفظ کیفیت، دوربین هک شد تا بتوان از آن خروجی Raw گرفت. قطعا یک تصویر با عمق رنگ 14 بیت دستمان را در مرحله اصلاح رنگ باز می‌گذاشت اما همین مسئله مشکلاتی هم در پی داشت مثل پرشدن سریع حافظه‌ها که به زمان فیلمبرداری لطمه وارد می‌کرد.

در کارگردانی این فیلم چه نکاتی حائز اهمیت بوده است؟

بعد از پایان نسخه‌نهایی فیلمنامه و حتی بعد از دکوپاژ کامل فیلم تا زمانی که شما اولین برداشت را می‌گیرید جدای از بحث تمرین با بازیگران، فکر می‌کنم یک خلا در زمینه کارگردانی وجود دارد و آن کلنجار رفتن با خود بر سر چگونگی اجرایی‌کردن دکوپاژ با توجه به متریال موجود است.این موضوع با توجه به بودجه پایین فیلم‌کوتاه اهمیتش بیش از پیش به چشم می‌خورد. تلاشی که من در حوزه کارگردانی این کار داشتم به‌همین زمان برمی‌‎گردد.در واقع تا جایی که ممکن بود متریال‌ها را اعم از بازیگر، صحنه و آکسسوار در یک ارتباط داینامیک با تصویر ذهنی از دکوپاژ قرار دادم گاهی قدرت آن تصویر ذهنی برتری داشت و بعضی متریال تغییر می‌کرد. همچنین تلاش کردم با قاب‌های ایستا و ترکیب‌بندی رنگی و نیز آن معماری که در نظرم بود با فیلمنامه‌ای که در دست داشتم بازی‌کنم. البته این‌ها تلاش من به‌عنوان فیلمساز است و قطعا نمی‌توانم مدعی باشم که در تمامی این حوزه‌ها درست عمل کرده‌ام. در نهایت قضاوت در این امور را باید به مخاطب اثر واگذار کرد.



کیارش وفایی




ارسال به دوستان
برچسب ها: سینما ، فیلم کوتاه ، صبا
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: