khabargozarisaba.ir
يکشنبه ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۶ - 2017 April 30
کد خبر: ۲۹۷۲۶
تاریخ انتشار: ۲۱ آذر ۱۳۹۵ - ۰۹:۲۹
صبا ندایی در گفت‌و‌گو با صبا از «پنجاه سالگی» می‌گوید؛
مستند بلند «پنجاه سالگی» به کارگردانی صبا ندایی،در دهمین جشنواره سینماحقیقت، حضور داشت، مستندی درباره زنده‌یاد مرتضی ندایی که با استفاده از راش‌های خانوادگی ساخته شده است.

صبا ندایی متولد ١٣٧٠ و اهل تنكابن است. وی مستندساز و آهنگساز و پسر زنده‌یاد مرتضی ندایی از مستندسازان فقید کشورمان است كه با «پنجاه سالگی » اولين مستند بلندش را ساخته است. جشنواره فیلم حقیقت بهانه‌ای شده تا درباره روند تولید مستند «پنجاه سالگی» با وی به گفت‌وگو بنشینیم.


از «50 سالگی» برایمان بگویید.

«50 سالگی» در گونه مستند خانوادگی و درباره زندگی مرتضی ندایی؛ پدر من است. این مستند براساس راش‌های موجود از پدر که مادرم در مدت 27 سال زندگی مشترک از او گرفت- ساخته شده است.

آیا می‌توان گفت این فیلم ساخت پدر است؟

این فیلم را پدر نساخته‌ و این اشتباه است. «50سالگی» ربطی به فیلم پدر ندارد. وی قرار بود مستندپرتره‌ای درباره استاد ابوالحسن‌خان صبا بسازد. در ابتدای کار قرار بود در پژوهش آن کمک کنم اما پدر مبتلا به بیماری شد و نتوانست فیلم را ادامه دهد و در مرحله پیش‌تولید ماند. ایده «50 سالگی» از همان زمان؛ یعنی دو سال پیش در ذهن من بود. در شش ماه گذشته به‌همراه بهادر فتاح؛ تدوینگر خوب کشورمان به مدت چهار ماه فشرده و همزمان به شکل شبانه‌روزی کار را جلو بردیم و به پایان رساندیم.

مادر شما، تا چه میزان در ساختن این اثر موثر بود؟

او نقش بسیار مهمی داشت؛ به این دلیل که راش‌ها به شکل خانوادگی است. دو موضوع در این فیلم مهم است که به مادر بر می‌گردد؛ اول، راش‌هایی که هیچ فیلمسازی نمی‌توانست بگیرد. دوم، با توجه به این‌که مادر عکاس خوبی است تصاویری گرفته و قاب‌هایی که بسته در عین داشتن فضای فیلم که کمی آماتوریست محسوب می‌شود اما تصاویر خوبی است که در عین آماتور بودن اصلا اماتور نیست. نکته بسیار بارز این اثر، نقش مادر بود که در شرایط بسیار سختی این تصاویر را فیلمبرداری کرد و اگر نبود قطعا اتفاق نمی‌افتاد، آن هم نه در دوره‌های اخیر بلکه به شکل جست و گریخته در طول 27 سال شکل گرفته است، در کنار این‌ها، تصاویری را هم داریم که دوستان ما کمک کرده و گرفته بودند. مجموع تصاویر مادر و دوستان پراکنده بود و قصه‌ای نداشتند، سختی کار این بود که از درون این تصاویر گرفته شده باید قصه‌ای روایت می‌شد که خسته‌کننده نباشد و از آن طرف فیلمی نشود که فقط خانواده ندایی را نشان دهد بلکه مسئله جهان شمول‌تری را داشته باشد.

آیا مادرتان؛ مژگان صیادی در زمان گردآوری این تصاویر به مستند شدن آن‌ها فکر می‌کردند؟

نه. هیچکدام از ما به فیلم فکر نمی‌کردیم. مسائلی شنیده‌ام مبنی بر این که شما از گذشته قصد ساخت این فیلم را داشته‌اید اما واقعیت این است که خود اثر، نبودن چنین مسئله‌ای را نشان می‌دهد. در واقع فیلم‌هایی که گرفته شده به‌ویژه تصاویر ضبط شده مادر، به عشق از پدر بر می‌گشت و ثبت این آدم برای زندگی ما مهم‌ترین مسئله بود که پدر را برای نسل خودمان و نسل‌های بعدی ثبت کنیم که این فیلم براساس عشق همسر و پسر به پدر ساخته شد.

ایده شما برای ساختن این فیلم از کجا شکل گرفت و چگونه به اثر کنونی رسید؟

مسئله زمان در طول این اثر موثر بود. اثری که به نوعی فیلم نیست بلکه واقعیتی در طول زندگی سال‌های اخیرمان بوده و به شکل عینی با آن درگیر بودیم. در واقع این ایده از همان زمان به‌دست آمد و هر چقدر که جلو رفتیم، در طول کار پخته‌تر شد و نتیجه آن، اثر کنونی شد.

ساختن اولین کار، آن هم از شخصیت پدر که هنرمندان زیادی با او آشنا هستند یک ریسک است. این خطر کردن برای شما ترس‌آور نبود؟ چگونه این ریسک را گذراندید؟

این شروع یا ریسک برای من بسیار ترس‌آور بود. در مستند خانوادگی خیلی از مستندسازها و کسانی که مولف مستند‌سازی هستند مثل روزینتال معتقد هستند که مستند خانوادگی یکی از سخت‌ترین مستندها در دنیاست. فیلم‌های بسیار کمی در این گونه هستند که به موفقیت و نتیجه خوب رسیده‌اند. یکی از سختی‌های مستند خانوادگی این است که سوژه در محیط و اطراف شماست و بیرون از شما نیست. ویژگی خانواده‌ای را که شما با آن زندگی کرده‌اید باید ببینید و کار واقعا سختی است. به این دلیل که باید این ویژگی را درک کنید و به‌عنوان یک کارگردان از جایگاه خانواده بیرون‌آمده و سوژه را به شکلی ببینید که فقط برای خودتان دراماتیک نباشد و یک مسئله جهان‌شمول داشته باشد. تلاش زیادی برای این مستند صرف شد، ریسک زیادی داشت اما یکی از شانس‌هایی که آوردم این بود که این فیلم را برای جشنواره نساختم بلکه برای خودم ساختم که علاقه زیادی به پدرم داشتم، می‌خواستم از پدرم برای نسل‌های بعد از من تصویری دیده شود از هنرمندی که تلاش می‌کند و گاهی حمایت از او کم شده است. زندگی هنرمندانی دیده شود که برای کار کردن در چنین شرایطی و به‌خصوص حوزه ساخت فیلم مستند به جهت عرصه تنگی که در زمینه معاش وجود دارد و همیشه دغدغه هنرمندان بوده است مشکلات فراوانی دارند. این شرایط در مورد سایر هنرمندان نیز وجود دارد. من اول از همه موزیسین هستم و عضو ارکستر سمفونیک تهران بودم اما آن را به‌دلیل مشکلات مالی و حمایت بسیار کم از هنرمندان ترک کردم. دغدغه‌های من به‌عنوان یک فیلمساز در این فیلم موسیقی و هنرمند بوده است که امیدوارم خوب در آمده باشد.

با دو اثر دیگر در جشنواره سینما حقیقت حضور دارید. از حضورتان در این آثار برایمان بگویید؟

آهنگساز دو فیلم «آوانتاژ» و «فوق ماراتن» هستم که «آوانتاژ» را به‌تنهایی و «فوق ماراتن» را به‌همراه آرمین خیردانی همکار خوبم در حوزه موسیقی کار کردیم.

جشنواره سینما حقیقت را در این دوره چگونه می‌بینید؟

موتور جشنواره هنوز گرم نشده است. جو خوبی دارد که به آن خوش‌بین هستم و فکر می‌کنم جذاب خواهد شد.

نظرتان در مورد فضای مستند در ایران چیست؟

در جایگاهی نیستم که نظر دهم اما به‌عنوان نسل جوان دوست دارم قصه‌های جذاب بشنوم، قصه‌هایی که از شکل تیپیکال همیشگی جدا شده باشد که این جذابیت خاصی برای من دارد. امیدوارم از این قصه‌ها زیاد ببینم البته شنیده‌ام در این دوره فیلم‌های زیادی این خصوصیت را دارند که امیدوارم بتوانم آن‌ها را ببینم.



مینا درویش

ارسال به دوستان
برچسب ها: سینما حقیقت
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: