khabargozarisaba.ir
شنبه ۰۵ فروردين ۱۳۹۶ - 2017 March 25
کد خبر: ۲۵۱۵۳
تاریخ انتشار: ۰۷ مهر ۱۳۹۵ - ۰۹:۵۸
محمدرضا شجاعی؛ طراح صحنه و لباس سریال منتخب جشنواره مقاومت:
«وضعیت سفید»، نامی است که بینندگان تلویزیون با شنیدن آن به یاد سریالی می‌افتند که یکی از عناصر بارز آن مشاهده آن روزهای جنگ در تصویر و جزئیاتش بود.

محمدرضا شجاعی طراح صحنه این سریال تلویزیونی از چگونگی تهیه و استفاده آکسسوارهای مورد استفاده در این سریال به «صبا» بیان کرد: همه عوامل در این سریال هر کمک و ایده‌ای که داشتند را ارائه کردند وتعامل بسیار خوبی بین کارگردان و بقیه دست‌اندرکاران برقرار بود. از طرفی آن همه وسایل خاطره‌ساز که در این سریال دیدیم تخریب شده و دیگر وجود خارجی برای استفاده ندارند. شجاعی صحبت‌های دیگری هم داشته است که شرح مفصل آن‌را می‌خوانید.


یکی از ویژگی‌های مبرهن در مجموعه وضعیت سفید استفاده از آکسسوارهای متعدد و در عین‌حال خاص و جذاب در این‌کار است. آیا این وسایل را از بازار خاصی تهیه کردید؟

قبل از اشاره به پاسخ سوالتان باید بگویم که از همان ابتدا تکلیف ما مشخص بود، به این معنی که ما می‌دانستیم به چه جزئیاتی در کار نیاز داریم و چه آکسسوارهایی قرار است مورد استفاده قرار بگیرند، تمام این جزئیات به مرور زمان جمع‌آوری شد، البته ممکن است این اتفاق در کارهای دیگر هم بیفتد اما ممکن است که استفاده از آن‌ها جزو مطالبات کارگردان و سازندگان کار نباشد که با این دقت هریک از آن‌ها به‌کار گرفته شوند. نعمت‌اله از همان سکانس‌های ابتدایی با دقت تمام از آکسسوارها استفاده کرد طوری که این شکل کاربردی منجر به شکلگیری تعاون و همکاری بین تمام اعضای گروه شد تا جایی‌که همه مشتاق بودند تا به‌نوعی در این مورد کمک کنند.

چقدر از پیشنهادات دیگران و اعضای گروه استفاده کردید؟

جالب است که بدانید ما به جایی رسیدیم که همه اعضای گروه تمایل داشتند در این کار مشارکت داشته باشند. برای‌همین هرکس در خانه خود یا اقوام حتی مادربزرگ و امثال این‌ها وسیله و یا هرچیزی که به‌کار می‌آمد را داشت، سر صحنه می‌آورد تا به‌کار گرفته شود، بنابراین ما در همان لوکیشن فضایی مانند نمایشگاه ایجاد کردیم که هرکس وسایل را در آن قرار می‌داد. نکته مهم بعدی همدلی میان نویسنده و کارگردان بود به شکلی که در بسیاری مواقع مقدم دوست براساس آکسسوارهای موجود در قصه فضایی را ایجاد و داستان ادامه پیدا می‌کرد.

مدت‌زمانی که صرف تهیه آکسسوارها کردید چقدر بود؟

ما برای تهیه وسایل مورد نیاز خود مدت هجده ماه به بازارهای روز سطح شهر مثل پنجشنبه و جمعه بازارها و یا به سمساری‌ها می‌رفتیم و هرکجا که چیزی به چشممان می‌خورد آن‌را خریداری کرده و از آن استفاده کردیم.

جزئیات طراحی صحنه در لوکیشن اصلی سریال (خانه باغ) بسیار درست و هماهنگ به نمایش درآمد در این‌مورد چقدر از ایده‌های تهیه‌کننده و کارگردان بهره بردید؟

این سریال به لحاظ حیثیتی و از نظر کیفیت برای محمدرضا شفیعی دارای اهمیت ویژه‌ای بود از طرفی از نظر کمیت دشواری‌های زیادی را همراه خود داشت.

چرا؟

زیرا زمان صرف شده برای کار به دو برابر آنچه که تعیین شده بود رسید، بنابراین با افزایش مدت‌زمان فیلمبرداری هزینه‌ها نیز زیاد شد. برای به حد مطلوب رسیدن یک پروژه سه عامل مهم دخیل هستند، درواقع این سه مورد اضلاع یک مثلث را تشکیل می‌دهند که در نبود هرکدام کار دچار نقص خواهد شد. اولین عنصر مهارت لازم افراد و دست‌اندرکاران است. افراد بسیاری هستند که فقط ادعای داشتن مهارت را دارند اما آنچه در عمل مشاهده می‌شود مهم است، دوم زمان مناسبی است که باید در اختیار داشته باشیم. ما در مجموعه «وضعیت سفید» روزی سه دقیقه فیلمبرداری می‌کردیم در صورتی‌که استاندارد آن شش دقیقه است و این به دلیل کیفیتی بود که مدنظر قرار داشت. از صبح و آغاز فیلمبرداری تا شب هیچ زمان هدرشده‌ای وجود نداشت و ما تمام سعی‌مان را کردیم تا کاری با کیفیت ارائه دهیم. فاکتور سوم و آخر اعتبار بود، این مورد و رعایت کیفیت در سریال برای نعمت‌اله خیلی مهم بود از طرفی قصد داشتیم که هیچ مشکلی برای تهیه‌کننده پیش نیاید. خوشبختانه سازمان صداوسیما هم تعامل نسبتاً خوبی با ما داشت اما این پروژه از نظر مالی و کمی برای شفیعی گران تمام شد.

کارگردان سریال هنگام دریافت ایده‌ها در پذیرش آن‌ها چه برخوردی داشت ؟

حمید نعمت‌اله دارای یک روحیه بسیار خوب است، او با روی خوش با همه بچه‌ها مواجه می‌شد. اگر کسی پیشنهادی را مطرح می‌کرد با برخوردی خوب آن‌را می‌شنید و در مواقع لزوم از آن‌ها استفاده می‌کرد و بچه‌ها را به فعالیت و ایده دادن تشویق می‌کرد.

آیا حمید نعمت‌اله به شما ایده و پیشنهادی در جهت طراحی صحنه می‌داد. آیا شما از این ایده‌ها استفاده می‌کردید؟

بله، حمید نعمت‌اله پیشنهادهای خوبی را در طول کار مطرح می‌کرد. در حدود هشتاد تا نود درصد پیشنهادها و تعامل‌های او در حین کار به تعالی و برقراری هارمونی پروژه کمک‌های عظیمی کرد.


برای خرید لوازم و آکسسوارهای لازم چقدر دستتان باز بود و محمدرضاشفیعی به‌عنوان تهیه‌کننده چقدر با شما همکاری کرد؟

دقت داشته باشید که هزینه‌های این سریال دوبرابر پیش‌بینی و برآوردها شد به این خاطر که زمان فیلمبرداری دوبرابر شد بنابراین بیشترین هزینه‌ها صرف دستمزد بچه‌ها شد اگرنه که ما بیشترین زمان را در لوکیشن اصلی یعنی همان خانه باغ سپری کردیم زمانی بالغ بر 10 ماه اما برای طراحی کار هزینه و محدودیت خاصی نداشتیم و در فرصت‌هایی که وجود داشت مایحتاج ما توسط بچه‌های تولید در حدکفایت تهیه شد.

سرنوشت آکسسوارهایی که در سریال به‌کار رفت چه شده است؟ آیا مکانی برای نگهداری آن‌ها درنظر گرفته شده است؟

ما تمام آکسسوارهایی که در کار استفاده کردیم را تحویل تهیه‌کننده دادیم، اما می‌دانم که پروژه‌های مختلف در پی استفاده از این وسایل بودند که توانستند استفاده کنند. البته حجم بسیار بالایی از این امکانات از بین رفتند، با کامیون وسایل رفت و با یک وانت برمی‌گشت. چیز خاص دیگری باقی نمانده و درصد بالایی از بین رفته است.

لباس‌هایی که مورد استفاده قرار گرفتند طراحی شد، یا آن‌ها را خریدید؟

بخشی از آن‌ها یعنی چیزی حدود بیست تا سی‌درصد از طریق آرشیوهایی که وجود داشت تأمین شد. به‌طور مثال آرشیو شهرک غزالی و ... اما غالب لباس‌ها طراحی شد.


رنگ در لباس‌ها به فراوانی وجود داشت. کمی درخصوص طراحی لباس‌ها توضیح دهید.

ما برای طراحی لباس به تحلیل شخصیت‌ها پرداختیم، به دلیل این‌که اگر می‌خواستیم کار دارای نشاط باشد، باید از رنگ استفاده می‌کردیم و با توجه به تعدد شخصیت‌ها برای هریک از کاراکترها چنددست لباس دوختیم که مختص به خودشان بود.

بسیاری از کارهایی که تاکنون ساخته شده‌اند مانند سریال «وضعیت سفید» در طراحی صحنه از آکسسوارهای متعدد استفاده کرده‌اند اما به اندازه این مجموعه دیده نشده‌اند. شما علت اصلی این موفقیت را در چه عواملی می‌دانید؟

همیشه محتوا و متن کار راهکارها را مشخص می‌کند که ما قرار است به چه سمت‌وسویی برویم. اقتضای فیلمنامه این سریال طوری بود که ما باید با تأمل بیشتری به‌کار می‌پرداختیم. درواقع خود قصه این‌طور مطالبه می‌کرد. ما تصور کردیم که تداعی نوستالژی برای مخاطبان در مملکت ما جای کار دارد و توجه به سنت‌ها برای مخاطب جالب است. چه خوب می‌شود که ما همه وقتمان را صرف پرداختن به قصه نکنیم، بلکه به جزئیات دیگر نیز توجه داشته باشیم و برای آن‌ها فضاسازی کنیم. فکرکردیم به تصویر کشیدن واقعیت‌های دهه 60 مورد توجه بینندگان قرار خواهد گرفت که خدارا شکر همین‌طور شد.


لیلا سلمانی

ارسال به دوستان
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: