khabargozarisaba.ir
جمعه ۰۶ اسفند ۱۳۹۵ - 2017 February 24
کد خبر: ۱۹۴۷۲
تاریخ انتشار: ۳۰ تير ۱۳۹۵ - ۰۹:۲۳
هادی محقق از «ممیرو» می‌گوید:
«ممیرو» به کارگردانی‌ هادی محقق در حال حاضر در سینماهای هنر و تجربه در حال اکران است. محقق پیش از این فیلم، مستند «نگاهی به آسمان» را ساخته و برای این مستند در جشنواره‌های بلک برین آلمان، جیپور و بغداد موفق به کسب جوایزی شده است.
«او خوب سنگ میزند» نیز اولین فیلم داستانی بلند اوست که در جشنواره کودک اصفهان جوایز بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را به دست آورده است. محقق با «ممیرو» در جشنواره بوسان کره خوش درخشید و در جشنواره فیلم فجر سال گذشته نیز نامزد بهترین فیلم در بخش هنر و تجربه بود. «ممیرو» با سبکی متفاوت و نگاهی تازه داستان تنهایی ایاز، پیرمرد واخورده از زندگی پر مشقت خود را روایت می‌کند که بعد از اتفاقی مهیب در زندگی، با نوه خود روزگار می‌گذراند و خود را مسبب همه اتفاقات می‌داند. فیلم راوی تلاش‌های پیرمردی است که می‌خواهد به هر نحو ممکن به زندگی خود پایان دهد اما...


عذرخواهی می کنم تا شب راحت بخوابم!

فیلم شما بسیار کم دیالوگ است. این نکته اگرچه با فضایی که شما برای فیلم خلق کردید سازگاری دارد ولی ممکن است مخاطب تاب تماشای یک فیلم بلند بدون شنیدن دیالوگ را نداشته باشد. با این حساب فکر می‌کنید «ممیرو» آنقدر که در جشنواره‌ها توانست با موفقیت روبهرو شود می‌تواند در اکران هم مخاطب را با خود همراه کند؟

آنقدر اعتماد به نفس ندارم که با اطمینان بگویم تصاویر فیلم مخاطب را با خود همراه خواهد کرد اما این

کم دیالوگ بودن از ضروریات فیلم من بود. در واقع ذات فیلم ایجاب میکرد که فیلم اینگونه باشد. آدم‌های فیلم من حرفی با یکدیگر ندارند چون اگر با یکدیگر حرف میزدند شاید میتوانستند مشکلاتشان را حل کنند.

آنها حرف زدن با یکدیگر را از هم دریغ میکنند.

برخلاف اکثر فیلم‌های این روزها که در آپارتمان و فضای شهری می‌گذرد لوکیشن فیلم شما یک روستاست. در مورد علت انتخاب این لوکیشن صحبت کنید؟

علت انتخاب این لوکیشن نیز به خاستگاه فیلم و ضروریات آن برمیگردد. فردیت و به دور افتادگی آدمهای فیلم در این فضا بیشتر دیده میشود. از سوی دیگر گمان میکنم مخاطبی که از آپارتمان بیرون میآید و به تماشای فیلمی آپارتمانی مینشیند دیگر تحمل فضای تکراری که هر روز با آن رو به رو بوده برایش دشوار شده است. «ممیرو» به شما کوه، بیابان و لوکیشن دور افتادهای که بار معنایی دارد نشان می‌دهد و این لوکیشن به‌خودی‌خود یک کاراکتر به حساب می‌آید.

یعنی لوکیشن در فیلم شما یک شخصیت جداگانه شده است؟

بله همین‌طور است. در واقع قصد داشتم تنهایی کاراکترها را در دل طبیعت و انسان را به عنوان تابع و زیرمجموعه‌ای از این طبیعت نشان دهم.

یکی از لوکیشن‌های فیلم شما خانه حسین پناهی است، درخصوص انتخاب این لوکیشن بگویید؟

حسین پناهی را بسیار دوست دارم و از او بسیار الهام گرفته‌ام. وجب به وجب شهرم را میشناسم و گمان می‌کنم نزدیکترین فضا به فضای فیلم من روستای حسین پناهی بود. روستایی که حتی سنگ چینهایش نیز با بقیه روستاها متفاوت است. هیچ‌گاه جمله‌ هادی دیباجی در این مورد را فراموش نمی‌کنم. او میگفت هرکس دیگری غیر از حسین پناهی در این روستا زندگی میکرد هم شاعر میشد. حضور در آن روستا این شانس را به انسان میدهد که به کشف و شهود و شیوه دیگری از نگاه برسد. بخشی از این انتخاب غریزی و ناخودآگاه است و گمان میکنم این انتخاب، بهترین انتخاب ممکن بود.

شما سابقه ساخت مستند هم داشته‌اید. بخش‌هایی از «ممیرو» تا حد زیادی شباهت به فیلم‌های مستند دارد. درخصوص این ویژگی فیلمتان بگویید؟

یکی از ویژگیهای فیلم این است که مخاطب اقلیم و بازیگران را فراموش میکند و درگیر اتفاقی که در قاب رخ میدهد می‌شود. در قسمت‌هایی به سمت ساختار مستندگونه حرکت کردهام. مثلا در صحنه شهادتین یا صحنه عروسی احساس میکنم اگر کاری به غیر از این میکردم اتفاق اشتباهی رخ میداد. بافت فولکلوری که از زبان‌شناسی و قوم شناسی ریشه می‌گیرد نیز به شکل و شمایل مستندگونه در فیلم دیده میشود. البته این موضوع کاملا در خدمت اثر و روند داستان است.

در صحبت‌هایتان به این اشاره کردید که روی روستایتان شناخت کامل دارید. آیا برای ساخت «ممیرو» به همان شناخت اکتفا کردید یا مطالعات دیگری نیز برای تکمیل این شناخت داشتید؟

اگر میخواستم صرفا در آن بافت و فضا بمانم اتفاق اشتباهی رخ میداد. مسئله اصلی من در این فیلم انسان است و در کنار آن به قوم نگاری پرداختهام. هرکدام از ما در یک اقلیم خاص زندگی میکنیم من تلاش کردم از ویژگیهای اقلیم خودم در این فیلم استفاده کنم اما در کنار آن نگاهی فراتر به موضوعات دیگر نیز داشتهام و اثرم در حد یک قوم نگاری صرف باقی نمانده است.

در «ممیرو» از مادرتان به عنوان بازیگر استفاده کردهاید. دلیل این انتخاب چه بود؟

نه به لحاظ جغرافیایی ولی به لحاظ احساسی در عین حال که به شدت از مادرم دورم به شدت هم به او نزدیک هستم. مادر من روحیه با صلابت و مردانهای دارد. این موضوع همواره برای من جذاب بوده است. روحیه جنگ‌آوری و مردانه او همیشه مورد توجه من بوده است و در این فیلم نیز او نقش زنی را بازی میکند که خواسته‌های خود را به دیگران تحمیل می‌کند. او از فرزندش میخواهد که ازدواج کند تا ریشه مرگ و میر کنده شود.

«ممیرو» یعنی چه؟

«ممیرو» به معنی نامیراست. کسی که قرار نیست بمیرد.

داستان «ممیرو» چه دغدغه‌ای از شما به عنوان فیلمساز را مطرح کرده است؟

در این فیلم با دو تم و دو طرح داستانی مواجه میشوید؛ یک طرح رویین و یک طرح زیرین. طرح رویی در مورد کاراکتری است که خانواده‌اش را در یک تصادف از دست می‌دهد و می‌خواهد به زندگی خود خاتمه دهد. طرح زیرین ماجرا به این نکته اشاره دارد که مواظب اعمال و رفتارمان باشیم. من به لحاظ مذهبی به این ماجرا نگاه نمیکنم. تمرکز اصلی من بر این نکته است که مبادا احساس کسی را به هم بریزیم. مواظب باشیم که چه میکنیم. خودمان بر اعمال و رفتار خودمان نظارت داشته باشیم. من اگر در یک درگیری دو نفره قرار بگیرم حتی اگر مقصر نباشم عذرخواهی خواهم کرد، تنها به این دلیل که دوست دارم شب آرام‌تر و راحت‌تر بخوابم. تاکید «ممیرو» نیز بر این نکته است که مواظب اعمال و رفتارمان باشیم. این موضوع برای من از آن قصه ظاهری مهم‌تر است.

چگونه این دغدغه تبدیل به فیلم «ممیرو» شد؟

ایده اولیه را از یکی از همشهری‌هایم شنیدم. بارها پیش آمده است که ایده یا داستانی را میشنوید که در لحظه اول برایتان جذاب است اما فردا صبح آن را فراموش میکنید اما ایدهای که دوست من برایم تعریف کرد تا بیست روز پس از آن‌که آن را شنیدم رهایم نکرد. من این ایده را برای یکی از دوستانم، صابر محمدی، تعریف کردم بخشی از فیلمنامه را با او پیش بردیم و وی از جایی به بعد به علت مشغله کاری نتوانست با ما همکاری کند. ایده کلی بر اساس یک خاطره شکل گرفت. شاید یک نفر فیلم را ببیند و نپسندد و کسی آن را ببیند و بپسندد اما حال من با «ممیرو» خوب است.

عذرخواهی می کنم تا شب راحت بخوابم!

آیا در فیلم بعدیتان هم تصمیم دارید سراغ فضاهای روستایی بروید یا صرفا ایده «ممیرو» را در چنین فضایی اجرایی کردید؟

در حال حاضر مشغول نگارش فیلمنامه جدیدم هستم که اگر شرایط درست پیش رود برای ساخت آن اقدام می‌کنم. در تلاش هستم تا این اثر کم نقص‌تر از کارهای قبلی‌ام ساخته شود. دغدغه من در سینما، بحث مرگ است و تلاش می‌کنم در فیلم‌های خود پذیرش مرگ توسط انسان را به تصویر بکشم. این سوالی است که همیشه خودم درگیر آن هستم و نمی‌دانم که چگونه می‌توان با مقوله مرگ مواجه شد. شاید کلمه مرگ یک بار منفی با خود به همراه داشته باشد، اما به قول حضرت مولانا تا زمانی که مرگ را نفهمید زندگی آغاز نمی‌شود. به همین دلیل مرگ برای من یک پدیده بسیار مهم است و آثارم نیز درگیر این موضوع است. فیلم جدیدم نیز در لوکیشن آثار قبلی‌ام یعنی منطقه دهدشت ساخته می‌شود و از بازیگران بومی برای این کار استفاده می‌کنم. خاصیت این نوع از سینما به اصیل بودن آن است. ترجیح می‌دهم آدمی که در پلان فیلم من قدم می‌زند همجنس با بک‌راند فیلم باشد، به همین دلیل معمولا از افراد بومی برای فیلم‌هایم استفاده می‌کنم.

نورپردازی در «ممیرو» فضای متفاوتی دارد که در عین حال فرمالیستی هم نیست. درخصوص انتخاب این فضای نوری بگویید؟

فیلمنامه را به روزبه رایگا دادم و با هم در مورد آن صحبت کردیم. دنبال نوعی از رئالیسم بودم و نمیخواستم به فرمالیسم برسیم. گمان میکنم هر چقدر به سمت رئالیسم برویم بیشتر می‌توانیم احساس مخاطب را درگیر کنیم. دوست داشتم کل فیلم و نوع نورپردازی آن کمی به سمت شیوه مستندگونه برود.

در این فیلم از موسیقی استفاده نکردید. چرا؟

«ممیرو» در سکوت می‌گذرد. گمان میکنم جایی برای استفاده از موسیقی نبود. صدای باد و صدای محیط کار خود را انجام میدهد. در «ممیرو» بیشتر بر صداگذاری تاکید داشتم. فیلم باید موسیقی را طلب کند و «ممیرو» طلب نمیکرد.

در مورد کار کردن با مجید برزگر بگویید. برزگر در سینمای هنر و تجربه ما نقش ‌بسزایی دارد، همراهی او به عنوان تهیه‌کننده در فیلم شما به چه صورت بود؟

میتوانم واژه بینظیر را در مورد مجید برزگر به کار ببرم. او انسانی بینظیر است و به من کمک کرد درک درستی از سینما داشته باشم. وی به شدت انسان مهربانی است و داشتههای خود را به‌راحتی در اختیار دیگران میگذارد. دغدغه او سینماست و حضورش در این حرفه بسیار جریانساز است.

فیلم شما در جشنواره «بوسان» بوده و مورد توجه واقع شده است. به نظرتان چرا فیلمی با فضایی کاملا بومی در جشنواره‌ای بینالمللی مورد توجه قرار می‌گیرد؟

اصلا توقع نداشتم «ممیرو» در این جشنواره مورد توجه قرار بگیرد. جشنواره بوسان تجربه عجیب و غریبی را برای من رقم زد. تا قبل از این جشنواره به گونه‌ای فکر می‌کردم و بعد از آن به گونه‌ای دیگر. بوسان مهم‌ترین جشنواره آسیاست. سیلویا شان، این فیلم را یک شاهکار تصویری در مورد مرگ و زندگی دانسته است.

تفسیر او از این فیلم برای من بسیار جذاب بود. من در این جشنواره احساس تشخص کردم. احترامی که در این جشنواره به من گذاشته شد و تشخصی که برای فیلم قائل شدند برای من بسیار جذاب بود.



عاطفه محرابی

ارسال به دوستان
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
logo-samandehi
این شماره تقدیم میشود به:
ایران بزرگمهری‌ راد

ایران بزرگمهری‌ راد