khabargozarisaba.ir
پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷ - 2018 November 15
کد خبر: ۱۸۴۹۳
تاریخ انتشار: ۱۹ تير ۱۳۹۵ - ۱۰:۱۱
رضا شیرمرز:
«چراغ اپرا روشن نگه داشتن بسیار تحسین‌برانگیز است اما برای افرادی چون ما که قصد داشتند اپرا را به‌صورت زنده اجرا کنند، در اینجا زمینه فعالیت وجود نداشت.»
همه با رضا شیرمرز به عنوان نمایشنامه‌نویس، مترجم و پژوهشگر تئاتر آشنا هستند اما کمتر درباره وجه موسیقایی فعالیت‌های او سخن گفته شده است؛ این‌که او تعلیم آواز سنتی و کلاسیک و اپرایی را نزد اساتید برجسته‌ای همچون رضوی سروستانی، محمد نوری و علیرضا شفقی‌نژاد دیده است و این‌که چند سالی می‌شود در یونان به صورت جدی و حرفه‌ای به فعالیت در زمینه آواز کلاسیک و اپرا و همچنین دیگر فعالیت‌ها در زمینه موسیقی مشغول است یا این که ترانه‌های انگلیسی‌اش طرفداران زیادی دارد و با گروه‌های مختلفی به عنوان ترانه‌سرا کار می‌کند. چند روزی می‌شود که شیرمرز به ایران آمده است و ما هم از این فرصت استفاده کردیم تا درباره فعالیت‌هایش در زمینه موسیقی با او گپ بزنیم. آنچه در پی می‌آید حاصل گفت‌و‌گوی ما با او درباره شرایط اپرا در ایران و همچنین فعالیت‌های او در این زمینه است.

می‌دانم که علاوه‌بر فعالیت‌هایتان در زمینه ترجمه آثار مربوط به نمایش و تئاتر، در یونان فعالیت‌های مهمی در زمینه موسیقی هم دارید. از این فعالیت‌ها و برنامه‌هایتان در زمینه موسیقی بگویید لطفا.

بله؛ در کنار فعالیت‌هایم در حوزه تئاتر و نمایشنامه‌نویسی، پروژه‌ای را در دست دارم که بسیار برایم ارزشمند است. ترانه‌هایم که به زبان انگلیسی هستند، توسط یک آهنگساز جز به نام آنتونیز لاگابروز برای یک کوارتت پیانو، گیتار الکتریک، گیتار کلاسیک و ساکسیفون تنظیم شده است که آهنگساز این اثر، همان نوازنده ساکسیفون گروه است.

قرار است خواننده‌ای به نام ماریا چاروخا این مجموعه را بخواند و از این مجموعه در نیویورک پرده‌برداری می‌شود. این گروه به من گفتند که ترانه انگلیسی می‌خواهند و از من خواستند که برای آنها ترانه بنویسم. من چند ترانه آماده داشتم، چند ترانه دیگر نیز نوشتم و به آنها دادم و البته این پروژه ادامه دارد. من به استودیو می‌روم و در برخی از روزها چندین ساعت با یکدیگر روی این مجموعه کار می‌کنیم؛ خواننده قطعات را می‌خواند، آهنگساز در برخی از موارد تنظیم را تغییر می‌دهد و من هم بر اساس تغییری که در تنظیم پیش می‌آید، گاهی کلمات را جابه‌جا می‌کنم. با هم سر و کله می‌زنیم تا کار تمیز و خوبی از آب دربیاید. برای این‌که قطعات فراگیری داشته باشیم و مخاطب بیشتری را با خود درگیر کنیم، یک یا دو قطعه جز سویینگ را هم در این مجموعه گنجانده‌ایم. من هم با آنها در این زمینه هماهنگ شدم و شعرها را با یکدیگر نوشتیم. البته قطعات جز آوانگارد نیز در این مجموعه وجود دارند که به جز آمریکایی نزدیک هستند.

آنتونیز به عنوان یک آهنگساز برجسته که سی‌دی‌های مختلفی را در آمریکا منتشر کرده است و آن‌جا بسیار شناخته شده، کاری بسیار جدی را آغاز کرده است. کاری که همواره به انجام آن تمایل داشته‌ام اما در کشور خودم این اتفاق نیفتاده است. من بیست سال در زمینه آواز آموزش دیده‌ام. موسیقی سنتی را نزد سید نورالدین رضوی‌ سروستانی، آموختم و نزد او ردیف‌ها را تمام کردم و برای تغییر صدا نزد زنده‌یاد محمد نوری رفتم و مدتی از او آموزش‌های لازم را برای صداسازی اپرایی و دیگر موارد دریافت کردم. مدتی هم شاگرد علیرضا شفقی‌نژاد بوده‌ام که موزیسینی بسیار بزرگ و همچنان استاد من است. منظور و مرادم این است که قصد داشتم در حدی که بلد هستم و می‌توانم، در ایران موسیقی کار کنم و آن را ادامه دهم اما متاسفانه ممکن نشد.

البته پروژه‌هایی نیز در قالب ارکستر سمفونیک در ایران اتفاق افتاد و یک اپرای زنده یعنی اپرای عاشورا نیز اجرا شد اما علی رهبری از ایران رفت و آن تلاش‌ها ابتر ماند.

چنین آدمی از ایران رفت؟ علی رهبری یکی از بهترین موسیقیدان‌های دنیاست.

رسانه‌ها بسیار از او حمایت کردند اما درنهایت به‌قدری در کارش سنگ‌اندازی شد که پس از یک سال ایران را ترک کرد.

مسئله این است که اپرا را نمی‌خواهند. اپرا، فرهنگی خاص دارد و باید به آن فرهنگ اهمیت داده شود. بسیاری تصور می‌کنند اپرا به بخش پولدار جامعه تعلق دارد. درصورتی‌که این‌گونه نیست. اپرا می‌تواند پاپیولر و عامه‌پسند هم باشد. بستگی دارد که اپرا چگونه و برای کدام بخش از جامعه اجرا شود. این دسته‌بندی‌ها را در خارج از ایران نداریم. در تئاتر نیز شرایط همین‌گونه است. یک‌بار به سالنی رفتم و دیدم نمایش استندآپ کمدی اجرا می‌شود بلافاصله پس از آن نمایش، یک اثر تراژیک دراماتیک رئالیستی اجرا شد. بی‌باوری باید پای خود را از هنر و از جمله تئاتر کنار بکشد. اگر این اتفاق بیفتد می‌توانیم اپرا را نیز به تنهایی در ایران داشته باشیم.

این اتفاق شصت یا هفتاد سال پیش آغاز شده بود و اگر شرایط مناسب فراهم شود، آن حرکت می‌تواند ادامه پیدا کند. با توجه به مایه‌های بسیار زیادی که در ادبیات ایران وجود دارد و قابلیت ارائه شدن در اپرا را دارند، می‌تواند در حیطه اپرا به پیشرفت برسد. هم اپرای ادبی باید اجرا شود و هم مذهبی.

مثلا در مورد اپرای «عاشورا» کارگردان اثر؛ بهروز غریب‌پور کار بسیار خوبی می‌کند که این ادبیات را به اپرا تبدیل می‌کند. البته من این نمایش را ندیده‌ام.

اپرای عروسکی بهروز غریب‌پور زنده نیست و در اوکراین ضبط و در ایران به همراه عروسک اجرا می‌شود اما ارکستر سمفونیک تهران موسیقی آن اپرا را به‌صورت زنده اجرا کرد.

اپرا به‌صورت اجرای زنده است یعنی خواننده اپرا نیاز به میکروفن ندارد البته من دیده‌ام که در برخی از موارد از hf استفاده می‌کنند که واقعا آبروریزی است. اپرا همچون تئاتر، زنده است؛ ارکستر باید روی سن بنوازد، خواننده‌ها بخوانند و همه چیز به‌صورت زنده اتفاق بیفتد؛ اصلا عظمت اپرا در همین مسئله نهفته است. اگر اپرا پلی‌بک اجرا شود، ممکن است بسیاری از خصلت‌های خود را از دست بدهد. من به عنوان کسی که سال‌ها روی اپرا کار کرده‌ام باید بگویم که اصلا پلی‌بک را در اپرا نمی‌پسندم.

حس و روحی که باید منتقل شود، در اجرای پلی‌بک انتقال نمی‌یابد.

ابدا! وقتی شما صدا را ضبط و سپس پخش کنید، اثر تصنعی می‌شود و به سمت سینمایی شدن می‌رود. البته ممکن است ترکیب کردن اپرا با تئاتر عروسکی، این مسئله پلی‌بک بودن موسیقی آن را توجیه کند و کاملا می‌شود دلیل این اقدام بهروز غریب‌پور را درک کرد که با چه تلاشی درصدد انجام چنین کاری است.

بالاخره چراغ اپراتئاتر را روشن نگه داشته است.

بله؛ واقعا این چراغ روشن نگه داشتن بسیار تحسین‌برانگیز است اما برای افرادی چون ما که قصد داشتند اپرا را به‌صورت زنده اجرا کنند، در اینجا زمینه فعالیت وجود نداشت.

اگر جنبه نمایشی اپرا را از آن بگیریم و خواننده‌ها خیلی حرکت و طراحی دراماتیک نداشته باشند، به‌لحاظ هنری اپرا دچار نقص نمی‌‌شود و آیا می‌توان آن را اپرا نامید؟

ما یک آواز کلاسیک داریم که پیانو می‌نوازد و خواننده نیز می‌ایستد و می‌خواند.

منظور من این است که صرفا آوازهای نمایش خوانده شود.

این نوع کار می‌شود آواز کلاسیک. اپرا ترکیب آواز و موسیقی با تئاتر است.

برای این‌که بتوان اپرا را در ایران اجرا کرد، می‌گویم. آیا چنین کاری امکان‌پذیر است؟

در این صورت، بله، خیلی کارها می‌توان کرد اما مهم این است که اتفاق درست بیفتد. اول ما اصل قضیه را داشته باشیم تا بعد نوآوری‌های دیگر را نیز انجام دهیم. بله ما می‌توانیم با گرفتن عناصر نمایشی از اپرا، آریاهای یک اپرا را به صورت آواز کلاسیک یا سنتی روی صحنه بیاوریم اما نام آن دیگر اپرا یا اپرت نیست. از سوی دیگر هم می‌توانیم جنبه‌های موسیقایی اپرا را از آن بگیریم یا آنها را کمرنگ کنیم تا جنبه‌های نمایشی بر آن بچربد؛ در بهترین حالت نام چنین نمایشی می‌شود تئاتر موزیکال. به هرحال می‌توان به اشکال مختلفی از اجرای اپرا در ایران اندیشید که قابل پیاده‌سازی در شرایط امروز باشند.

.................

اپرا چیست؟

بنا بر تعاریف مالوف، اپرا آمیزه‌ای از موسیقی و نمایش است تا حقیقت به تصویر کشیده شود، از این رو برای خلق آثار اپرایی باید در دو بخش موسیقی و نمایش عالم بود تا پدیده‌ای درخور خلق شود. بزرگان هنر در برتری هر یک از این دو مولفه بر دیگری اختلاف‌نظر دارند؛ به عنوان مثال ریشارد واگنر موسیقی را در خدمت هدف والای نمایش می‌داند. با این حال موسیقی دارای اعجازی است که با آن، داستانی هرچند ساده به تجربه احساسی عمیق و دل‌انگیز بدل می‌شود. همچنین داستان‌ها و نمایشنامه‌های موفق نیز با درآمیختن با موسیقی، بقا و عمق بیشتری می‌یابند.

اگرچه سازنده نخستین اپرای تاریخ موسیقی جاکوپو پری است اما کسی که اپرا را به معنای واقعی کلمه بنیان گذاشت کلودیو مونته‌وردی بود.

اپرا مجموعه‌ای است از هنرهای مختلف از جمله موسیقی، ادبیات، فن بازیگری، طراحی صحنه، دکور و کارگردانی. اپرا از ارزنده‌ترین پدیده‌های فرهنگی جهان موسیقی است. طی چندین قرن اپرا با تحولات فراوان همه گونه رویدادها و سبک‌های موسیقی را تجربه کرده و به تکامل موجود رسیده است.

اپرا هنری است که روی صحنه‌ای که هماهنگ و سازگار با موسیقی ساخته شده انجام می‌گیرد. نمایش اجرایی در اپرا عناصر ویژه تئاتر مانند زمینه‌پردازی و محیط نمایشی، جامه‌ها، چهره‌پردازی و بازیگری را در خود دارد ولی در اپرا واژه‌هایی که بازگو می‌شود یعنی اپرانامه (libretto) سخن‌پردازی گفتاری نبوده بلکه به گونه آوازی و سرودگونه است. خوانندگان اپرا را یک گروه از همنوایان همراهی می‌کنند. همنوایان می‌توانند یک گروه کوچک سازی باشند یا یک ارکستر سمفونیک کامل.

البته امروزه این هنر مانند گذشته نیست و گاه با سبک‌های دیگر موسیقی آمیخته شده‌است یا این‌که به تنهایی و بدون نمایش اجرا می‌شود.

اپرا (Opera) صورت جمع کلمه لاتینی اپوس (Opus) به معنای «اثر» است و بنا بر این باید اپرا را به‌طور تحت‌اللفظی به «آثار» ترجمه کرد اما اپرا به‌صورت کلمه مفرد مونث از آغاز قرن ۱۷ میلادی به نمایشی گفته می‌شد که به‌جای آواز خوانده شود.

بخش‌های مختلف اپرا

اپرا سه بخش اصلی دارد: نخست پیش‌درآمد یا اوورتور؛ دوم آریا و سوم رسیتاتیف.

پیش‌درآمد در واقع مقدمه‌ای برای شروع اپراست که کاملا به‌صورت سازی است و هیچ خواننده‌ای در آن نمی‌خواند.

آریا (Aria) که قسمت اصلی اپراست و خواننده در آن با آرایش‌های آوازی، قدرت و مهارتش را ابراز می‌دارد.

رسیتاتیف (Recitatif) نوعی از فن بیان و مکالمه آوازی است و غالبا پیش از آریا قرار می‌گیرد. در اپرای ایتالیایی، رسیتاتیف رابط بین دو آریاست. ما دو گونه رسیتاتیف داریم؛ رسیتاتیف ساده (Recitatif Secco) که آواز بدون ارکستر است و فقط با چند آکورد کوتاه همراهی می‌شود و رسیتاتیف آکامپانیه (Recitatif accampagne) که خواننده با همراهی ارکستر می‌خواند و بیشتر در اپراهای فرانسوی معمول است.

از جمله معروف‌ترین رهبران ارکستر اپرا می‌توان گوستاو مالر را نام برد.


سهند آدم عارف

ارسال به دوستان
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: