khabargozarisaba.ir
شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۶ - 2017 November 18
کد خبر: ۱۱۵۳۴
تاریخ انتشار: ۱۵ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۲:۳۷
مهرداد اسکويي:
"مستندسازان خيلي اهل ديده شدن نيستند. بيشتر دلشان مي‌خواهد کار فرهنگي‌شان ديده شود. البته مستندسازان به زمان اکران و سالن‌ها اعتراضاتي دارند اما آن را رسانه‌اي نمي‌کنند. "

مهرداد اسکويي تحصيلاتش را در رشته کارگرداني در دانشگاه هنر به اتمام رسانده است. اين فيلمساز، تهيهکننده، پژوهشگر و عکاس ايراني در سال 2010 موفق به کسب عنوان چهره فرهنگي سال جهان از سوي نهاد فرهنگي پرنسکلاوس هلند شد. در سال 89 انجمن مستندسازان سينماي ايران جايزه بز رگداشت خود را در جشن خانه سينما، به پاس يک عمر فعاليت مستندسازي به او اهدا کرد. اسکويي در کمپ استعدادهاي جوان جشنواره برلين، آکادمي هنرهاي زيباي آلمان، آکادمي جشنواره مستند آمستردام هلند و کشورهاي فرانسه، انگلستان، لهستان، سوييس، امارات و ايران زير نظر اساتيدي چون آلبرت مايرلز، فردريک وايزمن، کيم لانگنيتو، ويکتور کوزاکوفسکي، ويم وندرس و... به گذراندن دورههاي آموزشي مختلف پرداخته است. وي تاکنون 27 فيلم کارگرداني کرده و با بيش از 400 حضور ملي و بينالمللي و کسب بيش از 90 جايزه معتبر يکي از شخصيتهاي برجسته مستندسازي ايران محسوب ميشود. به بهانه حضور مستند «روياهاي دم صبح» در جشنواره فجر با او گفتوگو کردهايم.

شما پيشتر دو مستند «روزهاي بيتقويم» و «آخرين روزهاي زمستان» را ساختهايد. آيا اين مجموعه مستندها با «روياهاي دم صبح» پايان ميگيرد؟

من پيش از اين به پسران زير 15 سال و بچههايي که تا به حال دريا را نديدهاند در دو مستند قبليام پرداخته‌‌ام. در «روياهاي دم صبح» درگير موضوع دختران بزهکار کانون اصلاح تربيت قوه قضاييه شدم. اين فيلم روايتي است از زندگي دختران زير 18 سال در کانون اصلاح و تربيت و آنچه بر آنها گذشته است. قسمتهاي مختلف اين سهگانه هرکدام با فاصله چهار سال در کانون اصلاح و تربيت شهرزيبا ساخته شدند. «آخرين روزهاي زمستان» در سال 90 و «روزهاي بيتقويم» در سال 86 ساخته شد. حالا «روياهاي دم صبح» قسمت سوم از اين سهگانه است که هفت سال منتظر ساخت آن بودم و بالاخره با کمک و همراهي سازمان زندانها و کانون اصلاح و تربيت شهرزيبا ساخته شد. فيلمبرداري آن در بهمن و اسفند 92 انجام شد و در يک سال گذشته درگير مونتاژ اين فيلم بودم. خيلي حساسيت روي تدوين آن داشتم و امير اديبپرور که از تدوينگران خوب سينماي مستند است، تدوين آن را انجام داد.

باوجود دشواريهايي که فيلمسازي اجتماعي در کشور ما دارد، شما چطور سراغ چنين موضوعاتي ميرويد؟

فيلمسازي اجتماعي در ايران مشکلات فراواني دارد و فيلمساز روي طناب باريکي راه ميرود. شما بايد هم به مصالح کشور فکر کنيد و هم متوجه مسئوليت اجتماعي خود باشيد، هم بايد پيامتان را منتقل کنيد و هم بايد به فيلم شما مجوز بدهند. هم بايد از دروغگويي و سياهنمايي پرهيز کنيد و نگذاريد حقيقت قرباني شود.

درنظر گرفتن اين مشکلات و مسائل، فيلم مستند را در زمينه انتقال حقيقت دچار اشکال نميکند؟

اصولا فيلم مستند بايد به حقيقت وفادار باشد. اما اين شرط لازم است و شرط کافي نيست والا دوربينهاي آسانسورها و ادارات جزو فيلمهاي مستند قرار ميگرفت. وقتي پاي فيلمساز به ميان ميآيد ساختار و روايت اهميت پيدا ميکند و استفاده از ابزارهاي مناسب براي انتقال معنا از اهميت بالايي برخوردار ميشود. در مستندسازي امر واقع بيشکل، نظم و نسق پيدا کرده و منسجم ميشود. بنيادگذاري روايت، طراحي موقعيت و پيداکردن نقاط عطف کاري است که فيلمساز مستند انجام ميدهد. من هنگام ساخت «روياهاي دم صبح» مستندهاي زيادي را تماشا کرده و توانستهام فضاي کاريام را استرليزهتر کنم و تجربههاي فرمي تازهاي را دنبال کنم. معتقدم در روايت بايد داستانگويي قوي داشته باشيم تا مخاطب را همراه کنيم.

با اين وجود فضاي مستندسازي داخل کشور ما را چطور ميبينيد؟ آيا ما در مستندسازي به استاندارهاي جهاني نزديک شدهايم؟

در دنيا دهه گذشته را دهه مستند ناميدهاند اما من فکر ميکنم دهه پيش روي ما در کشور دوران اوج مستند خواهد بود. مستندهاي ما مسيرهاي تازهاي را کشف و دريافت ميکنند. آنها در روايت به تجربههاي تازه دست زدهاند. نمونهاي از اين مستندها را در جشنواره سينما حقيقت ديدهايم. اما لازم است سياستگذاران فرهنگي، صدا و سيما و مستندسازان همانديشي کرده و به رشد اين جريان کمکهاي شايسته بکنند.

«روياهاي دم صبح» در جشنواره سينما حقيقت اکران شد و الان آن را به دبيرخانه فجر فرستاديد. اين جشنواره چه اهميتي براي شما دارد؟

من فکر ميکنم با سياستگذاريهايي که در اين جشنواره اعلام شده اتفاقات خوبي ميافتد. امسال تبليغات، محل اکران مستندها و سالنهاي خوب و نمايش در شهرستانها اتفاقات اميدوار کنندهاي است اما به نظرم فيلمهاي مستند بايد در بخش اصلي و سوداي سيمرغ راه پيدا کرده و داوري شوند.

برخلاف سينماگران داستاني مستندسازان اهل اعتراض به داوريها و هيات انتخاب جشنواره نيستند، اين روحيه از کجا ميآيد؟

من فکر ميکنم مستندسازان خيلي اهل ديده شدن نيستند. بيشتر دلشان ميخواهد کار فرهنگيشان ديده شود. البته مستندسازان به زمان اکران و سالنها اعتراضاتي دارند اما آن را رسانهاي نميکنند. من اميدوارم که مستندسازان که با بودجه‌‌هاي کلان و سرمايهگذاري هنگفت سروکار دارند و حقشان است، ديده شوند. اين مسير بسيار حساس است و سرمايهگذاري در آن دشوار.

ظرفيت مستندها در سينما به خلاف تلويزيون محدود به يک عده تماشاگر خاص است. به نظر شما اکران سينمايي اين آثار توجيه منطقي دارد؟

جاي مستند در تلويزيون است. به نظر من بايد قاطبه مستندها از صدا و سيما و بهويژه شبکه مستند پخش شوند. اما اکران بعضي از فيلمها که طراحي فني قابل قبول و جذابيت بالايي دارند، بايد در سينما نمايش داده شود تا ظرايف آنها از چشم پنهان نماند. براين اساس اکران فيلمهاي مستند در گروه هنر و تجربه مغتنم است. اميدوارم با بودجهاي که به شبکه مستند اختصاص ميدهند، فيلمسازان جدي مستند، جذب اين شبکه شوند. رسانههاي تصويري و اکران هنر و تجربه هم در اولويتهاي بعد از آن قرار ميگيرند.

شما در سال 2010 موفق به کسب عنوان چهره فرهنگي سال جهان از سوي نهاد فرهنگي «پرنس کلاوس» هلند شديد، اين اتفاق چه آوردهاي براي شما داشت؟

اين جايزه در واقع نوبل کوچکي در بخش فرهنگ است که به افرادي که در فرهنگ بومي و انساني تاثير داشتهاند، اهدا ميشود. اين جايزه دو اتفاق را براي من رقم زد. اول اين که من به عنوان فيلمساز توسط کمپانيها، جشنوارهها و مراکز فرهنگي رصد ميشوم. از طرف ديگر با پولي که از سوي اين بنياد به من رسيد کارهاي زيادي را سامان دادم. به عنوان مثال از کشورهاي مختلف کارت پستالهاي فرهنگي با موضوع ايران را خريداري کردم تا بتوانم يک کار پژوهشي را در زمينه فرهنگ ايران و اسلام به سرانجام برسانم.

برنامه شما براي «روياهاي دم صبح» چيست؟ سفرهاي خارجيتان را کي آغاز ميکنيد؟

همزمان با اختتاميه جشنواره فجر در جشنواره برلين حضور پيدا ميکنم. بعد از جشنواره برلين هم در هفت فستيوال در کشورهاي مختلف نظير سوئد، آمريکا، يونان، چک، لهستان و... حضور خواهم يافت.


کامبيز حضرتي

ارسال به دوستان
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: